دسته بندی کتاب ها
سبد خرید شما

هزارستان ؛ سلفون

هزارستان

نویسنده: محمد ابراهیم باستانی پاریزی
ناشر: علم
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 431
اندازه کتاب: رقعی سلفون - سال انتشار: 1399 - دوره چاپ: 4

 

مروری بر کتاب 

مصور

این مجموعه نوشته‌های مختلف و گوناگونی است در حوزه‌ی تاریخ، فرهنگی، سیاست، حوادث گوناگون روزگار، ادبیات و نظایر آن که گاه حکایت و روایات متعددی را شامل می‌شود که پاره‌ای نیز از مایه‌های طنز برخوردار است. مقالاتی که در این کتاب می باشد به صورت هایی ربطی به هزار و هزاره دارد و به همین دلیل نام آنرا هزارستان گذاشته ام...

جناب جلالت مآب دکتر ابراهیم باستانی پاریزی را -که قلم‌شان سحرانگیز است و قصه‌های‌شان دل‌آویز- با خواندن برخی آثارشان شناختم و دوستی صمیمی که گویا آشنایی قدیمی با ایشان داشتند در وصف ایشان بسیار برایم فرموده بودند. حالیا دستی داد و به برکت کتابناک فرصتی فراهم شد تا مطلبی از ایشان ببینم که تا نخوانده ام ترکش نکنم - که الحق همه‌ی آثار ایشان چنین است.

اکنون دست‌نوشته‌ای را که آن استاد ارجمند بر این کتاب رقم زده‌اند برای خوانندگان خواهنده درج می‌کنم:
سرسبزترین بهار، تقدیم تو باد/ آوای خوشِ هَزار، تقدیم تو باد
گویند که لحظه‌ای است رویین عشق/ آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
شعر لطیفی است و گویا از هم‌دوره‌ای‌های خودمان باشد. دلم می‌خواهد آن را تقدیم خوانندگانی کنم که هزاران نسخه کتاب‌های مرا خریده‌اند و انکی کم‌تر از هزار مقاله‌ی مرا خوانده‌اند. هزاران تومان پول داده‌اند و صادقانه اعتراف کنم که صددینار هم برای آن‌ها سود نداشته است. اینک خوشوقتم که چاپ دومِ هزارستان در دسترس آن دوستان نادیده قرار می‌گیرد.

چند روز قبل، فیلم راز طبیعت را از تلویزیون می‌دیدم، سنگ‌پشتی سلانه سلانه در ساحل دریا، لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت و به‌قول جامی: هر قدم دانه سکّری می‌کاشت؛ یعنی بی‌پروا در هر قدم بر روی ریگ‌های نرم ساحل، تخمی به امان خدا می‌گذاشت. فیلم گویا از تحقیقات بی‌.بی.ثی بوده باشد. آن‌چه ربطی به مقدمه‌ی هزارستان دارد این است که به‌قول گوینده، والعهده علی‌الراوی، گویا لاک‌پشت هر بار که شروع به این‌کار می‌کند- هزار تخم می‌گذارد و البته اغلب آن را حیوانات دوپا و چارپا و پرندگان می‌ربایند- و آنچه باقی می‌ماند تبدیل به کاسه‌پشت می‌شود.

به اعتقاد بعضی ژاپنی‌ها مرغ دُرنا هزارسال و سنگ‌پشت ده هزارسال عمر می‌کند. ما آدم‌ها را بگو که به شصت‌هفتادسال عمر می‌سازیم و دنیا را زیرورو می‌کنیم. اخیراً از یک طبیب ایرانی، دکتر درویشپرسیده بودند که با این پیشرفت‌های پزشکی و حذف و تعویض اعضا و بافت‌های مصنوعی آیا عمر انسانی باز هم طولانی‌تر نخواهد شد؟ و او جواب داد، پزشکی جدید، شاید عمر آدمی را به هزارسال برساند ولی مطمئناً بیش‌تر از این عمر طولانی را باید روی تخت‌خواب بگذراند. من اگر به آن دکتر دسترسی داشتم برای او یک شاهد از شاهنامه می‌آوردم که می‌گوید:

«... پادشاهی ضحاک هزار سال بود - و یک روز کم...» و البته همه‌ی ما می‌دانیم که این نهصدونودونه سال و خرده‌ای تماماً او نیز روی تخت گذرانده بود- منتهی روی تخت سلطنت، سلطنتی که به‌قول شاعر: سلطنت - گر همه یک روز بود- مغتنم است، و ما پادشاهی هم داشته‌ایم که یک روز سلطنت کرده است.

کاش از آن هزارمقاله - که درین صفحه به‌نحوی خودستایانه از آن یاد کردم- یکی از آن‌ها، به‌اندازه‌ی یکی از آن هزار تخم یک لاک‌پشت، خاصیت پزشکی - که اطبا می‌دانند- داشت، و اگر نه، لااقل، یکی از آن هزارمقاله - و اندکی کم- آری، کاش یکی شفاعت‌خواه نویسنده‌اش در روز قیامت می‌شد. کاش! 

هم‌چنین 46 تصویر (به‌همان شرط پیشین) نیز به تناسب زینت‌آرای این کتابند و امیدوارم که مراجعه کنندگان این کتاب را بخوانند که از آن حظ وافر خواهد برد. ان‌شاءالله


فهرست

هزاریّه 
از صفر تا بی‌نهایت 
مرد هزار کتاب
هزار امام و قلعه‌ی حاج درویش 
و...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات