منو
سبد خرید

یادداشتهای زیرزمین

یادداشتهای زیرزمین
یادداشتهای زیرزمین
درحال حاضر موجود نمی باشد
یادداشتهای زیرزمین
یادداشتهای زیرزمین
یادداشتهای زیرزمین
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 142640 - 92/1
  • وزن: 0.30kg
0 ریال

یادداشت های زیرزمین

نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم: رحمت الهی
ناشر: امیر کبیر
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 240
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1388 - دوره چاپ: 5

 

مروری بر کتاب 

این رمان برای اولین بار در سال ۱۸۶۴ به چاپ رسید.در این کتاب اعمال و رفتار مردی توصیف می شود که سخت خودخواه است و کار بدجنسی او به سادیسم کشیده می شود و به جوهر خویش آزادی نامشروط خود حسد می ورزد .او نمونه کارمندانی است که پنجه آهنین نیکلای اول شخصیت آنها را فرا گرفته است و از بن عوضشان کرده است.

داستایفسکی از جمله متفکران برجسته ی عصر حاضر است. در اهمیت او این بس که بزرگان تفکر معاصر غرب به آثارش توجه داشته اند و از او ستایش کرده اند. داستایفسکی از نویسندگان اندک شماری است که نیهیلیسم روزگار ما را به ژرفی دریافته و بیان کرده است. در میان آثار او یادداشت های زیرزمینی آیینه ی تمام نمای روزگار ما و نقد حال انسان بیمار آخرالزمان است که بیماری تا عمق وجودش ریشه دوانیده است، ولی او هم چنان از باور آن سر باز می زند.

این حکایات از ارزش های از ارزش افتاده ای سخن می دارد که منشأ بحران عالم غربی است. تعریض ها و کنایات داستایفسکی در این یادداشت ها همه به قدرتی است که قائمه ی عالم کنونی است و این عالم را راه برده اما اکنون دچار تزلزل و بحران سهمناکی است که نشانه هایش در همه ی عالم پیداست. یادداشت های زیرزمینی گزارشی است از وضع بشر در دوره ی جدید - گزارشی که به جامه ی مبدل افسانه درآمده است...

.... مدت‌هاست این‌طوری زندگی می‌کنم ـ بیست سال است. چهل سال دارم. سابقاً در اداره‌ای مشغول بودم، اما اکنون دیگر شغلی ندارم. کارمند بدجنسی بودم. خشن بودم ـ و این ابراز خشونت شادم می‌کرد. چون از کسی رشوه نمی‌گرفتم و درآمدم نیز کم بود، می‌بایستی به‌ترتیبی دیگر خودم را راضی کنم. ـ اوهو، چه شوخی بیمزه و گندیده‌ای می‌کنم، اما بازهم آن را از یاد نمی‌برم و بر آن قلم نمی‌کشم.

الان که آن را می‌نوشتم خیال می‌کردم، خیلی عمیق و باارزش می‌شود و اکنون که دوباره به آن رجوع می‌کنم، می‌بینم که شوخی ابلهانه‌ای بیشتر نیست، اما بازهم آن را باطل نمی‌کنم و خط نمی‌زنم. ... پشت میز اداره می‌نشستم. مثلاً یک‌نفر می‌آمد ـ ارباب‌رجوع غالباً تقاضاکنندگانی بودند و توضیحاتی می‌خواستند ـ هرکه بود، او را با دندان‌های برهم فشرده و خشمناک بیرون می‌کردم و سپس رضایت‌خاطر زائدالوصفی داشتم.

یعنی هرگاه موفق می‌شدم که کسی را آشفته کنم و بترسانم، این رضایت‌خاطر حاصل می‌شد ـ و تقریباً همیشه موفق می‌شدم ـ همه می‌دانیم، این دسته ارباب‌رجوع متقاضی که به اداره‌های دولتی مراجعه می‌کنند، همه‌شان سست و ترسو هستند و همیشه هم یک ورقه درخواست در دست دارند ـ با وجود این‌ها یک‌مرتبه در بین ایشان یک‌نفر افسر پیدا شد که مخصوصاً از او بیش از همه متنفر بودم. به‌هیچ‌قیمتی نمی‌خواست بترسد. مهمیزهایش را به صدا درمی‌آورد و با پررویی و خروش جلو می‌آمد و به‌دلیل همین مهمیزها یک‌سال‌ونیم با او جنگیدم و بالاخره مغلوبش کردم و سروصدای مهمیزها را خواباندم. این واقعه در جوانی اتفاق افتاد.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات