كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 كد 139902 با تخفيف پنج درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان خرداد ماه جاری تقديم مي گردد.
لحظه های بارانی

لحظه های بارانی

نویسنده: سعیده آساره
ناشر: آرینا - علی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 424
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1390 - دوره چاپ: 1


مروری بر کتاب

نفرت همه وجودم را پر کرده بود. نمی تونستم باور کنم کسی می تونه آنقدر سنگدل و بی عاطفه باشه . یه نفر می تونه نسبت به مادرش به زنی که اونو به دنیا آورده آنقدر بی تفاوت باشه.

کنار تخت زانو زدم و دست بی رمق پرند رو توی دستهام فشردم و از پشت پرده ی اشکی که نگاهم رو تار کرده بود نگاش کردم به صورت عزیزی نگاه می کردم که می دونستم به زودی قراره راهی سفر ابدی بشه.

پرند مهربونم ، تنها کسی که توی این دنیای هزار رنگ پناهم شده بود. خم شدم و گونه های استخوانش رو بوسیدم. دو تا قطره اشک هم با سماجت از چشمانم بیرون زد و روی گونه هایش بوسه زد. دست بردم و صورت گود افتادش رو نوازش کردم. چشماشو باز کرد و لبخند کم رنگی به روم پاشید.

باران ..... عزیزم گریه می کنی؟

بغضم را فرو دادم.
دلم داره آتیش می گیره شاید اگه شیمی درمانی می شدی.....
به تلخی خندید.

نمی دونی چقدر خوشحالم که دارم به آخر خط می رسم. سالهاست منتظر این خط پایان بودم.

معلوم بود چه دردی داره تحمل می کنه.

پس من چی ؟ دخترا چی ؟ من تازه داشتم کنار شما آرامش رو پیدا می کردم.

تازه داشتم با محبت های شما جون می گرفتم من به دست های مهربونتون تکیه زدم و خودم رو پیدا کردم. حالا بعد از شما دوباره دربه دری های من شروع می شه.

بازم اشکام باریدن گرفت ، فشار اندکی به انگشت هام آورد و با بی حالی گفت : نترس دختر فکر همه جارو کردم.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

لحظه های بارانی

  • ناشر: علی
  • کد کتاب: 67141 - 89/4
  • موجودی: در انبار
  • 200,000ریال

برچسب ها: سعیده آساره, داستان های فارسی, کتاب لحظه های بارانی