كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 كد 139902 با تخفيف پنج درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان خرداد ماه جاری تقديم مي گردد.
فلسفه اقتصادی

فلسفه اقتصادی

نویسنده: جون رابینسون
مترجم: بایزید مردوخی
ناشر: شرکت سهامی کتاب های جیبی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 212
اندازه کتاب: پالتوئی لب برگشته - سال انتشار: 1353 - دوره چاپ: 1

کمیاب - کیفیت : صفحات کتاب کمی تابدار میباشد.

 

مروری بر کتاب 

هدف مطالعه اقتصاد پیدا کردن مجموعه ای از پاسخ های آماده برای پرسش های اقتصادی نیست، بلکه هدف این است که یاد بگیریم چطور از فریب های اقتصاددانان جلوگیری کنیم . در دهه ۱۹۴۰ ضمن کار بر روی مدل کینزی، علاقه زیادی به اقتصاد مارکس پیدا کرد در سال ۱۹۴۲ در مقاله ای در اقتصاد مارکسیستی به مارکس به عنوان یک اقتصاددان توجه کرد و کمک کرد که این جنبه از میراث مارکس دوباره جان بگیرد. این کتاب باعث شد دوباره دیدگاه های اقتصادی و سیاسی مارکس به کانون بحث های معاصر برگردانده شود. او همچنین در این دهه کتاب: مارکس، مارشال و کینز(۱۹۵۵) را نوشت.

جون رابینسون مانند هم فکرهایش در مکتب کمبریج اعتقاد به دغدغه های اجتماعی و قضاوت ارزشی در نظریه پردازی علمی داشت و بر این عقیده بود که ادعای اقتصاد متعارف مبنی بر امکان پذیری پرهیز از داوری ارزشی در نظریه پردازی علمی نادرست است. او در این باره می نویسد:

“علم اقتصاد تنها شعبه‌ای از الهیات نیست. کوشش اقتصاد همواره بر این بوده است که از عواطف بگریزد و مقام علم را به دست آورد. پیش از این مشاهده کردیم که چگونه قضایایی مابعد‌الطبیعی نه تنها عواطف اخلاقی را بیان می‌کنند، بلکه فرضیه‌ها را نیز فراهم می‌آورند. در علوم اجتماعی (اگر به خود جرات دهیم و این نام را بر آنها نهیم) مشکل بزرگ ما در به کار بردن روش علمی این است که هنوز روی معیار قابل قبولی برای رد یک فرضیه توافق نکرده‌ایم. چون در علوم اجتماعی تجربه آزمایشگاهی ممکن نیست.

ناچاریم به تفسیر امور متکی باشیم و هر تفسیری هم داوری را در بر دارد و بنابراین هرگز نمی‌توانیم به جوابی قاطع برسیم. اما از آنجا که ذهن بررسی کننده لزوما آغشته به عواطف اخلاقی است، داوری نیز با پیشداوری آلوده می‌شود…راه خروج از این بن‌بست دور ریختن پیش داوری و طرح مساله به صورت عینی محض نیست. هر کس می‌گوید: «باور کنید من هیچ گونه تعصبی ندارم»، سعی می‌کند یا خود را فریب دهد یا شما را…عینیت علم از بی طرفی فرد ناشی نمی‌شود، بلکه از این سرچشمه می‌گیرد که افراد زیادی مداوما نظریه‌های یکدیگر را آزمایش می‌کنند.

خانم جون رابینسون، اقتصاددان پست کینزی بریتانیایی، یکی از متخصصان معروف اقتصاد کلان در قرن بیستم بود که کمک های بسیاری به تئوری اقتصادی کرده است. شهرت اصلی او این است که به کمک و توسعه تئوری کینزی پرداخت. مهم‌ترین کار علمی این اقتصاددان انتقاد بر نظریه سنتی ارزش و تدوین و تنظیم مجدد آن برپایه اندیشه رقابت کامل است.

او اقتصاد را به عنوان: ۱- تلاشی برای تولید دانش علمی عینی برای دنیای کسب و کار و ۲- یک شاخه از الهیات- ابزار ایدئولوژی رایج و یک اسباب کنترل اجتماعی معرفی می کند. به عقیده او یک اقتصاددان نیاز دارد تا این دو جنبه را از هم جدا سازد.
جون رابینسون در ابتدا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک بود، او برای اولین بار به خاطر انتشار کتاب اقتصاد رقابت ناقص در سال ۱۹۳۳ به شهرت رسید، که تا حد زیادی داخل اقتصاد جریان اصلی است.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

فلسفه اقتصادی

  • 0ریال

برچسب ها: جون رابینسون, بایزید مردوخی, فلسفه اقتصادی, جامعه شناسی اقتصادی, اقتصاد جهانی, اقتصاد, کتاب های نایاب, کتاب فلسفه اقتصادی