كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 و استقبال شما عزیزان كد 139902 با تخفيف شش درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان تیرماه تقدیم می گردد. لطفا جهت استفاده ، کد فوق را در بخش مربوطه وارد و سپس کلید اعمال کوپن را کلیک نمایید .
کیفرها

کیفرها

نویسنده: ویکتور هوگو
مترجم: ناصر ایراندوست
ناشر: اردیبهشت
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 293
اندازه کتاب: وزیری گالینگور - سال انتشار: 1368 - دوره چاپ: 1

کیفیت : نو ؛ مهر خورده است

 

مروری بر کتاب

حاوی اشعاری از نویسنده کتابی چون بینوایان ؛ آخرین روزهای یک اعدامی و ...

هوگو، ویکتور ماری Hugo, Victor-Marie شاعر، رمان‌نویسو نمایشنامه‌نویس فرانسوی (1802-1885) ویکتور هوگو در شهر بزانسون Besancon از پدری جمهوریخواه و مادری طرفدار سرسخت سلطنت زاده شد و بعدها از سوء تفاهمات و اختلاف پدر و مادر رنج بسیار برد، کودکی وجوانی را با برادران خود نزد مادر و در خانه‌ای در پاریس گذراند که خاطرات باغچه بزرگش که هنوز حالت طبیعی و وحشی را حفظ کرده بود، در اشعار مشهورش دیده می‌شود.

در 1811 مادر با سه پسرش به مادرید سفر کرد تا از شوهر که به مقام ژنرالی ارتش امپراتوری ارتقا یافته بود، دیدن کند.آنان تا 1813 در اسپانیا ماندند و در این سفر ذوق و قریحه ویکتور درباره رنگهای محلی و نقشهای اسپانیایی و خصوصیتهای این سرزمین بیدار گشت، اما ادراک او از عالم طبیعت که در تخیلاتش جای مهمی اشغال کرده بود، در پاریس رشد کرد و استعدادش بسیار زود در این شهر ظاهر گشت. در 1816 و در چهارده سالگی در یادداشتش نوشته است: «می‌خواهم شاتوبریان باشم یا هیچ.»

هوگو پس از آن با عشق شدید و اسلوب معین به نویسندگی، شاعری، رمان‌نویسی و نقد هنری پرداخت. وی که از قریحه شاعری برخوردار بود، به این نکته پی برد که شعر حرفه‌ای است که باید ابتدا فنون آن را فراگرفت. پس در عین جوانی، با تمرینهای مداوم به آموختن علم عروض و فن معانی و بیان روی آورد. در هفده سالگی با برادرانش مجله کنسرواتور لیترر Conservateur litteraire را تأسیس کرد که تا ماه مارس 1821 دوام یافت.

 اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، 
 و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
 و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، 
 و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی .

 آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
 بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .

 برایت همچنان آرزو دارم
 دوستانی داشته باشی،
 از جمله دوستان بد و ناپایدار، 
 برخی نادوست، و برخی دوستدار
 که دستکم ... یکی در میانشان
 بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

 و چون زندگی بدین گونه است،

 برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
 نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
 تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
 که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
 تا که زیاده به خودت غره نشوی.

 و نیز آرزومندم ... مفیدِ فایده باشی ...نه خیلی غیرضروری،
 تا در لحظات سخت...
 وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد.

 همچنین، برایت آرزومندم
  صبور باشی
 نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند 

 چون این کارِ ساده‌ای است،بلکه...

 با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبرانناپذیر می‌کنند
 و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران
 نمونه شوی.

 و امیدوام اگر جوان هستی
 خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
 و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی... اصرار نورزی
 و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
 چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
 و لازم است بگذاریم در ما جریان  یابند.

 امیدوارم سگی را نوازش کنی
 به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره ...گوش کنی
 وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
 چرا که به این طریق ...احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

 امیدوارمکه... دانه‌ای هم بر خاک بفشانی
 هرچند خُرد بوده باشد
 و با روئیدنش همراه شوی
 تا دریابی...  چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

  بعلاوه... آرزومندم... پول داشتهباشی
  زیرا در عمل ... به آن نیازمندی
  و برای اینکه سالی یک بار
  پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است »
  فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
  دیگری است!

 و در پایان،

 اگر مردباشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
 و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
 که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
 باز هم از عشق ... حرف برانید تا از نوبیاغازید.

 اگر همه‌ی این‌ها که گفتم
 فراهم شد
 دیگر چیزی ندارم... برایت آرزو کنم.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کیفرها

  • ناشر: اردیبهشت
  • کد کتاب: 97302 - 201/2
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: ویکتور هوگو, ناصر ایراندوست, شعر فرانسوی, ادبیات فرانسه, کتاب کیفرها