منو
سبد خرید

فلسفه هنر نیچه

فلسفه هنر نیچه
فلسفه هنر نیچه
درحال حاضر موجود نمی باشد
فلسفه هنر نیچه
فلسفه هنر نیچه
فلسفه هنر نیچه
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 151610 - 81/5
  • وزن: 0.30kg
0 ریال

فلسفه ی هنر نیچه

نویسنده: جولیان یانگ
مترجم: رضا باطنی - سید رضا حسینی
ناشر: ورجاوند
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 230
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1380 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب  

این اولین بررسی جامع از فلسفه‌ی هنر نیچه است که به زبان انگلیسی ظاهر می‌شود. جولیان یانگ استدلال می‌کند که اندیشه‌ی نیچه در مورد هنر تنها در چارچوب فلسفه گسترده‌تر او قابل درک است. به ویژه، او تغییرات شگرف در زیبایی‌شناسی نیچه را در برابر پس‌زمینه مضامین مشهور مرگ خدا، عود ابدی و ایده اوبرمنش مورد بحث قرار می‌دهد.

سپس یانگ حرفه‌ی نیچه و فلسفه‌ی هنری او را به چهار مرحله‌ی مجزا تقسیم می‌کند، اما پیشنهاد می‌کند که این مراحل یک دایره را توصیف می‌کنند. تلاش برای تأیید جهان در مراحل مرکزی انجام می‌شود، اما نیچه عمدتا در آغاز و پایان کار خود تحت تأثیر بدبینی شوپنهاوری است. هنر در آغاز و پایان مهم است زیرا ما را از زندگی "رهایی" می‌بخشد.

نیچه در ایران بیشتر با کتاب چنین گفت زرتشت شناخته شده است. کتابی که بیشتر به خاطر نثر زیبا و صناعات ادبی و اسعاره هایش شهرت دارد تا به خاطر جنبه های فلسفی اش. جولیان یانگ که درس آموخته سنت فلسفه تحلیل است ، در جستجوی رسیدن به نگاهی جامع از فلسفه هنر نیچه ، به بررسی و تحلیل تک تک آثار مهم نیچه از نخستین کتابش (زایش تراژدی) تا آخرین آنها (آنک انسان) می پردازد و خواننده را به سفری منطقی به محتوای درونی آثار نیچه فرا می خواند.

کتاب حاضر، بیش ازهرچیز، کتابی است در مورد فلسفه ی هنرنیچه ، درباره ی دیدگاه وی در مورد سرمنشاء هنر و این که چه عواملی هنرخوب را خوب و هنر بد را بد می سازد ، و مهم تر از همه در مورد نسبت میان هنر و زندگی از نظراو . بهتر بگوییم ، فلسفه های هنر نیچه ؛ از آنچا که در فلسفه ی او دیدگاه واحدی در باب هنر( و بسیاری از مسائل دیگر) وجود ندارد و نظریه ی محوری من نیز برهمین پایه استوار است .می توان گفت که روند فلسفه ی او به دوره های گونه گونی تقسیم می شود و این دوره ها با توجه به نگرش های کاملاً متفاوت او در مقوله ی هنراز یکدیگر مشخص می شوند .

یکی از نکات برجسته آثار نیچه، نثر شاعرانه، فاخر و تمثیل گونه اوست. نیچه بیش از هر چیز دیگری یک هنرمند بود و باید به چشم یک هنرمند به او نگریست. این دیدگاه عموم که نیچه را نیهیلیستی انسان گریز می‌داند نادرست و مغرضانه است. در این مقاله تلاش خواهد شد تا با ارائه شواهد و مدارک، شوق تاییدگر زندگی نیچه و رویکرد مثبت اندیش او به زندگی نشان داده شود تا با کمک به  خواننده، در فهم مفاهیم زیبایی شناختی که او در نظریه اش نسبت به هنر دارد،  تجزیه و تحلیل درستی از نقش هنر در نظام فلسفی نیچه ارائه گردد.

