كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 و استقبال شما عزیزان كد 139902 با تخفيف شش درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان تیرماه تقدیم می گردد. لطفا جهت استفاده ، کد فوق را در بخش مربوطه وارد و سپس کلید اعمال کوپن را کلیک نمایید .
‏علی علیه السلام و فوج فائزین

‏علی علیه السلام و فوج فائزین

نویسنده: عبد العلی گویا
ناشر: حافظ نوین
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 670
اندازه کتاب: وزیری گالینگور - سال انتشار: 1376 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب  

اگر نبود حدیثی در بیان فضائل علی(ع)، مگر حدیث فوق، ما را بسنده بود که سخن را کوتاه کنیم. اما از آنجا که می‌خواهیم مساله بیان فضایل حضرتش را در میان اذهان خوانندگان -به نوعی- تثبیت نماییم، ناچاریم مقدمه خود را قدری طولانی‌تر نموده و به ذکر نمونه‌های دیگری در این زمینه اقدام نماییم؛ چه، به اتکای همین احادیث معصومین(ع) معتقدیم که: "قلب‌ها مانند شمشیر زنگار می‌بندد و صیقل دادن آن جز به ذکر حدیث و شنیدن آن میسر نیست".

از طرف دیگر، جابربن عبدالله انصاری می‌گوید: "رسول خدا(ص) فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و گفت: خدای متعال تو را مامور می‌نماید که به بیان فضایل علی‌بن ‌ابی‌طالب(ع) در بین اصحاب و یارانت بپردازی تا آنها نیز سخنان شما را به آیندگان برسانند. همچنین به همه ملائک فرمان داده است تا فضایل علی(ع) را که شما بیان می‌کنید، گوش کنند".
بنابراین، وقتی در قرآن مجید نیز آمده است: "لقد کان لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه (احزاب-21)"، دیگر جای هیچ‌گونه شک و تردیدی باقی نمی‌ماند که ما هم به اندازه توفیقی که خداوند نصیبمان فرموده، به این امر مبادرت جوییم».

از آنجا که احادیث محمد و آل محمد(علیهم‌السلام) صعب مستصعب است و امکان دارد قلوب عقب افتاده نتواند تحمل حتی شنیدن بعضی از این فضایل و مناقب و معجزات را بنماید، لذا می‌بایست در مواجهه با این‌گونه احادیث، به این بیان امام باقر(ع) توجه داشته باشیم که امام باقر(ع) می‌فرماید: «رسول خدا(ص) فرمود: حدیث آل محمد صعب مستصعب است، جز فرشته مقرب یا پیغمبر مرسل یا بنده‌ای که خدا دلش را به ایمان آزموده، به آن ایمان نیاورد. پس هر حدیثی که از آل محمد(ص) به شما رسید و در برابر آن آرامش دل یافتید و آن را آشنا دیدید، بپذیرید و هر حدیثی را که دلتان از آن رمید و ناآشنایش دیدید، آن را به خدا و پیغمبر و عالم آل محمد(ص) رد کنید. همانا هلاک شده کسی است که حدیثی را که تحمل ندارد، برایش بازگو کنند و او بگوید به خدا این چنین نیست، به خدا این چنین نیست، و انکار، مساوی کفر است.»

همچنین اگر کسی نخواهد این‌گونه مطالب را قبول کند، ناچار است به دنبال بهانه‌ای بگردد و مثلا ضعف سند حدیث و ... را مستمسک قرار دهد و از ریشه، تمامی حقایق را منکر شود، بلیه‌ای که اخیرا گریبانگیر بعضی از محققین بی‌خبر از حقایق و معارف عالی مذهب شیعه شده است. مثل اینان، مثل همان کسانی است که در زمان پیامبر(ص) به تمامی معجزاتی که از حضرتش به وقوع می‌پیوست، مهر سحر می‌زدند و رسول خدا(ص) را -العیاذبالله- ساحرِ کذاب می‌دانستند.

نویسنده در بخشی از این اثر می‌نگارد: نمونه‌ای که ذیلا خاطر نشان می‌سازیم، مشتی از خروار است که فقط قلوب «امتحان شده به ایمان» را می‌طلبد. علی(ع) فرمود: «... من با پیغمبر(ص) بودم، زمانی که گروهی از بزرگان قریش نزد او آمدند و گفتند: ای محمد، تو امر بزرگی ادعا می‌کنی که نه پدران تو و نه کسی از خاندان تو آن را ادعا نکرده است و ما از تو کاری درخواست می‌نماییم که اگر آن را برای ما بجا آوری می‌دانیم پیغمبر و فرستاده هستی، و اگر بجا نیاوری، می‌دانیم جادوگر و دروغگو هستی. پیغمبر(ص) فرمود: چه می‌خواهید؟ گفتند: این درخت را برای ما بخوان تا با ریشه‌هایش کنده شده جلو رویت بایستد. پیغمبر(ص) فرمود: خداوند بر همه چیز توانایی دارد، اگر این خواهش شما را برآورد آیا ایمان می‌آورید و به حق گواهی می‌دهید؟ گفتند: آری. فرمود: من به شما نشان می‌دهم آنچه را می‌طلبید و می‌دانم که به خیر و نیکویی نمی‌گروید و بین شما کسی هست که در چاه انداخته می‌شود و کسی هست که لشکرها را گردآورد.

پس از آن پیغمبر(ص) فرمود: ای درخت، اگر تو به خدا و روز رستاخیز ایمان داری و می‌دانی من پیغمبر خدا هستم، با ریشه‌های خود کنده شو و به فرمان خدا جلوی من بایست.
سوگند به خدایی که آن حضرت را به حق برانگیخت، درخت با ریشه‌هایش کنده شد و آمد در حالی که صدایی سخت داشت و صدایی مانند صدای بالهای مرغان، تا بین دو دست پیغمبر(ص) مانند مرغ پر و بال‌زنان ایستاد و شاخه بلند خود را بر سر رسول خدا(ص) و بعضی از شاخه‌هایش را بر دوش من افکند، و من در طرف راست آن حضرت(ص) بودم.

پس چون آن گروه آن را دیدند، از روی سرفرازی و گردنکشی گفتند: بفرما تا نیمی از آن پیش تو آید و نیمه دیگر جای خود بماند. پس درخت را به آن درخواست فرمان داد، آنگاه نیمه آن به سوی آن حضرت رو آورد که به شگفت‌ترین روی آوردن و سخت‌ترین صدا کردن می‌ماند و نزدیک بود بر رسول خدا(ص) بپیچد. پس از روی ناسپاسی و ستیزگی گفتند: امر کن این نیمه نیز باز گردد و به نیمه خود بپیوندد همچنان که بود. پس پیغمبر(ص) امر فرمود درخت بازگشت. من گفتم: سزاوار پرستش جز خدا نیست، ای رسول خدا! من نخست کسی هستم که ایمان به تو آوردم و نخست کسی که اقرار کردم به اینکه درخت به فرمان و خواست خدا بجا آورد آنچه را که کرد برای اعتراف به پیغمبری تو و احترام فرمانت.

پس همه آن گروه گفتند: جادوگر بسیار دروغگویی است، شگفت جادویی که در آن چابک است! و آیا تو را در کارت تصدیق می‌نماید غیر از مانند این شخص؟! که قصدشان من بودم و من از گروهی هستم که در راه خدا، آنان را توبیخ سرزنش کننده‌ای باز نمی‌دارد، چهره آنان چهره راستگویان و سخنشان سخن نیکوکاران است، شب را آباد کننده و روز را نشانه و راهنما هستند. به ریسمان قرآن خود را می‌آویزند، و راه‌های خدا و روش‌های پیغمبرش را زنده می‌کنند. گردنکشی و سرفرازی و نادرستی و تباهکاری نمی‌کنند، دل‌هایشان در بهشت و بدن‌هایشان مشغول کار است».

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

‏علی علیه السلام و فوج فائزین

  • ناشر: حافظ نوین
  • کد کتاب: 102615- 103/6
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: امام علی, عبد العلی گویا, تاریخ اسلام, تاریخ شیعه, شیعه, حدیث, کتاب ‏علی علیه السلام و فوج فائزین