كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 كد 139902 با تخفيف پنج درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان خرداد ماه جاری تقديم مي گردد.
محاسبه اقتصادی و اشکال مالکیت

محاسبه اقتصادی و اشکال مالکیت

نویسنده: شارل بتلهایم
مترجم: سعید سجادیان 
ناشر: پژواک
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 220
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1358 - دوره چاپ: 1 

کمیاب - کیفیت: نو

 

مروری بر کتاب 

مسئله محاسبه اقتصادی نقدی بر استقاده از برنامه‌ریزی اقتصادی به عنوان جایگزینی برای تخصیص بازار بنیان عوامل تولید است. در مبادلات بازاری، قیمت‌ها بازتابی از عرضه و تقاضا ی منابع، کالاها و نیروی کارند. میزس در نخستین مقاله اش، نقدش را بر نقایص اجتناب ناپذیر اجتماعی سازی کالاهای سرمایه‌ای متمرکز کرد، و سپس در کتابش، سوسیالیسم، به تبیین اشکال متفاوت سوسیالیسم پرداخت. میزس و هایک استدلال کردند که محاسبهٔ اقتصادی تنها با اطلاعات ناشی از قیمت‌های بازار ممکن است، و این که روش‌های دیوانسالارانه یا فن سالارانهٔ تخصیص فاقد روش‌های تخصیص عقلانی منابعند. مباحثه در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بالا گرفت و آن بازهٔ خاص مباحثه از سوی مورخین اقتصادی به عنوان مباحثهٔ محاسبهٔ سوسیالیستی شناخته می‌شود. نقد اولیهٔ میزس واکنش‌های متعددی دریافت کرد و منجر به مفهوم آزمون و خطای سوسیالیسم بازار، و مشهورتر از همه قضیه لانگه لرنر شد.

نویسنده معتقد است معتقد است «مفهوم سرمایه داری دولتی مشخص کننده سیستمی از روابط تولید سرمایه داری است که در چارچوب مالکیت دولتی قرار دارد» به اعتقاد او «سرمایه داری دولتی می تواند خود را بازتولید کند و سایر روابط تولید را تحت سلطه خود درآورد.»

وی در این کتاب به درک انگلس از مقوله‌ی ارزش در کتاب آنتی دورینگ اشاره می‌کند. انگلس در این اثر می‌گوید که در جامعه‌ای سوسیالیستی از همان آغاز، پدیده‌ای به نام ارزش وجود نخواهد داشت. به عبارت دیگر محاسبات اقتصادی نه بر مبنای ارزش یا زمان کار لازم از لحاظ اجتماعی که زمان کار واقعی برای تولید هرارزش مصرفی خواهد بود. بتلهایم در پاسخ می نویسد: «ما می‌دانیم که این انتظار انگلس آشکارا در هیچ یک از اقتصادهای سوسیالیست کنونی محقق نشده» او ادامه می‌دهد: «شکل ارزش دارای وجودی عینی است و خود را هنگامی متجلی می‌کند که شرایط ظهورش مهیاست. این شرایط عینی مستقل از هر «تصمیم دولتی» یا حتی علیه چنین تصمیمی عمل می‌کند. مارکس و انگلس جامعه‌ی سوسیالیستی را به عنوان یک صورت‌بندی اجتماعی خصلت‌بندی می‌کنند که در آن روابط تولیدی معینی مستقر شده تا شرایط ظهور شکل ارزش مهیا نشود.

هنگامی که تولید نه به منظور مبادله بلکه براورده کردن نیازهای اجتماعی، جایگزین تولید کالایی شود، ارزش نمی‌تواند وجود داشته باشد.

«می‌دانیم که مارکس کشف کرد که ارزش توسط کار انتزاعی تعیین می شود. ناپدید شدن روابط کالایی نمی‌تواند سبب ناپدید شدن کار انتزاعی شود، اما می‌تواند شکل ظهور این کار را جرح و تعدیل کند. (کار) دیگربه شکل ارزش نخواهد بود. او ادامه می‌دهد «کافی نیست که مانند ریکاردو بگوییم که «جوهرشکل ارزش همانا کار است.» در عوض ضروریست که بپرسیم خصلت کاری که در این شکل «بازنمود» می‌شود چیست و چرا بدین گونه بازنمود می‌شود؟… به طور کلی، خاستگاه شکل ارزش و تولید کالایی همانا خصلت متضاد و ودوگانه‌ی کار مختص به اقتصاد کالایی‌ست.» 

بتلهایم این خصلت دوگانه‌ی کار در جامعه‌ی سرمایه‌داری رابه معنی تضاد بین کار خصوصی و کار اجتماعی تعریف می‌کند و می‌پرسد: «چرا خصلت دوگانه‌ی کار هنوز در صورت بندی‌های اجتماعی در حال گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم وجود دارد؟»  پاسخ او چنین است: » شکل کالایی تولیدکنندگان خصوصی و مستقل که کالاهایشان را مبادله می‌کنند پیش از سرمایه‌داری نیز وجود داشته و برابر با شیوه‌ی تولید کالایی سرمایه‌داری نیست. لذا این شکل در دوران گذار به سوسیالیسم نیز می‌تواند وجود داشته باشد.» در این‌جا بتلهایم صحبت از نظریه ی «تولید کالایی ساده» می کند که توسط برخی مارکسیست ها برای توجیه شیوه تولید کالایی در شوروی یا چین مائوئیست به کار برده شده است.

اما چه‌گونه می‌توان بر تضاد میان کار خصوصی و کار مستقیما اجتماعی یا تضاد بین کار انتراعی و کار مشخص فائق شد؟ به نظر بتلهایم، الغای این تضاد نیازمند فضایی به جز بازاراست. به باور او این فضا همانا «برنامه» است. یک «برنامه‌ی واقعی» و نه برنامه‌ای که «همان کار بازار را انجام می‌دهد.» برنامه‌ای واقعی که در آن محصولات به منظور مبادله تولید نمی‌شوند چرا که هدف برآورده کردن نیازهای اجتماعی است .

در نهایت اگرچه بتلهایم به خصلت دوگانه‌ی کار به عنوان خاستگاه ارزش اشاره می کند، این خصلت دوگانه را به درک خود از کار خصوصی و کار مستقیما اجتماعی تقلیل می‌دهد و به درک مارکس از کار انتزاعی یا بیگانه شده یا شیوه‌ی کاری که ارزش تولید می‌کند نمی‌پردازد. بتلهایم می‌پندارد که خاستگاه ارزش همانا بازار و تولید به منظور مبادله است. در نیتجه او مالکیت دولتی وسایل تولید و برنامه‌ریزی «واقعی» دولتی را مبنای الغای شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری می‌داند. 

او در این‌جا نکته‌ی جدیدی را به این راه‌حل مارکسیست‌های سنتی اضافه می‌کند تا تمایز نظریه‌اش را روشن‌تر کند: نیاز به انقلاب ایدئولوژیک تحت رهبری حزب به منظور فائق شدن بر تقسیم کار اجتماعی.

«در سطح ایدئولوژیک و سیاسی، وجود واحد تولید به عنوان شرکت بازرگانی، متضمن جدایی کارگران از وسایل تولیدشان است… این (جدایی م.) از طریق روابط مشخص ایدئولوژیک متحقق می‌شود: «حاکمیت» مدیریت، سازمان سلسله‌مراتبی داخلی شرکت و تقسیم کار اجتماعی که از یک‌سو کار سازمان‌دهی را به کار «فکری» و از سویی دیگر کار اجرایی را به کار یدی پیوند می‌دهد… از این‌روست که انقلاب ایدئولوژیک نقش کلیدی را ایفا می‌کند».

بتلهایم ادعا نمی‌کند که قانون ارزش و شکل ارزش در چین الغا شده اما می‌پندارد که در چین مالکیت دولتی وسایل تولید سبب شده که قانون ارزش دیگر بر تولید حاکم نباشد. در عوض به باور بتلهایم قانون دیگری که او آن را «قانون تنظیم اجتماعی اقتصاد» و مختص به جوامع در حال گذار به سوسیالیسم می‌نامد در چین حاکم است. «این قانون همانا شیوه‌ی ظهور تأثیر سپهر سیاسی بر سپهر اقتصادی در شرایطی است که شکل ارزش همواره وجود دارد. این قانون ویژه‌ی بازتولید و دگرگونی روابط تولید در اقتصادهایی است که در مرحله‌ی گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم به سر می‌برند.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

محاسبه اقتصادی و اشکال مالکیت

  • ناشر: پژواک
  • کد کتاب: 94663 - 48/2
  • موجودی: در انبار
  • 300,000ریال

برچسب ها: شارل بتلهایم, سعید سجادیان, مدیریت اقتصادی, مالکیت, رشد اقتصادی, تئسعه اقتصادی, جامعه شناسی اقتصادی, سوسیالیسم, مارکسیسم, اقتصاد مارکسیستی, کتاب های نایاب, کتاب محاسبه اقتصادی و اشکال مالکیت