کتاب یکی ، هیچ کس ، صدهزار  فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب رمان انتشارات پیام

یکی ، هیچ کس ، صدهزار

نویسنده: لوئیجی پیراندللو  
مترجم: بهمن فرزانه
ناشر: پیام - فرانکلین
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 138
اندازه کتاب: رقعی- سال انتشار: 1350 - دوره چاپ: 1

کمیاب - کیفیت : درحد نو

 

مروری بر کتاب 

«موسکاردا» روزی مقابل آیینه می ایستد و زنش بعد از مدت ها زندگی مشترک به او می گوید که دماغش به سمت راست انحراف دارد. راوی از همین جا و با همین حرف دچار نوعی وسواس می شود که زندگی او را دگرگون می کند.

«موسکاردا» آدم میانسالی هم نیست، یک راوی 28 ساله است که به خاطر مسائلی در پایان سن نوجوانی ازدواج کرده است. حرف همسرش آنقدر روی او تاثیر می گذارد که نه تنها به دماغش بلکه به سایر اندام های خود هم با دیدی دیگر نگاه می کند. مردم دیگر را هم با همین نگاه وسواس گونه ورانداز می کند.
    
«موسکاردا» بعداً می خواهد تنها باشد. منتها نه مثل این تنهایی هایی که امروز رایج است و آنچه خیلی ها از تنهایی برداشت می کنند. او می خواهد بدون خودش و با حضور یک شخصیت بیگانه که او هم کسی جز خودش نیست تنها باشد. در واقع «موسکاردا» دنبال این است که خودش را از بیرون ببیند.

این است که از خودش می پرسد چرا آن بیگانه یی را که مال خود من است فقط دیگران می توانند ببینند و بشناسند. از همین موقع است که یک نوع وسواس دیوانه کننده به جان راوی داستان می افتد. با رفتاری که خودش آن را دیوانگی می خواند، آن بیگانه یی را که در او زندگی می کند و از او فرار می کند دنبال می کند.
    
آیینه در این رمان مثل یک شخصیت عمل می کند. اگر کسی برابرش بایستد او را نمایش می دهد. اما نشان دادن آن همراه با فریب است. آن طور نیست که دیگران می بینند و گاهی عیب ها را به رخ می کشند. «پیراندلو» هم معتقد است که نمی توان مقابل آیینه ایستاد و آن بیگانه را که درون هرکسی هست دید و شناخت. «موسکاردا» وقتی مقابل آیینه می ایستد تمام حرکاتش ساختگی می شود. او می خواهد آن بیگانه را همان طور که دیگران می بینند ببیند و بشناسد.

روشن است که آن بیگانه را صدها هزار نفر در بیرون می بینند. ولی خود «موسکاردا» نمی تواند آن را ببیند. به همین خاطر است که او را بیگانه می نامد. با این حساب آن بیگانه دیگر یک نفر نیست. صدها هزار «راوی» و «موسکاردا» وجود دارد. هم برای دیگران و هم برای «موسکاردا». جالب است که همه آنها هم زشت هستند یا دماغ شان کج است یا گوش شان بی ریخت یا چیزهای دیگرشان. همه این آدم های جورواجور هم در همان «موسکاردا» زندگی می کنند. برخی از بیرون «موسکاردا» را با دماغ کجش می بیند و برخی «موسکاردا» را با گوش بی ریختش.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

یکی ، هیچ کس ، صدهزار

  • ناشر: پیام
  • کد کتاب: 88242 - 102/2
  • موجودی: در انبار
  • 250,000ریال

برچسب ها: لوئیجی پیراندللو, بهمن فرزانه, داستان های ایتالیایی, کتاب یکی ، هیچ کس ، صدهزار