منو
سبد خرید

غوغای نفت

غوغای نفت
درحال حاضر موجود نمی باشد
غوغای نفت
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 108337 - 115/1
  • وزن: 0.50kg
  • UPC: 75
0 ریال

غوغای نفت

نویسنده: رحیم زهتاب فر
ناشر: فردوسی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 330
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1324 - دوره چاپ : 1

کمیاب - کیفیت :  درحد نو


مروری بر کتاب 

مصور - پيش بيني هاي تلخ سياسي

 حاوي سرمقاله هاي روزنامه اراده آذربايجان درباره رويدادهاي مهم سال 1330 ميباشد.

رحیم زهتاب فرد در 1305 در تبریز تولد یافت. مقدماتى از تحصیل را در زادگاه خود فراگرفت و به تهران آمد و به امور مطبوعاتى پرداخت و موسسه‏ اى دائر نمود كه كارش توزیع كتاب بود. در 1328 امتیاز روزنامه‏ ى اراده آذربایجان را به نام یكى از منسوبین گرفت و خود مدیر و سردبیر آن را عهده‏ دار گردید. در دوران روزنامه‏ نگارى از حد اعتدال خارج نشد و شیوه‏ ى محافظه‏ كارى را حفظ كرد.

این نشریه هفته ‏اى یك بار انتشار مى ‏یافت. زهتاب در اثر انتشار روزنامه با خیلى از مقامات و رجال آشنا شد ولى ارادت وى به آقا سید ضیاءالدین طباطبائى اظهر من‏ الشمس بود، و سید به او اعتقاد داشت و هر كسى كارى با سید داشت، به او متوسل مى ‏شد. همین نزدیكى، خیلى او را جلو برد و مورد توجه قرار داد. او مدتها در حزب مردم كه به وسیله ‏ى امیراسدالله علم تاسیس شده بود، عضوى فعال شد و مقدماتى براى وكالت مجلس خود فراهم ساخت.

 زهتاب در ادوار اخیر مجلس شوراى ملى به صراحت لهجه معروف بود. هنگامى كه دولت منصور لایحه ‏ى مصونیت مستشاران آمریكائى را به مجلس برد، وى در مقام مخالفت با لایحه‏ ى مزبور نطق فصیح و مستدلى ایراد كرد و دولت و مجلس را از تصویب چنین لایحه‏ اى برحذر داشت و عواقب نامطلوب آن را بیان نمود. در سال 1339 كه فساد انتخابات دوره‏ ى بیستم عالمگیر شده بود، شاه روزنامه ‏نگاران را مورد مشورت قرار داد.

زهتاب سخنرانى جالبى ایراد نمود و مفاسد اینگونه انتخابات را بازگو كرد و در نتیجه در اثر استعفاى نمایندگان، مجلس تشكیل نشد و انتخابات تجدید گردید. وى مجموعا چهار دوره وكیل مجلس شوراى ملى بود. روزنامه‏ نویسى زهتاب تا سال 1353 ادامه داشت، در این سال امتیاز 70 روزنامه از جمله اراده آذربایجان لغو شد....

...یک روز در دفتر کارم نشسته بودم، شخصی که الآن اسمش یادم نیست تلفن زد و گفت: آقای حاج محمد نمازی نامه‏ای برای شما دارند که اگر اجازه دهید بیاورم خدمتتان، ‌گفتم: اتفاقاً نزدیک شما هستم و خودم برای دریافت نامه مراجعه خواهم کرد. این بود که به دفتر ایشان به آدرس خیابان سعدی، روبه روی ایران تور رفتم و بسته قطوری را که حاوی نامه بود دریافت کردم، بسته را باز کرده و نامه را خواندم، مضمون آن از این قرار بود : آقای زهتاب ، آقای مصدق به من پیشنهاد تصدی وزارت نفت را کرده‎اند (در آن موقع وزارت نفت وجود نداشت) غافل از اینکه من اصلاً در این زمینه کار اجرائی نکرده‎ام  و اگر چنانچه راجع به نفت از من اسمی به گوش می‎رسد به خاطر چند کشتی نفتی است که دارم و با آن نفت حمل می‎کنم.

پس از مطالعه نامه، به آقای اللهیار صالح وزیر کشور تلفن زدم و تقاضای ملاقات کردم، ایشان نیز برای 7 صبح فردا در وزارت کشور (محل فعلی سازمان تبلیغات) وقتی را مقرر فرمودند. به این ترتیب خدمت ایشان رفتم  و ماوقع را توضیح دادم ، کنجکاو بودم که عکس العمل وزیر در این باره چه خواهد بود؟ خدا رحمت کند آقای صالح را، دو دفعه در جایش جابه جا شد و گفت: آقای زهتاب، من برای شما احترام قائلم، در شأن شما نیست که این قبیل اراجیف را نقل کنید ! گفتم : آقا ببخشید، بنده نذر نداشتم که ساعت 7 صبح، به جای استراحت، یک تومان کرایه ماشین بدهم و خدمت برسم و بعد این حرف را از جنابعالی بشنوم، کمی ناراحت شد و گفت: نه قصدم این بود که بگویم، آخر شما مخالف دولت دکتر مصدق هستید،‌ حرفی نداریم، مخالفت کنید، ولی لااقل شایعه پردازی نکنید، دست و پای این پیرمرد را باز بگذارید، گفتم: جناب صالح اگر من نامه محمد نمازی را به شما بدهم آیا به من بر می‎گردانید؟ کمی تأمل کرد و گفت: یعنی چه بر می‎گردانید؟   معلوم است که بر می‎گردانم! نامه را تقدیم کردم، عینکش را به چشم گذاشت و در حدود ده دقیقه در حالی که آن را می‎خواند، این جمله را تکرار می‎کرد: آقا این مرد دیوانه است! آقا این مرد دیوانه است! منظورش مرحوم مصدق بود.

وقتی که نامه را خواند، نمی‎خواهم بگویم عرق کرده بود ولی بیچاره واقعاً حالت غیر عادی پیدا کرده بود، با تعجب پرسید: به راستی این نامه را حاج محمد نمازی نوشته؟! این مرد (دکتر مصدق) در این مورد نه در هیئت دولت با کسی حرفی زده و نه اصلاً هیچ اشاره‎أی به این نامه کرده. بالاخره این نامه را آقای اللهیار صالح گرفت و نزد مصدق برد و فردای آن روز هم به من برگرداند و از بابت برخورد دیروز نیز عذرخواهی کرد و گفت: آقای زهتاب، حق با شما بود این مرد ما را به بازی گرفته و ملعبه خود ساخته است، مطلقاً از پیشنهاد ایشان مبنی بر واگذاری مسئولیت وزارت نفت به آقای حاج محمد نمازی مطلع نبودیم، باید اطلاع می‏دادند و این نامه را هم در هیئت دولت مطرح می‎کردند، که متأسفانه هیچ کدام از این کارها را نکرده‎اند.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.
برچسب ها: کتاب غوغای نفت

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات