کاربران گرامی ؛
با توجه به اطلاعیه ستاد مبارزه با کرونا و تعطیلی ناشران ، کتاب هایی که در انبار شرکت موجود می باشد ( کتاب هایی که در کدشان علامت ممیز { / } وجود دارد )، به ترتیب تحویل پست خواهد شد و کتاب هایی که می بایست از انبار ناشران بدستمان برسد پس از شروع فعالیت مجدد ناشران ارسال خواهد شد
شاد و تندرست باشید
نامه های نیما یوشج

نامه های نیما یوشیج

نویسنده: نیما یوشیج - شراگیم یوشیج
ناشر: آبی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 331
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1374 - دوره چاپ: 1


کیفیت : عالی 


مروری بر کتاب

نامه های نیما یوشیج به دوستان و اقوام و آشنایان

هر شخصیت بزرگ و ماندگاری برای خود مشخصه‌هایی دارد که او را از دیگران متمایز کرده و در ذهن و قلب مردم ماندگار می‌کند. نوشته‌ها و شعرهای بزرگان ادبیات هم یکی از وجوه تمایز آنهاست؛ نوشته های زیبایی که آنها با تمام وجود نوشته‌اند. یکی از زیباترین نامه‌ها به زبان فارسی نامه های ماندگار نیما یوشیج است، نامه هایی که در اکثر موارد به نیما به برادر خود نوشته اما نیما پنج نامه خاص برای همسر خود دارد که از همه نامه های او جداست و از زیباترین نامه های عاشقانه به زبان فارسی است. یکی از این نامه ها را در ادامه به شما تقدیم می‌کنیم.

به عالیه نجیب و عزیزم
می­پرسی با کسالت و بی­خوابی شب، چه طور به سر می­برم؟ مثل شمع: همین که صبح می­رسد خاموش می­شوم و با وجود این، استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است. بالعکس دیشب را خوب خوابیده­ ام. ولی خواب را برای بی­خوابی دوست می­دارم. دوباره حاضرم. من هرگز این راحت را به آنچه در ظاهر ناراحتی به نظر می­آید ترجیح نخواهم داد. در آن راحتی، دست تو در دست من است، و در این راحتی ... آه! شیطان هم به شاعر دست نمی­دهد، مگر این که در این تاریکی شب، خیالات هراسناک و زمان­های ممتد ناامیدی را به او تلقین کند که بارها تلقین کرده است. تصدیق می­کنم سال­های مدید، به اغتشاش طلبی و شرارت در بسیط زمین پرواز کرده­ ام. مثل عقاب، بالای کوه­ها متواری گشته­ ام، مثل دریا­، عریان و منقلب بوده­ ام. بدی طینت مخلوق، خون قلبم را روی دستم می­ریخت. پس با خوب به بدی، و با بد به خوبی رفتار کرده­ ام، کم­ کم صفات حسنه در من تبدیل یافتند: زودباوری، صفا و معصومیت بچگی، به بدگمانی، حقه­ گی و گناه­ های عیب، عوض شدند. آه! اگر عذاب­های الهی و شراره­ های دوزخ دروغ نبود، خدا با شاعرش چه طور معامله می­کرد. حال، من یک بسته ­ی اسرار مرموزم، مثل یک بنای کهنه­ ام که دستبردهای روزگار، مرا سیاه کرده است. یک دوران عجیب خیالی در من مشاهده می­شود. سرم به شدت می­چرخد. برای این که از پا نیفتم، عالیه، تو مرا مرمت کن. راست است: من از بیابان ­های هولناک و راه­های پرخطر و از چنگال سباع گریخته­ ام. هنوز از اثره­ ی آن منظره­ های هولناک هراسانم. چرا؟ برای این که دختر بی وفایی را دوست می­داشتم، قوه­ ی مقتدره ­ی او به تو، وجه مشابهت را از جاهای خوب پیدا می­کند، پس محتاجم به من دلجویی بدهی. اندام مجروح مرا دارو بگذاری و من رفته رفته به حالت اولیه بازگشت کنم. گفته بودم قلبم را به دست گرفته با ترس و لرز آن را به پیشگاه تو آورده­ ام. عالیه­ ی عزیزم! آن چه نوشته­ ای، باور می­کنم. یک مکان مطمئن به قلب من خواهی داد. ولی برای نقل مکان دادن یک گل سرمازده­ ی وحشی، برای این که به مرور زمان اهلی و درست شود، فکر و ملایمت لازم است چه قدر قشنگ است تبسم ­های تو، چه قدر گرم است صدای تو وقتی که میان دهانت می­غلتد. کسی که به یاد تبسم ­ها و صدا و سایر محسنات تو همیشه مفتون است، نیما است

عزیزم قلب من رو به تو پرواز می­کند مرا ببخش! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت­ها به مکافات آن رخ می­دهد چشم بپوشان؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده­ام، تعجب نکن. خیلی­ ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می­کنند. عارضات زمان، آن­ها را نمی­گذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند، و هر اراده­ی طبیعی را در خودشان خاموش می­سازند. اما من غیر از آن­ها و همه­ ی مردم هستم. هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده، به قلبم بخشیده­ ام. و حالا می­خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم، و این خیال، مدت­ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است. می­خواهم رنگ سرخی شده، روی گونه­ های تو جا بگیرم، یا رنگ سیاهی شده، روی زلف تو بنشینم. من یک کوه نشین غیر اهلی، یک نویسنده­ ی گمنام هستم، که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام اراده­ ی من با خیال دهقانی تو، که بره و مرغ نگاهداری می­کنید متناسب است، بزرگ­تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم، به تو خواهم گفت چه طور، اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا، امید نوازش تو را به من نمی­دهد، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می­کنم

دوست کوه نشین تو نیما 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

نامه های نیما یوشج

  • ناشر: آبی
  • کد کتاب: 64930 - 103/2
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: نیما یوشیج, شراگیم یوشیج, نقد شعر, مقالات ادبی, علی اسفندیاری, کتاب نامه های نیما