دسته بندی کتاب ها
سبد خرید شما

نامه های ملک الشعراء بهار

نامه های ملک الشعراء بهار
درحال حاضر موجود نمی باشد
نامه های ملک الشعراء بهار
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 164166 - 63/5
  • وزن: 0.60kg
0 ریال

نامه های ملک الشعراء بهار

نویسنده: محمدتقی ملک الشعرا بهار
به کوشش : علی میرانصاری

ناشر: سازمان اسناد ملی ایران
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 254
اندازه کتاب: وزیری - سال انتشار: 1379 - دوره چاپ: 1

کمیاب - کیفیت : نو ؛ لبه جلد سائیدگی مختصری دارد

 

مروری بر کتاب

مصور - اسناد

نامه های ملک الشعرای بهار، شامل ۱۱۰ نامه از بهار است که در طول نزدیک به ۴۰ سال و در ارتباط با حوادث مختلف سیاسی-اجتماعی نگاشته شده است. نخستین نامه مربوط است به درخواست لقب "ملک الشعرائی" از آستان قدس رضوی، پس از مرگ پدرش در سال ۱۲۹۲ خ.۱۳۲۲/ ق. و آخرین آنها، نامه ای است خصوصی به یکی از اقوام بهار که در ۲۷ اسفند ۱۳۲۹ نوشته شده است.

این نامه ها به لحاظ موضوعی، تقسیم می شود به:
- نامه های خانوادگی، مانند: نامه های بهار به همسر (پیش از ازدواج) و فرزندانش.
- نامه های سیاسی، مانند: نامه های بهار در ارتباط با انتخابات مجلس پنجم و یا به محمدعلی فروغی به هنگام تبعید در اصفهان.
- نامه های ادبی، مانند: نامه های بهار به رئیس دارالمعلمین، مربوط به طرح پیشنهادی تدریس تاریخ ادبیات ایران و یا نامه منظوم او به صادق سرمد.
- نامه های دوستانه، مانند: نامه های بهار به زین العابدین رهنما، مجتبی مینوی و محمدعلی جمال زاده.
- نامه های اداری، مانند: نامه های بهار به رئیس دانشکده ادبیات.

بلندترین نامه، پیش نویس تحلیلی است مفصل از اوضاع ایران بعد از جنگ جهانی اول که مخاطب آن معلوم نیست و کوتاه ترین آن ها، تقاضانامه ای است خطاب به شهربانی در ارتباط با اخذ پروانه مسافرت به گیلان که در امرداد ۱۳۱۸ نوشته شده است.

نامه زیر را به سودابه صفدری، همسر آینده اش در هنگامی نوشته که تازه از او خواستگاری کرده بود. هنوز اوراندیده و تنها وصفش را از یکی از دوستان خود شنیده بوده است. این نامه‌ها را همسر بهار در سالهای آخر عمر خود به دخترش،پروانه،سپرده است،یقینا بعنوان یکی از عزیزترین یادگارهای‌ زندگی مشترک خود با بهار.با آن‌که نامه‌های خانوادگی کمتر مشتمل بر نکاتی است‌ که آیندگان را بکار آید و در خور ثبت و ضبط باشد،ولی این نامه‌ها دارای نکاتی است‌ قابل تأمل. سودابه صفدری، همسر ملک الشعراء که بعدها بهارتغییر نام داد، فرزند عطاءالسلطنه است. وی در سال 1358ش، در تهران در گذشت...

دوست ابدی من قربانت شوم.
با این که شما را ندیده ام، از بخت خودم اطمینان دارم که گنجینه ی عزیز و ثابتی برای قلب و روح خویش انتخاب نموده ام. ولی نمی دانم احساسات شما ازچه قرار است. عزیزم من خودم را برای شما معرفی می نمایم. یک جوان ثابت العقیده ی خوش قلب، فعال و ساعی، پر حرارت و با غیرت، در دوستی محکم و در دشمنی با اهمیت. حیات من در یک فامیل خوش اخلاق متدین بوده و در دامان مادر فاضله و حق پرستی تربیت شده ام. در فامیل ما خست و دروغگوئی، اصراف و هرزه خرجی موجود نبوده و نیست. به ما یعنی به خود و خواهر و دوبرادرم، همواره توصیه شده است که کار کن و فعال بوده و نان خودمان را با سعی و اقدام تدارک نموده و با خوشروئی و آسودگی بخوریم.

من از سن هژده سالگی که پدرم وفات کرده است، رئیس و بزرگتر خانواده ی خود بوده و فامیل بزرگ خود را با عزت و آبرومندی اداره کرده ام و تا امروز که سی و سه سال از عمرم می گذرد، رئیس این خانواده بوده و برای خانواده ی خودم جز عزت و سرافرازی و استراحت، چیزی به کار نبسته ام. شهرت و احترام من به قوه ی هوش و سعی و اقدام خودم بوده است. ولی چون یک همسر و رفیق دلسوزی که مرا اداره کند، نداشته ام با هرچه به دست آورده ام صرف شده است.

