منو
سبد خرید

پندنامه یحیویه

پندنامه یحیویه
درحال حاضر موجود نمی باشد
پندنامه یحیویه
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 58144 - 10/4
  • وزن: 0.30kg
  • UPC: 20
0 ریال

پندنامه یحیویه

نویسنده: امیرنظام گروسی - سعید وزیری
ناشر: نقره
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 60
اندازه کتاب: رقعی گالینگور روکشدار - سال انتشار: 1366 - دوره چاپ: 1 

کمیاب - کیفیت : درحد نو


مروری بر کتاب 

پندنامه یحیویه اثر حسنعلی خان امیرنظام گروسی از رجال دوره ناصری یکی از آثار اندرزنامه ای عصر قاجاریه به شمار می آید. بررسی، بازخوانی و تحلیل آن به منظور تعیین جایگاه این اثر در سنت اندرزنامه نویسی ایران و آشنایی با افکار و اندیشه های مولف آن، اهداف این پژوهش را تشکیل می دهد.اهمیت آن در ضرورت شناخت سیر تحولات فکری، سیاسی دوره قاجاریه است. در دوره قاجاریه با اینکه شاهد برخی رویکردهای باستانگرایی، ملی گرایی و یا ضد عربی – اسلامی هستیم اما پند نامه یحیویه برخلاف این روند دارای رویکردی اسلامی است.

رویکرد اسلامی پندنامه یحیویه نشانه آشکار تحول فکری دراندیشه ایرانشهری دردوره قاجاریه است.این اثر با حفظ قالب اندرزنامه ای و با استفاده از این زبان توانسته است مفاهیم، آموزه ها و تعلیمات اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی ، ادبی و نظامی مورد نظر خود را به مخاطب القاء نماید.

یادگاری از پدر

نیم شبی در لشکرگاه که جمهور طبقات چاکران و قاطبه طوایف بندگان در سایه عاطفت پادشاه جهان پهلو بر بستر راحت نهاده و جز من که از ترکتازی لشکر بیماری رخت خواب از دیدگانم به غارت رفته، جملگی با بخت بیدار خفته بودند، همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت «آنکه در خواب نشد چشم من و پروین است» در چنین حالتی به هر طرف نظر کردم جز ناله و اندوه، یاری و جز ضعف و ناتوانی، پرستاری در کنار خود ندیدم «همه با آه و ناله بودم جفت همه با رنج و غصه بودم یار» و چون نیک به حال خود نگریستم از استیلاء مرض بر مزاج به یقین دانستم که نوبت عمر به آخر رسیده است.

پس صواب چنان دیدم که کلماتی چند بر سبیل پند، تو را به یادگار نویسم تا اگر خدا خواهد چون به مقام رشد و تمیز رسی پند پدر کار بندی تا از عمر و زندگی برخوردار شوی.

دوری از فرومایگان
پس نخستین پند من تو را این است که زنهار با گروهی که از خدا دورند، نزدیکی مکن و با اراذل و فرومایگان هم نشینی مگزین که صحبت این جماعت عافیت ندارد و در اندک روزگاری فساد دین و دنیا آرد «همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید» پس بر آن باش که جز با خداوندان دانش بسر نبری و عمر گرامی را در کارهای باطل و عمل های بی حاصل صرف نکنی. پیوسته همت خود را بر کارهای بزرگ و شگرف بگمار و دل بر آن محکم و قوی دارد تا طبیعت تو بدان خو کند و به پستی و سستی نگراید. تا توانی دست کرم بر گشا که کریم فقیر بِهْ از بخیل غنی است.

زنهار از بخل و امساک بر حذر باش که در دو جهان تیره بختی و خیره رویی آرد و باید که داده و احسان خود را به اظهار منت ضایع و ناچیز نگردانی.

گفتار خوش
شیرین زبان و خوش گفتار باش و ملایمات سخن را همه وقت رعایت کن و در ایجاز و اختصار کلام بکوش که از اطناب و تطویل شنونده را ملال خیزد و تو نیز به خیره سرایی و هرزه درآیی مشهور گردی. از ادای الفاظ مغلقه و عبارات غیر مأنوسه کناره جوی که سُخره مردم نشوی.

اگرچه هزل و طیبت از خصایص جُهّال است و لکن غالب این است که مردمان، ساده سخن را مکروه شمارند. پس تو باید در فنون سخن تبحّر داشته باشی تا در هر محفلی به مناسبت مقام و در خور طباع سخن گویی.

بر تو باد که در تحصیل علوم ادبیه جهد وافی به عمل آوری و اگر از علوم بهره نیابی زنهار به محض تقلید به ادای الفاظ و امثال عربیه مبادرت کن که ادای آن الفاظ از زبان مردم بی سواد به درستی جاری نمی شود و چون به درستی جاری نشود موجب سخریه و استهزا گردد.

حُسن و زینت ظاهر
در حُسن خط بکوش که زینت ظاهر را نیکو پیرایه ای است. در اقدام به کارها پس از ملاحظه صلاح و فساد آن درنگ مکن و کار امروز را به فردا مگذار.

اگر تو را دشمنی افتد هرگاه بدانی که صلح را طالب است با او به جنگ و خصومت اقدام مکن.

چون به یقین بدانی که سر به صلح و دوستی فرو نارد تو نیز دَرِ صلح مکوب و در دفع او درنگ مکن که درنگ کردن در کار، خصم را بر تو چیره کند و او را بر مکاید و تدابیر تو آگاه گرداند و هم چنین است حال تسخیر قلعه یاغی که چندانکه بی ضرورتی تصرف آن به تأخیر افتد، تسخیر آن دشوار شود و به آسانی مطلب بر نیاید و لشکری را هم که بدین واسطه خاطر کوفته و آزرده گردد و خوف و هراس از دشمن زایل شود.

راهنمایی عقل
اگرچه در هر حال جز به راهنمایی و مقتضای عقل کار کردن عین خطا است و لکن در مقام جنگ همه وقت، نهی عقل را کار نباید بست زیرا که قوه عقل غالباً آدمی را راه سلامت نماید و چون قوه خِرد مغلوب آید به بد دلی و جبن کشد و چون بددل و جبان باشی به التزام در دفع خصم فرومانی و ناچار باید روی به هزیمت نهی و ننگ فرار برخود قرار دهی و در نزد مردمان، مُردن به نام بِهْ که زندگی به ننگ و اینکه نوشتم، یکی از شرایط دفع خصم و آداب جنگ است نه اینکه در همه جا بی محابا اقدام نمایی.

به دادن مال بر سپاهی و لشکر، گران جانی مکن تا بر تو به دندانِ جان جود نمایند و همواره سپاه خود را به قهر و غلبه بر دشمن امیدواری و دلداری ده و خصم را در نزد آنها به حقارت منسوب کن و اما خود چنان مدان و از مکر دشمن ایمن مباشد و شرایط خرم و آگاهی را از دست مده و تن آسایی در مقام رنج طلب مدار و در وقت راحت خود را به خیره در رنج و تعب میفکن و به خوردن غذای لطیف در همه وقت طبیعت را عادت مده که به اندک تغییر عادتی رنجور شوی و بیماری های صعب روی نماید و اگر همه طبیب حاذق باشی حفظ صحت را به قوت طبیعت باز گذار و تا ضرورت کلی روی ندهد به آشامیدن و استعمال دوا اقدام مکن.
 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات