دسته بندی کتاب ها
سبد خرید شما

کتاب کوچه ، حرف الف ، دفتر اول

کتاب کوچه ، حرف الف ، دفتر اول
درحال حاضر موجود نمی باشد
کتاب کوچه ، حرف الف ، دفتر اول
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 168322 - 113/2
  • وزن: 0.40kg
0 ریال

کتاب کوچه

نویسنده: احمد شاملو 
به کوشش: آیدا سرکیسیان

ناشر: مازیار
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 320
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1361 - دوره چاپ: 1

کمیاب - کیفیت : در حد نو

 

مروری بر کتاب

حرف الف ؛ دفتر اول

موضوعات کتاب کوچه؛ امثال‌وحکم، تمثیلات، باورهای کوچه، چیستان، خواب‌گزاری، اذکار و اوراد، دوا و درمان، قصه و متل، احکام، بازی و ترانه، تصنیف، زبان پیچک، سوگند و ماشین‌نوشته (ادبیات کامیونی یا جاده‌ای) است.

کتاب کوچه دانشنامه‌ی فولکلور زبان فاسی است که توسط احمد شاملو و با همکاری آیدا سرکیسیان، که در چندین جلد تدوین شده‌است. و تا پایان حرف «ج» منتشر شده است.این دایره‌المعارف شامل دسته بندی‌هایی همچون امثال و حکم، بازی و ترانه، باورهای توده، ترکیبات دیگر، تعبیرات مصدری، ترکیبات جمله‌ای و شبه جمله‌ای، نفرین‌ها و دعاها، خوابگزاری‌ها، چیستان‌ها و … می‌باشد.

چند دهه از عمر احمد شاملو صرف گردآوری و تدوین این کتاب گردید و چهارده جلد از آن در زمان حیات وی به چاپ رسید. بعد از شاملو، سرپرستی این مجموعه بر عهدهٔ همسرش آیدا سرکیسیان قرار گرفت و سیاوش شاملو فرزند احمد شاملو در یک مصاحبه در سال ۱۳۸۵ گفته بود که شاهد ادامهٔ چاپ کتاب کوچه خواهیم بود...

داستان در ترجمه تفسیر طبری بدین گونه آغاز میشود که ابرهه ولایت یمن داشت از جانب ملک حبشه، و به شهر صنعان کلیسائی بپرداخت که در جهان هرگز هیچ کس بدان صفت نپرداخته بود... 

« زنده‌‌یاد فضل‌‌اللّه‌ صبحی مهتدی در این باب که چرا روباه را به لقب آشیخ مفتخر کرده‌‌اند حکایتی آورده که نقل می‌‌شود:

یکی بود یکی نبود. روباهی بود زبر و زرنگ که نزدیک چناری لانه داشت. بالای درخت چنار هم لک‌لکی برای خودش آشیانه درست کرده بود. هر روز صبح که روباه از لانه‌‌اش بیرون می‌‌آمد نگاهی به بالای درخت می‌‌کرد و سلامی به لک‌‌لک می‌‌داد و با خودش می‌‌گفت: روزی روزگاری این لک‌‌لک صاحب بچه می‌‌شود و اگر ما یک وقت شکاری گیرمان نیامد بچه لک‌‌لک را شکار می‌‌کنیم. پس باید از حالا بنای دوستی با این لک‌‌لک بگذارم.
اما وقتی فهمید که لک‌‌لک نر است از دوستی با او پشیمان شد اما دیگر چاره‌‌ای نبود.
یک روز لک‌‌لک به روباه گفت:
ـ خوب نیست که ما همسایه باشیم و نان و نمک هم را نچشیده باشیم. یک روز مرا سر سفره‌‌ات صدا بزن و ...».

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات