کاربران گرامی ؛
با توجه به اطلاعیه ستاد مبارزه با کرونا و تعطیلی ناشران ، کتاب هایی که در انبار شرکت موجود می باشد ( کتاب هایی که در کدشان علامت ممیز { / } وجود دارد )، به ترتیب تحویل پست خواهد شد و کتاب هایی که می بایست از انبار ناشران بدستمان برسد پس از شروع فعالیت مجدد ناشران ارسال خواهد شد
شاد و تندرست باشید
قیام افسران خراسان

قیام افسران خراسان

نویسنده: ابوالحسن تفرشیان
ناشر: اطلس
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 208
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1377  - دوره چاپ: 2 

 

مروری بر کتاب

در روزگار جنگ جهانی دوم و اشغال شمال ایران توسط ارتش‌ سرخ شوروی، تعدادی افسر ارتش ایران که از طرفداران کمونیست بوده‌اند به تحریک سرگردی به اسم علی‌اکبر اسکندانی تصمیم به قیام مسلحانه می‌گیرند. در یک کتابی که الان اسمش یادم نیست خواندم که این قیام به تحریک شوروی بوده... این قیام در ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ توسط ۱۹ نفر نظامی شروع و در بعدازظهر ۲۹ مرداد با کشته شدن اسکندانی به پایان رسید!.

این کتاب خاطرات یکی از این افسران حاضر در به اصطلاح خودشان قیام افسران خراسان است.خاطرات این افسر به اسم « ابوالحسن تفرشیان » شامل قیام ، آوارگی بعد از قیام تا حضور در فرقه‌ی دمکرات آذربایجان، همکاری با کُردهای بارزانی تا زندانی شدن در عراق و... می‌باشد. سه نفر در سه کتاب مجزا به شرح این رویداد پرداخته‌اند: ابوالحسن تفرشیان، احمد شفایی، و علی‌اصغر احسانی.

...در واقع نخستین کسی که مرا به سمت عقاید چپ و حزب توده ترغیب می‌کرد، برادرم بود. برادرم بر خلاف من که جثه نحیفی داشتم، جوان قوی و پرقدرتی بود. او در مدرسه نظام اصفهان درس می‌خواند و همان‌جا دیپلم گرفت و به دانشکده افسری رفت. پس از سقوط رضاشاه و آمدن متفقین به ایران، برادرم بارها به دلایل مختلف با نیروهای خارجی درگیر شده بود و حتی در مواردی کارش به زد و خورد کشیده بود. یک شب برادرم همراه با نامزدش با درشکه از یکی از خیابان‌های جلفای اصفهان عبور می‌کردند. ماشینی که از روبرو می‌آمد با سرعت بسیار از کنار آنها گذشت و سرعت آن به حدی بود که نزدیک بود تصادفی پیش بیاید. برادرم و نامزدش از درشکه پیاده می‌شوند و می‌بینند یک افسر انگلیسی و یک افسر آمریکایی که هر دو به شدت مست بوده‌اند، در ماشین نشسته‌اند. آنها نه تنها عذر نمی‌خواهند، بلکه با حالتی طلبکار و پرخاشگر از ماشین پیاده می‌شوند و تازه بعد که چشمشان به نامزد برادرم می‌افتد، می‌خواهند او را هم با خود ببرند. برادرم با آنها درگیر می‌شود و کار به تیراندازی می‌کشد و هر دو افسر تیر می‌خورند.

برادرم محاکمه شد، اما محاکمه در پایان به نفع برادرم تمام شد، اما یک درجه‌اش را گرفتند و یک سال هم محکوم به زندان شد. شش ماه از زندان را در اصفهان و شش ماه دیگر را در تهران بود. هم‌بند او که از اعضای حزب توده بود، مطبوعات و نشریات چپی در اختیار برادرم می‌گذاشت و او به این ترتیب برای اولین بار در زندان با اندیشه‌های چپ آشنا شد. پس از اینکه برادرم به خراسان رفت، مرتب برای من نامه می‌نوشت. یادم هست برادرم در آخرین نامه‌اش که آن را درست روز قبل از عزیمتش از مشهد همراه یک گروه انقلابی پست کرده بود، برایم نوشته بود که «برادر عزیزم، ما فردا برای آزاد ساختن کشور قیام می‌کنیم!»

برادرم و جمعی از افسران دیگر از مشهد به سمت قوچان و از آنجا به سمت گنبد کاووس حرکت کردند و در مسیر خود تمام پادگان‌ها و دژبانی‌ها را خلع سلاح کردند. رهبری این گروه به عهده سرگرد اسکندانی بود و از افراد دیگری که در این قیام شرکت داشتند و بعدها معروف شدند و خاطراتشان را نوشتند می‌توان از ابوالحسن تفرشیان، احمد شفائی و علی‌اصغر احسانی نام برد. علی‌اصغر احسانی برایم تعریف کرد که او افسر مافوق برادرم و اولین کسی بوده که برادرم را برای پیوستن به این حرکت تبلیغ کرده‌است.

احسانی برایم تعریف کرد که برادرم و اسکندانی در جیپی نشسته بودند که پیشاپیش کاروان حرکت می‌کرده و وقتی این جیپ را به رگبار می‌بندند، اسکندانی و برادرم درجا کشته می‌شوند. خیلی از افرادی که در ماشین‌های پشتی نشسته بودند، توانستند از این درگیری جان سالم به در ببرند.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

قیام افسران خراسان

  • ناشر: اطلس
  • کد کتاب: 101944 - 18/2
  • موجودی: در انبار
  • 150,000ریال

برچسب ها: احمد شفائی, تاریخ سیاسی ایران, حزب توده, شوروی, پهلوی, جنبش چپ ایران, کتاب قیام افسران خراسان