خودم در تهران مانده و مادرم به واسطه ی مرض اعصاب و مفاصل در مشهد مانده و قادر به آمدن به تهران نشده است. زندگانی من در مشهد خیلی مرتب و آبرومند بوده است. منازل شخصی و اثاث البیت خانوادگی، مادر و همشیره و برادر و قریب پانصد نفر بستگان پدری و چند نفر بستگان مادری من نیز در خراسانند. ولی خودم نظر به علاقه ی کاری و نظریات سیاسی، نا چار در تهران اقامت نموده،و می خواهم داخل یک حیات فامیلی جدیدی بشوم. چون می توانم فامیل جدید خودم را به فضل خدا و قوه ی سعی و عمل و معلومات خودم، به خوبی و در نهایت آبرومندی اداره نمایم.

به این نیت مصمم شده و به وسیله ی عزیزترین دوستانم معتصم السلطنه و مرآت السلطان با شما دست دوستی و وصلت داده و امیدوارم که تا روزی که زنده بمانم دست خود را از دست شما بیرون نکشم و با شما زندگی کنم. به شما اطمینان می دهم که من جز شما دیگری را دوست نداشته و نخواهم داشت. مثل سایر جوانان جاهل و بی تجربه، پیرامون هوی و هوسهای جوانی نگشته و در آتیه هم به طریق اولی نخواهم گشت.

من فطرتا با عصمت و عفت و تعصب خانوادگی بار آمده و این حس شریف را تا عمر دارم، از خود دور نخواهم کرد. البته شما هم با آن سوابقی که به پدر محترم شما سراغ دارم و فعالیت و شرافتی که از مادر گرامی و بزرگوارتان و سایر بستگان اطلاع یافته ام، با من هم عقیده بود و قدر یک دوست صمیمی و همسر جدید را که می بایست بقیه ی عمرتان را با او به سر برید به خوبی خواهید دانست و شوهر شما کسی است که دوستی او برای عموم مردم با شرافت و نجیب، ذیقیمت بوده و یک نفر از اخلاق و رفتار او مکدر نبوده و شاکی نیست.

بدیهی است که شما نیز از این حیث با عموم هم عقیده بوده و هیچ وقت از من شاکی نخواهید بود. زودتر با یک حس شریف و حرارت پاک و عقیده ی ثابت و مستحکمی، خودتان را برای اداره کردن روح و قلب و خانه ی من حاضر کنید. شما صاحب دارائی و ثروت من و فرمانروای خانه و قلب من خواهید بود. باید با نیتی خالص و صمیمیتی قلبی و بی آلایش از عهده ی این مسؤلیت و صاحب خانگی و دلداری و دلنوازی حقیقی برآئید.

من به خداوند تبارک و تعالی متوسل شده و با شما متوصل می شوم و از خداوند درخواست می کنم که قلب شما با قلب من طوری متصل شود که جدائی و فاصله در بین نباشد. عزیزم به قدری میل دارم تو را ملاقات کنم که حدی ندارد. دوست داشتم که این مطالب را در حضورت عرض کرده و قلب تو را در موقع اظهار احساسات قلبیه ی خودم بسنجم و احساسات تو را آزمایش نمایم. من رب النوع عشق و دوستی و صمیمت و وفاداریم. آیا تو هم با من در این عقیده هم راه و هم آواز خواهی بود؟ اخ چه خوب بود که ما زود تر هم را می دیدیم. وقبل از موقعی که تکمیل تدارکات به ما اجازه ی ملاقات بدهد یکدیگر را ملاقات می نمودیم. دیگر اینطور بشود یا نشود نمی دانم. در هر لحظه منتظرم که تو هم احساسات خودت را زودتر به توسط خط خودت به تفصیل برای من بفرستی .

من حالا جز خیال تو و فکر تو مشغولیت دیگری ندارم می خواهم بنا آورده و بین قسمت متقدم منزل و قسمت متأخر آنرا دیوار کشیده از هم تفکیک نمایم. منزل حالیه ی ما خیلی خوب، جدید البنا و نوین است . حیف است از این منزل خارج شویم برای اطاق پذیرائی شما دو اطاق مجزا نموده و برای پذیرائی خودم یک اطاق و یک ناهارخوری و برای اطاق خواب هم اطاق دیگری موجود داریم.

برای صندوقخانه و انبار و غیره اطاقها و زیرزمینهای مرتب و محکمی مهیاست. وسعت و دلنوازی حیات به قدر مکفی است. گمان نداریم به شما بد بگذرد. فقط شما باید یک آشپز قابل وتمیز زنانه با خودتان بیآورید و کلفت دوست داشتنی هم برای خود تان انتخاب نمائید. در قابلیت و نظافت آشپز خیلی دقت کنید. ملاحظه ی صرفه و غیره را ننمائید . در امانت و صحت عمل کلفت هم دقت بفرمائید. از قبل بنده خدمت خانم معظمه ی خودتان سلام و عرض عبودیت تبلیغ نموده از طرف من دست ایشان را ببوسید.
والباقی عن التلاقی تمت
م. بهار

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات