دسته بندی کتاب ها
سبد خرید شما

نقد اخلاقی و اخلاقیات نقادانه

نقد اخلاقی و اخلاقیات نقادانه
درحال حاضر موجود نمی باشد

نقد اخلاقی و اخلاقیات نقادانه

نویسنده: کارل مارکس
مترجم: زیبا جبلی
ناشر: شفیعی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 64
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1398 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب 

اخلاق از منظر مارکس معمولا به عنوان بخشی از ابرساختار ایدئولوژیک جامعه در نظر گرفته می شود. بگذارید مختصری در مورد چهارچوب جامعه و تحولات تاریخی از منظر مارکس بگویم. مارکس جامعه را در هر زمان مشخصی از منظر تاریخی به سه قسمت تقسیم می کند. بخشی از آن مناسبات بنیادی جامعه است که به نیروهای تولید اشاره می کند - همه وسایلی که افراد به واسطه آنها آنچه که برای زنده ماندن نیاز دارند را تولید می کنند.

یکی از پیش فرض های مهم مارکس این است که نیروهای تولید در روند تاریخی رشد خواهند کرد و این افزایش، نقشی کلیدی در تبیین تغییر جامعه بازی می کند. برخی از ابعاد نیروهای تولید تغییر چندانی نمی کنند. مثلا نیروی انسانی مدت زمانی طولانی است که نیروی تولید اولیه بوده و رشد بسیار کمی داشته است. ما انسان ها نسبت به دو هزار سال پیش قدری بلندتر و قوی تر شده ایم. ولی آنچه مهم است گونه های متفاوت تکنولوژی است که در کنار نیروی انسانی قدرت تولید را افزایش می دهد.

در سده نوزدهم، با شروع انقلاب صنعتی قدرت تولید افزایش فوق العاده ای داشت. مارکس مانند بسیاری دیگر از متفکران آرمانشهری در سده نوزدهم، بر این باور بود که نیروی تولید آنچنان رشدی خواهد کرد که فراوانی محصولات خواهیم داشت و هر آنچه که بخواهیم در اختیار ما قرار خواهد گرفت.

و بعد روابط تولید را داریم. یکی از خصوصیات سرمایه داری این است که افراد حق مالکیت دارند و می توانند محصولات خود را بفروشند و برخی افراد حق مالکیتی که دارند بسیار بیشتر از کاری است که انجام می دهند. برخی در کارخانه ها، نرم افزارهای کامپیوتری و دیگر تکنولوژی ها حق مالکیت دارند که آنها را قادر می سازد ثروت تولید کنند، ولی در سیستم فئودالیسم افراد نسبت به نیروی کار خود حق مالکیت نداشتند و امکان فروش آن را نداشتند.

فئودال ها حتی نسبت به نیروی کار افراد نیز حق مالکیت داشتند. در نهایت ابرسختار ایدئولوژیک را داریم. مارکس به گونه های متفاوت - همه این تعریف ها با هم همخوان نیستند - ابرساختار ایدئولوژیک را تعریف می کند. از نظر او این ابرساختار حاوی ایده های اخلاقی، دینی، قانونی و سیاسی است، گاهی مارکس بر این باور است که ایده های دیگر اقتصاددانان نیز در این ساختار جای دارد. از منظر فلسفه حقوق این پرسش وجود دارد که چگونه می توان قانون را در این ساختار قرار داد. مشکل این است که قانون تا حدود زیادی تشکیل دهنده روابط تولید است، بنابراین نمی تواند به صورت کامل جزیی از ابرساختار ایدئولوژیک باشد. ولی در اینجا می خواهیم در مورد اخلاق و علم صحبت کنیم.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات