كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 كد 139902 با تخفيف پنج درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان خرداد ماه جاری تقديم مي گردد.
یک روز قشنگ بارانی

یک روز قشنگ بارانی

نویسنده: اریک امانوئل اشمیت
مترجم: شهلا حائری
ناشر: قطره
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 144
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1387 - دوره چاپ: 3

کیفیت : نو ؛ مهر دارد

 

مروری بر کتاب

پنج داستان کوتاه

آنتوان می‌گفت که بزرگ‌ترین عشق زندگیش را یافته است. به محض این که هلن را به رستوران می‌برد باید حتما هلن را شریک برنامه‌های زندگی آینده‌اش می‌کرد. این وکیلی که تمام پاریس به دنبالش بود می‌خواست که هلن همسر و مادر فرزندانش شود. هلن هم لبخند بر لب سکوت می‌کرد.

آنتوان از روی احترام یا ترس، جرات نمی‌کرد وادارش کند جواب دهد. چی در سر هلن می‌گذشت؟ در واقع خودش هم نمی‌دانست. مسلما این ماجرا بیشتر از معمول طول کشیده بود اما هلن نمی‌خواست این موضوع را به حساب آورد و از آن نتیجه‌گیری کند. با هم عشقبازی کردند. سعادتی که آنتوان حس کرد هیچ ربطی به لذت هلن نداشت. با این حال هلن گذاشت که ادامه بدهد. ماه‌ها بود که رابطه‌شان ادامه داشت. آنتوان می‌گفت که بزرگ‌ترین عشق زندگیش را یافته است. به محض این‌که هلن را به رستوران می‌برد باید حتما هلن را شریک برنامه‌های زندگی آینده‌اش می‌کرد. این وکیلی که تمام پاریس به‌دنبالش بود می‌خواست که هلن همسر و مادر فرزندانش شود. هلن هم لبخند بر لب سکوت می‌کرد.

 آنتوان از روی احترام یا ترس، جرأت نمی‌کرد وادارش کند جواب دهد. چی در سر هلن می‌گذشت؟ درواقع خودش هم نمی‌دانست. مسلما این ماجرا بیشتر از معمول طول کشیده بود اما هلن نمی‌خواست این موضوع را به حساب آورد و از آن نتیجه‌گیری کند. آنتوان به‌نظرش ــ چطور بگویم... خوش‌آیند می‌آمد. آره، کلمه‌ای قوی‌تر و پرشورتر برای بیان احساسی که فعلاً باعث می‌شد هلن رابطه‌اش را با او به هم نزند پیدا نمی‌کرد. حالا که قرار است آنتوان را پس بزند دیگر چرا عجله کند؟ هلن برای آسودگی خیال فهرستی از عیوب آنتوان تهیه کرده بود.

از نظر قیافه آنتوان یک لاغر دروغین بود. بدون لباس، شکم کوچولوی بچگانه‌ای از هیکل درازش بیرون می‌زد که بدون شک طی سال‌های آینده بزرگ‌تر هم می‌شد. رابطه نزدیکشان هم زیادی طول می‌کشید و تکراری در کار نبود. از نظر فکری هم با این‌که درخشان بود و مرتبه و موفقیت شغلیش گواه آن بود، زبان‌های خارجی را به خوبی هلن حرف نمی‌زد. از نظر روحی هم آدمی بود که به مردم زیادی اعتماد می‌کرد، و به‌طرز ابلهانه‌ای خوش‌باور به‌نظر می‌رسید...

با این حال هیچ‌کدام از این معایب برای قطع فوری رابطه کافی نبود، این معایب هلن را منقلب می‌کرد. احتیاطی که آنتوان در به کارگیری زبان‌های خارجه به خرج می‌داد در حد کمالی بود که برای زبان مادریش داشت. اما سادگیش هم برای هلن آرامش‌بخش بود: هلن در مجامع نخست ابتذال آدم‌ها را می‌دید، تنگ‌نظری‌هایشان، بی‌غیرتی‌شان، حسادتشان، عدم اطمینانشان، ترسشان را.

پنج داستان کوتاهی که در این کتاب گرد آمده است، هریک حکایت زنی را بازگو می کند.زنانی با خصوصیات و خلق و خویی متفاوت، اما همگی در جست و جوی حقیقت خود و معنای زندگی.اریک امانوئل اشمیت در این داستان ها با سبکی ساده و بی پیرایه اما پرکشش، ترانه سرای امید و شور زندگی می شود تا بار دیگر خواننده اش به تماشای معمای پر رمز و راز هستی بنشیند.

فهرست

• یک روز قشنگ بارانی
• غریبه
• اودت معمولی
• تقلبی
• زیباترین کتاب دنیا

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

یک روز قشنگ بارانی

  • ناشر: قطره
  • کد کتاب: 116538 - 111/2
  • موجودی: در انبار
  • 200,000ریال
  • 158,000ریال

برچسب ها: اریک امانوئل اشمیت, شهلا حائری, داستان های اجتماعی, داستان های فرانسوی, کتاب یک روز قشنگ بارانی