کتاب گیسو فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب رمان انتشارات شادان

گیسو

نویسنده: مژگان مقیمی
ناشر: شادان
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 403
اندازه کتاب: رقعی لب برگشته - سال انتشار: 1383 - دوره چاپ: 1

کیفیت : در حد نو

 

مروری بر کتاب

«گیسو» داستان یکی از دختران امروز ماست. دختری که ناخواسته به گذشته می‌رود و در بررسی و کنکاش در آن به نکاتی دست می‏‌یابد که تمامی دنیایش را زیر سوال می‏‌برد: «یعنی آیا آنچه را تاکنون می‏‌پنداشته غیر از واقعیت بوده و آیا باید آنچه امروز می‏‌شنود باور کند؟» «گیسو» داستان زندگی روزمره‏‌های ماست. داستان عشق و دوست داشتن، داستان تنفر و نخواستن، داستان جدائی و به هم رسیدن.

قصه‏‌ی هر آنچه درون تمام آدم‏‌هاست و خوب یا بد، زندگی را می‏‌سازد. نویسنده از احساس خود در بیان داستان به درستی کمک گرفته و فکر می‏‌کنم توانسته نقب عمیقی در اندیشه‏‌ی مخاطب خود بزند. او به خوبی روابط آدم‏‌های اطراف را تشریح کرده و شخصیت‏‌ها را کنار هم چیده است. بخصوص برای کسانی که با روابط صمیمانه‏‌ترِ خانواده‏‌ها در شهرهای کوچک (با فرهنگ اصیل‏‌تر و هنوز حفظ شده) آشنایی دارند، این مسئله محسوس‏‌تر است.

- گیسو گوشی خریدی ؟
- اره ...یعنی نه ..چند روزی قرض گرفتمش .
- بده ببینم .
- بیا ....
- چقدر ماهه.
- آره قشنگه .ساعت چنده ؟
- هفت .
فرانک جلو امد و گفت :عجب خوش دسته .
شیدا کمی با دکمه های ان بازی کرد بعد انرا به گیسو داد و پرسید :
- چیه ؟سرت درد می کنه ؟
- اره دیشب درست نخوابیدم .
صدای یاس بلند شد :شیدا مقنعه منو ندیدی ؟
شیدا چشمانش را گرد کرد و خلی جدی جواب داد:چرا ...اتفاقا دیدم دیروز رانندهسرویس داشت باهاش ماشینو تمیز می کرد .بعدش هم اونو انداخت توی جوی اب .
- شوخی نکن ..نمی دونی کجاست ؟
- نه به جون نوه دایی خواهر زاده مادربزرگ پدرم .
یاس دیگر چیزی نگفت .شیدا خندید و گفت :چی گفتم .؟
- نمی دانم پیدا کن پرتقال فروش را ؟
گیسو گفت :احتمالا اینهمه که گفتی اخرش جون خودتو قسم خوردی .
ناگهان شیدا از جا پرید و گفت :
- وا دیر شد .
ان گاه هرسه با عجله به کارهایشان پرداختند تا راهی دانشگاه شوند....

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

گیسو

  • ناشر: شادان
  • کد کتاب: 100820 - 75/4
  • موجودی: در انبار
  • 250,000ریال
  • 189,000ریال

برچسب ها: مژگان مقیمی, داستان های فارسی, کتاب گیسو