منو
سبد خرید

محبوس

محبوس
-15 %
محبوس
  • موجودی: موجود
  • مدل: 123178 - 104/2
  • وزن: 0.50kg
510,000 ریال
600,000 ریال

محبوس

نویسنده: کورت ونه گات
مترجم: علی شیعه علی
ناشر: سبزان
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 391
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1390 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب

من پیرترین و ناشناخته‌ترین برنامه‌ریز واتر گیت بودم، گمانم چیزی كه باعث شد این‌قدر غیرجذاب به نظر برسم این بود كه قدرت و ثروت بسیار كمی برای از دست دادن داشتم. برنامه‌ریزان،‌ گردن‌كلفت‌های مملكتی بودند. وقتی دستگیر شدم، مثل كسی بودم كه روی یك سه‌پایه كوچك لب یك چشمه نشسته است. تنها كاری كه می‌توانستند با من بكنند این بود كه پایه‌های سه‌پایه كوچكم را ببرند.

داستان کتاب دربارهٔ پیرمردی با نام والتر اف. استارباک است که به خاطر نقش ناچیز خود در رسوایی واترگیت مدت زمان زیادی را در زندان بسر برده و داستان دو روز اول آزادی از زندان را بصورت خاطره‌گونه‌ای بیان می‌کند.اگرچه فضای داستان بیشتر حول خاطرات والتر اف. استارباک و برخی کاراکترهای رمان می‌گذرد اما در کتاب به تاریخچه جنبش کارگری آمریکا، سیستم سیاسی آمریکا و حکومت هراس اواخر دهه ۱۹۵۰ و نظریات کمونیسم و کاپیتالیسم هم پرداخته شده‌است.

ونه‌گات با این اثر مخاطب خود را وارد دنیای خاص و گاه طنزآمیز خود می‌کند؛ دنیایی که در آن فساد و تباهی در بین دولتمردان و به تبع آن در میان انسان‌ها روز به روز افزایش می‌یابد. به عبارتی ونه‌گات تصویری فراموش‌نشدنی از قدرت و سیاست را در این زمانه به تصویر می‌کشد. این رمان تا حدی شبیه زندگینامه‌ای نوشته شده که شخصیت اولش با نگاهی به فراز و نشیب‌های گذشته در زندگی‌اش آن‌ها را با کنایه و طنز روایت می‌کند. مخاطب در این داستان از تمثیل‌های مختلفی بهره می‌گیرد و به نقد اجتماع و نظام دیوان‌سالار جامعه آمریکایی می‌پردازد.

...امروز صبح (شانزدهم نوامبر ۱۹۷۸) نامه‌ای از یک غریبۀ جوان به نام «جان فیگلر» اهل «کراون پوینت» به دستم رسید. کراون پوینت به خاطر فرار مشهور سارق بانک، «جان دیلینجر» (در خلال سال‌های رکود بزرگ اقتصادی امریکا) از زندان شناخته می‌شود. دیلینجر با تهدید زندانبانش توسط یک هفت‌تیر ساخته‌شده از صابون و واکس کفش موفق به فرار شد. زندانبانش یک زن بود. خدا روح جان بزرگ و این زندانبان ضعیفه را بیامرزد.

دیلینجر «رابین‌هود» دوران کودکی‌ام بود. کنار پدر و مادر و خواهرم «آلیس» - که او را حتی بیشتر از من تحسین می‌کرد - در گورستان «کراون‌هیل» در «ایندیاناپولیس» به خاک سپرده شد. همین‌طور در بلندترین نقطۀ کراون هیل قبر «جیمز ویتکامب رایلی» - شاعر بزرگ اهل ایندیانا‌ - نیز وجود دارد. وقتی مادرم دختربچه‌ای بیشتر نبوده، رایلی را خوب می‌شناخته است.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات