کتاب منهاج الطلب فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب ادبیات قدیم،اساطیر،فرهنگ انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

منهاج الطلب

نویسنده: محمدبن حکیم زینمی شندونی چینی
باهتمام: ابوطالب میرعابدینی

ناشر: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 110
اندازه کتاب: وزیری گالینگور - سال انتشار: 1388 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب

با توجه به آثار دستوری زبان فارسی كه تاكنون نگاشته شده است می‌توان «منهاج الطلب» را از كهن‌ترین آثار مكتوب در این حوزه دانست‌ كه در 400 سال پیش در شرقی‌ترین استان چین تالیف شده است و در شهرهای دیگر نیز از آن رونویسی كرده و آن را خوانده‌اند. تالیف این كتاب، نشانه نیاز فارسی‌زبانان چینی بوده است.

از مقدمه مولف چنین برمی‌آید كه وی نخست بخش صرف پارسی را می‌نویسد و چون خوانندگان از آن سودی نمی‌برند به تالیف نحو پارسی می‌پردازد. از جمله موارد اهمیت كتاب یكی این است كه از كهن‌ترین كتاب‌های دستور زبان فارسی است كه به وسیله یك چینی نگاشته شده و دیگری تازگی مطالب آن است. برای نمونه كلمه گرفتار در این دستور زبان به رغم دیگر دستور زبان‌ها به عنوان صفت مفعولی درنظر گرفته شده است. كتاب حاضر به تصحیح منهاج الطلب اثر «محمد بن حكیم زینمی‌شندونی ‌چینی» با استناد به تصحیح‌های قبلی اختصاص یافته است...

آموزش زبان فارسی در چین از زمان یوان آغاز شد. در دوره‌های یوان و مینگ، نهاد آموزش زبان فارسی دولتی در چین تأسیس شده بود. از اواخر زمان مینگ آموزش مسجدی مردمی در چین رواج یافت و مدارس وابسته به مساجد به آموزش زبان عربی و فارسی پرداختند. برای تأمین نیازهای شاگردان زبان فارسی، شیخ چانگ زی‌مای کتاب دستور زبان فارسی منهاج را تألیف کرد.در آموزش مسجدی چین ۱۳ کتاب درسی به‌کار می‌رفت که شش کتاب به زبان فارسی بود. کتب فارسی عبارت بودند از: هوای و منهاج‌الطلب، خطاب، گلستان، اربعون. مرصادالعباد و اشعه‌الامعات.

چانگ زی مای در مقدمه این کتاب نوشته‌است: بعضی از شاگردانم از من درخواست می‌کردند آنچه را که تدریس کرده بودم بنویسم. من تقاضای آن‌ها را برآورده ساخته و کتاب دستور زبان فارسی را نوشتم. سپس عده‌ای از دوستانم بازهم از من تقاضا کردند در زمینه ترکیب جمله‌ها پژوهش کنم. من پیشنهاد آن‌ها را قبول کردم و سعی می‌کنم این کتاب را به خوبی بنویسم…

کتاب منهاج‌الطلب به دو بخش تقسیم می‌شود: در بخش یکم به توضیح و دسته‌بندی افعال و قواعد دستوری مرتبط به آن‌ها پرداخته و در بخش دوم واژه‌های زبان فارسی را به سه دسته: اسم، فعل و کلمات دستوری-که معنی مشخص نداشته‌اند-تقسیم و جداگانه به تشریح آن‌ها پرداخته‌است.    بخش اول که در نسخه دوم، ۲۵ صفحه است شامل صرف افعال بیقاعده، مصدر، فعل ماضی و لواحق وی، فعل مستقبل و حق او و نفی، فعل امر و نهی، اسم فاعل و مفعول، و صفات است.

آغاز این قسمت چنین است: بسم الله الرحمن الرحیم، بنام خدای بخشایندهٔ مهربان، بدان الهمک الله که سخنهاء بارسی بر سه گونه است:اسم همچو مرد و اسب و فعل همچو زد و کشت و حرف همچو در…و این‌گونه خاتمه می‌پذیرد:..... و اگر بایابی باسم جنس در آری هم صفت شود همچو با جمال و بی‌جمال و اگر خواهی که مصدر را صفت کنی یا، نسبی بوی الحاق کنی همچو آمدنی و رسیدنی، و الله اعلم تمام شد و الحمد لله رب العالمین.بخش دوم که در نسخهٔ «آ» ۱۱۹ صفحه‌است شامل مقدمه و چند باب است به این ترتیب: باب الاسماء (شامل فصول: مبتدا و خبر، فاعل، متعلقات فعل، مضاف و مضاف الیه، توابع، اسم جنس و اسم صفت، معرفه و نکره، جمع، انواع اسم)، باب الافعال باب الحروف و یک خاتمه.

در کتاب اول کلمات فارسی را مانند عربی به سه قسمت (اسم و فعل و حرف) تقسیم کرده‌است.افعال زبان فارسی را از نظر مقایسهٔ ماضی با مضارع به چهار دسته تقسیم کرده‌است:اول آن‌که شمارهٔ حرفها یکی است (البته از نظر رسم‌الخط فارسی) ولی از نظر قرائت اختلاف دارد مانند:خورد و خورد. دوم آنکه یکی تعداد حروفش بیش از دیگری باشد مانند:آفرید و آفریند. سوم این‌که مضارع کمتر از ماضی حرف داشته باشد مانند: پرستید و پرستد. چهارم این‌که اختلاف ماضی و مضارع به تبدیل باشد مثل:افراخت و افرازد.سپس متعدی کردن فعل لازم را بیان می‌کند، آنگاه فصل مصدر می‌آید و در ذیل این فصل مصدر، مصدر مرخم و اسم مصدر و حاصل مصدر و صفت نسبی که از مصدر (بوسیلهٔ یاء لیاقت)ساخته می‌شود، بیان می‌گردد.

سپس فصل فعل ماضی معلوم و مجهول و منفی آن‌ها را (که حجد می‌نامد) می‌آورد. آنگاه فعل مستقبل (که در حقیقت فعل مضارع است) معلوم و مجهول و منفی آن را بیان می‌کند. سپس فصل فعل امر و نهی را بیان می‌کند و آن را همچون اعراب به دو قسم حاضر و غایب تقسیم می‌کند (زن و زنیت) امر حاضر (زندا و زنندا) امر غایب و می‌گوید که اگر قبل از فعل امر حاضر لفظ «گو» آمده باشد آنرا امر غایب گویند مثل «گوبزن» و فعل نهی را باًم"می‌سازد (مزن، مزندا و گومزن).آنگاه اسم فاعل و اسم مفعول را بیان می‌کند، اسم فاعل را به مستقبل و مرکب تقسیم می‌کند، مستقبل مانند زننده، مرکب مانند روزه‌دار، همچنین کردگار و آفریدگار را اسم فاعل با معنی مبالغه می‌داند. اسم مفعول را هم بر دو گونه می‌داند یکی مانند زده و کشته و دیگری مانند کردار و گرفتار و می‌گوید اگر فصل لازم باشد معنی اسم فاعل و مفعول برابر باشد و لکن هر نوعی از زمان خود جدا نشود همچو رونده و رفته و گذرنده و گذشته.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

منهاج الطلب

  • 0ریال

برچسب ها: محمدبن حکیم زینمی شندونی چینی, ابوطالب میرعابدینی, دستور زبان فارسی, زبان فارسی, کتاب منهاج الطلب