 در نظر نیچه، انسان منبع یا نظم و ساختار در عالم است. این انسان است که از طریق زبان و افکارش به عالم هستی شکل می دهد. زندگی در ذات خویش عاری از هرگونه حس و معنی است. معنی زندگی صرفا همان است که انسان به آن می بخشد، از اینرو انسان منبع حس و معنی در عالم هستی نیز هست. در اینجا به پرسشی عملی می رسیم: انسان چگونه و از چه راه هایی این معانی را که در آینده رشد و پیشرفت او را در مسیر کمال شتاب می دهد، به زندگی می بخشد؟ در حقیقت به واسطه ی خلاقیت هنری است که انسان امکان این را می یابد که وجودش را توجیه کند، و به آن معنی و جهت ببخشد. از طریق هنر است که انسان می تواند راه رسیدن به ابرانسان را پیدا کند.

از نظر نیچه، زیبایی در نگاه نگرنده است. انسان سرچشمه و موجب زیبایی است. انسان خویشتن را در آیینه دنیا می بیند و زیبایی درونش را به دنیا بازتاب می دهد. انسان خویشتن را در نکویی تحسین و تمجید می کند. نخستین حقیقت زیبایی شناختی در تفکر نیچه(از نظر او، تنها ارزش های حقیقی، ارزشهای زیبایی  شناختی هستند)اینگونه بیان می شود: "جز انسان، هیچ چیز زیبا نیست: همه دانش زیبایی شناسی در همین ساده اندیشی است." و به همین ترتیب دومین حقیقت : "هیچ چیز جز انسان تبهگن زشت نیست." نیچه در ارجاع خویش به انسان می نویسد: "احساس او از قدرت، اراده اش به قدرت، دلیری و غرورش – با زشتی زوال یافته، و با زیبایی افزون می گردد." از اینرو می توانیم دامنه زیبایی شناسی  که فلسفه نیچه را در بر می گیرد را تحسین کنیم: " تنها به صورت یک پدیده زیبایی شناسانه است که هستی و جهان تا ابد توجیه می شوند.

نیچه شرایط اساسی که فرآورده ای هنری را بوجود می آورد یا آن را ممکن می سازد را شناسایی کرده است: "برای آن که هنری در میان باشد، یک پیش شرط فیزیولوژیک ناگزیر است: سرمستی. سرمستی نخست می باید حساسیت تمامی دستگاه را بالا ببرد، و گرنه هنری در کار نخواهد بود." نیچه از عبارت "فیزیولوژیک" به این دلیل استفاده می کند که او دوگانگی بین روح و بدن را انکار می کند. به عقیده نیچه حالت روانی در پیش شرط مناسب بدنی با آن حالت روانی ویژه یافت می شود ؛ یعنی در وحدت جسمی-روانی. از اینرو، عنصر تشکیل دهنده این حالت اساسی زیبایی شناسی سرمستی یا خلسه است: خلسه ای که بیش از هر چیز بوسیله تحریک جنسی به وجود می آید- لذات شهوانی برای نیچه عامل بنیادی پیش شرط زیبایی شناسی است- یا خلسه ای که از طریق رقص، موسیقی یا موادر مخدر بدست آید. نکته اصلی افزایش قدرت، سرشاری، و آکندگی است که از خلسه به ما رسیده است.

در همین حالت است که اراده هنری انسان بالا رفته است: "در چنین حالتی[،و در حالتِ آرمانی کردنِ هنرمندانه،] آدمی از سرشاری خویش همه چیز راغنا می بخشد: چشم اش به هرچه بیفتند، و دل اش هر چه را که بخواهد، آن را پُر-و-پیمان و قوی و آکنده از نیرو می بیند. آدمی در چنین حالتی چیزها را چهره ای دگر می بخشد تا آیینه یِ قدرتِ او باشند و – بازتاب ِ کمال ِ او. ضرورت دگردیسی به سوی ِکمال، یعنی - هنر.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات