منو
سبد خرید

پرسه در حوالی داستان امروز ؛ جلد دوم

پرسه در حوالی داستان امروز ؛ جلد دوم
-10 %
پرسه در حوالی داستان امروز ؛ جلد دوم
  • موجودی: موجود
  • مدل: 148283 - 7/5
  • وزن: 0.30kg
72,000 ریال
80,000 ریال

پرسه در حوالی داستان امروز

نویسنده: گروه نویسندگان
ناشر: تجربه - کلاغ
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 199
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1391 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب

داستان‌هایی از 18 نویسنده‌ی جوان که اغلب در کارگاه‌های داستان نویسی حسین سناپور حضور داشته‌اند به چشم می‌خورد.

داستان های پرسه ی دوم هم مانند پرسه ی اول متنوع اند و از آن کسانی که در شرایط تجربی متفاوتی، چه به لحاظ دهه های عمر و چه به لحاظ منطقه ی جغرافیایی، زیسته اند و دیدگاه های ناگریز متفاوتی به زنده گی دارند. و تصور من هم این است که خواننده هم انتظار دارد تنوعی را در این مجموعه ببیند که بتواند از خلال آن زنده گی های متنوع کشورمان را ببیند.

پس از این نظر چنین مجموعه یی کاملا متفاوت است با مجموعه ی شخصی یک نویسنده، یا مجموعه یی که گردآورنده اش سلیقه یی خاص را بر آن اعمال کرده است. پس شما را دعوت می کنم به خواندن گوشه هایی از زنده گی متنوع ایرانی، با همه ی زیروبم ها و خوشی و ناخوشی هاش.

خواندن یک صفحه از‌‌ یک کتاب را می‌توان چند گونه تعبیرکرد؛ چیدن شاخه گلی از یک باغ، چشیدن جرعه‌ای از اکسیر دانایی، لحظه‌ای همدلی با اهل دل، استشمام رایحه‌ای ناب، توصیه یک دوست برای دوستی با دوستی مهربان و...

از لای پرده باغچه را نگاه کرد. کاش کسی بود کمکش می‌کرد نسترن را بکارد. آن پیت حلبی سنگین را حتا نمی‌توانست جابه‌جا کند تا چه رسد که بخواهد زخمی‌اش کند یا برایش چاله بکند.کاش اقلاً یک بیل داشت. اگر داشت یک کاریش می‌کرد. با بیلچه که نمی‌شد چاله‌یی به بزرگیِ آن پیتِ حلبی بکند.

وقتی از مرد پرسید: «باغبان‌اید؟»‌ یک دفعه یک زن چادری پشت سرِ مرد پیدا شد. اصلاً نفهمید کی آمد. از آن چادرهای گُل‌دار پوشیده بود.همان‌هایی که مادرش وقت نمازخواندن سرش می‌کرد. آن چادر سفید با گُل‌های صورتی و آبی بعد از شهید شدن برادرش شد یک سفره‌ی قند، دو تا دَم‌کُنی و چند تا دستگیره.نمازخواندن مادرش از روزی شروع شد که پسرش به جبهه رفت و روزی که خبرش را آوردند تمام شد.بعد هم تمام باغچه‌ی بزرگ حیاط را کوکب کاشت. کوکب‌های آتشین. از روی تراس عین دشتی پُر از خون بود. شاید برای همین بود که پدرش یک روز صبح قبل از این که کسی از خواب بیدار شود همه‌ی کوکب‌ها را از ریشه درآورد و توی کوچه ریخت.

نوشته هایی از :
نسیرین اسدی
احسان اسکندری
لاله امینی‌پور
مریم ایلخان
حکمت‌الله بابایی
رزیتا بهزادی
مرضیه جوکار
فرزانه راجی
بابک زمانی
بهمن طالبی‌نژاد
علی فاطمی
ناهید قادری حاجی‌آبادی
حامد قارونی
نگار کماسی
محسن عباسی
نسیم مرعشی
زهرا مهدوی
مهدیه مطهر

فهرست

برنده
سایة خالی
سنگر
مردمک سرخ
سینة خالی بهادر
یک نام
سهم آب
عروسی دختری که دوستش داشتی
و..
 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات