منو
سبد خرید

چراغ آخر

چراغ آخر
-10 %
چراغ آخر
180,000 ریال
200,000 ریال
  • موجودی: موجود
  • مدل: 80207
  • وزن: 0.20kg
  • SKU: 70933

چراغ آخر

نویسنده: صادق چوبک
ناشر: جامه دران
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 136
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1397 
دوره چاپ: 2

 

مروری بر کتاب

……همان شب اول که بخانه او رفتم، از دیدن تجمل خانه او چنان خود را کوچک و ناچیز یافتم که حس کردم اصلا آمدن من باین دنیا کار بیهوده ای بود. واگر آزادمنشی و سادگی وبی پیرایکی و بی افادگی کریم نبود، آنشب از زور دستپاچگی وندید بدیدی، حتماً یکی دو تا از آن جامهای بلور «سِور» را که پر از شراب بود رو سفره واژگون میکردم و با ریختن چند قاشق قورمه سبزی، سفره سفید دست دوزی شده را برای همیشه آلوده میساختم…

….. اتفاقاً من اولین کسی بوم که سرکار ستوان آمد بالای سرم. منهم جدّی و حق بجانب در حالیکه دستم رو قنداقِ تفنگم، که بغل دست راستم رو زمین افتاده بود گذاشته بودم، به جلگه مقابل نگاه میکردم. سرکار ستوان آمد دید من درستِ درست درازکش کرده ام. گفت«خوبه.» بعد گفت «رو بروت چه میبنی؟» آن دور دورها یک خرسوار میگذشت. من بی آنکه بسرکار ستوان نگاه کنم گفتم «یک سوار!» گفت: «بارک الله!» یه نوبت از کشیک معافی خودت بسرگروهبان بگو.» …..

کشتی تازه لنگر برداشته و راه دریا را پیش گرفته بود، اما هنوز صدای دندان قرچه جرثقیل ها که مدتی پیش از کار افتاده بودند تو گوش جواد زق زق می کرد و درونش را می خراشید.

کشتی بخود میلرزید. صدای کشدار جهنمی آتشخانه و موتور، لرزش دردناکی در تن آن انداخته بود. تخته های کف آن زیر پایش مورمور می کرد و حالت خواب رفتگی در پای خودش حس می کرد...

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
بد خوب