منو
سبد خرید

کاروان محبت

کاروان محبت
موجود نمی باشد
کاروان محبت
0 ریال
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • مدل: 99375
  • وزن: 0.40kg

کاروان محبت

نویسنده: طغرل احراری
ناشر: عرفان روسیه
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 284
اندازه کتاب: رقعی گالینگور - سال انتشار: 1990 - دوره چاپ : 1

 

مروری بر کتاب

این کاروان پر بار از سروده های آبدار محمدنقیب خان طغرل احراری که یکی از قافله سالاران نظم فارسی در انتهای قرن نوزدهم و ابتدای قزن بیستم میلادی محمل آرائی شده تا محموله اش از گنجینه عشق و علاقه شاعر را در جاده کشورهای پارسی گو به هواداران و انتظاران شعر دری همچون هدیه ببرد.

طغرل احراری در سال ۱۸۶۵ میلادی در روستای زاسون درّه فَلغَر (ناحیۀ عینی امروزی) در شمال تاجیکستان متولد شد؛ اجداد طغرل از اهالی سمرقند بودند و نسب او به خواجه ناصرالدین احرار ولیّ، عارف معروف طریقت نقشبندیه (806-895 ه. ق) می‌رسد. او در سنین جوانی پس از تحصیل دانش‌های زمانه خود در سمرقند و بخارا، به شاعری روی آورد.

دیوان وی که در زمان حیاتش در شهر کاگان در ولایت بخارا (در ازبکستان کنونی)، به سال 1916 میلادی، به همت ملا احمدخان رونق، چاپ و منتشر گردید، شامل بیش از سیصد غزل و چندین شعر در قالب‌های مستزاد، مخمس، مسدس، ترجیع‌بند، قصیده و مثنوی‌های کوتاه است. هرچند طغرل در شعرش به طرق مختلف خود را پیرو بیدل دهلوی (شاعر بزرگ سبک هندی 1054-1133) می‌داند اما زبان او از پیچیدگی شعر بیدل فاصلۀ زیادی دارد و شعرش بیشتر آمیزه‌ای از سبک عراقی و هندی است. در اواخر حیات این شاعر بزرگ، مناطق فارسی‌زبان سمرقند و بخارا که در تصرف امپراطوری روسیه بودند، درگیر بحران جنگ جهانی اول شدند.

در سال‌های آخر جنگ، کم‌کم ارتش سرخ کمونیستی وارث امپراطوری روسیه شد و بعد شمال تاجیکستان را هم به کشور تازه‌تأسیس اتحاد جماهیر شوروی افزود. طغرل در ابتدای حضور کمونیست‌ها با آنها همکاری کرد اما بعد از شکست ایشان از دسته مجاهدین باسمه‌چی، مورد سوءظن قرار گرفت و در سال ۱۹۱۹ میلادی از سوی سربازان ارتش سرخ تیرباران شد. آرامگاه این شاعر نامی در روستاي زاسون شهرستان عيني در شمال تاجیکستان قرار دارد.

این کاروان پربار از سروده‌های آبدار محمد نقیب‌خان طغرل احراری (1865 ـ 1919) که یکی از قافله‌سالاران نظم فارسی در انتهای قرن نوزده و ابتدای قرن بیستم میلادی محمل‌آرایی شده تا محموله‌ای از گنجینه عشق و علاقه شاعر را در جاده کشورهای پارسی‌گو به هواداران و انتظاران شعر دری همچون هدیه برد.

تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
ماه در آغوش خود گم کرد خط هاله را

سرمه از بخت سیه در کام فریاد من است
از سپند ما شنیدن نیست هرگز ناله را

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
بد خوب