منو
سبد خرید

عقل و عشق یا مناظرات خمس

عقل و عشق یا مناظرات خمس
درحال حاضر موجود نمی باشد
عقل و عشق یا مناظرات خمس
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 105105 - 50/1
  • وزن: 0.50kg
0 ریال

عقل و عشق یا مناظرات خمس

نویسنده: صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی
تصحیح و تحقیق: اکرم جودی نعمتی
ناشر: اهل قلم - میراث مکتوب
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 218
اندازه کتاب: وزیری گالینگور روکشدار - سال انتشار: 1375 - دوره چاپ: 1 
کد کتاب: 105105

 
مروری بر کتاب 

«عقل و عشق یا مناظرات خمس»، از آثار حکیم و عارف و فقیه و شاعر و ادیب مشهور، صائن الدین على بن محمد ترکه اصفهانى (770 - 835ق)، به زبان فارسى است و در میان رسایل متعدد عقل و عشق که در حوزه عرفان و ادب فارسى نگاشته شده، جایگاه ویژه‌اى دارد. 
این کتاب، در سال 808ق، به‌اتمام رسیده است و در باره نام آن باید گفت که در فهرست‌هاى نسخ خطى معمولا به نام «عقل و عشق یا مناظرات خمس» مضبوط است و خود صائن الدین، به‌عنوان «کتاب مناظرات»، از آن یاد مى‌کند. به نظر مى‌رسد عنوان «عقل و عشق»، به سبب موضوع رساله و عناوین فصل‌ها، مشهورتر باشد. این نام و نیز عنوان «گلشن»، در پایان برخى نسخه‌ها آمده است. 

رساله عقل و عشق همچون دیگر آثار صائن الدین، به سبکى منشیانه همراه با انواع صور خیال از تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز و صنایع مختلف ادبى مانند جناس، تناسب، تضاد، تلمیح، ترصیع، سجع و موازنه نگارش یافته است. آوردن آیات، احادیث، اشعار و امثال به‌گونه‌اى که مکمل سخن باشند - نه فقط شاهد مثال - از دیگر خصوصیات سبکى صائن الدین است. ویژگى اخیر، موجب نوعى اطناب در سخن مى‌شود که در همه آثار صائن الدین وجود دارد و متأثر از سنت ادبى رایج در نثر قرن هشتم و نهم هجرى است. 
صائن الدین داراى نثرى آهنگین و موزون است. از آنجا که در نثر - برخلاف نظم - قالب‌هاى معین و بحور قانون‌مند براى رعایت وزن وجود ندارد، نثر موزون ارزش ادبى والایى پیدا مى‌کند و لذا آثار صائن الدین از این دیدگاه نیز شایان توجه و بررسى است.

مؤلف، پس از مقدمه زیبا و ادیبانه خویش، وارد اصل بحث شده است. مباحث او در این رساله، بیش از هر رساله دیگر وى، شامل ارزیابى‌هاى او در باره عقل و خرد آدمى است. در این رساله مى‌بینیم که عقل از طرف غربى قدس آمده و در وسط اقلیم چهارم که منسوب به حیوان است، رخت اقامت افکنده و همه را به ربقه طاعت و انقیاد خود کشیده است. 
«عقل»، در تربیت اصحاب خویش، به سه شیوه متوسل مى‌شود: گاهى با آیات، احادیث و مظاهر شرعى که یادآور شیوه متشرعان است، به زدودن آلایش ادراکات ایشان مى‌پردازد و گاهى به روش مشائیان، آنها را متوجه تنزیه مى‌کند و زمانى به پیروى از اشراقیان، تقدیس را مد نظر قرار مى‌دهد. هرچند اینها راه‌هاى متداول شناخت و شیوه‌هاى مصون‌سازى آن از خطاست، اما از دیدگاه صائن الدین، کافى و وافى به مقصود نیست، لذا مى‌بینیم در این داستان دل‌انگیز، لشکر عشق را مى‌آراید تا مملکت عقل را فروگیرد و نقود معرفتش را به محک زند. 

در آغاز، «نغمه» از سوى عشق، به دیار عقل گسیل مى‌شود تا ضمن شناسایى آن دیار، پیام عشق را مبنى بر انذار متمردان و دعوت به انقیاد، بدیشان ابلاغ کند. «خیال» از جانب عقل، مأمور پاسخ‌گویى مى‌گردد. او ضمن ستایش از عقل که در واقع ستایش خردگرایان و حکما از آن است، استدلال مى‌کند که چون مقام خلیفه اللهى و نفخه الهى از آن شیخ عقل است، او لایق سجود است و گستاخى و بى‌حرمتى به آستانش روا نیست. 
عشق، دیگر بار کلام را در ملابس کتابى، به سوى عقل مى‌فرستد و او با بیان سمبلیک، ضمن معرفى خود و قوم خود، به تفصیل از میراث نبوت و ختم ولایت سخن مى‌گوید که بدیشان سپرده شده است و عقل را پند مى‌دهد که از سر مخالفت برخیزد و به آستان‌بوسى عشق شتابد تا مورد قهر او واقع نشود. وزیر خیال به اشاره عقل پاسخ مى‌دهد که در مجلس عقل، علوم طبیعى و الهى و استدلالات دور از برهان و یقین ارزشى ندارد. اگر عشق بخواهد با علوم ادبى و خطابى و به تسلط و اجبار پیش آید، به مقابله برخواهیم‌خاست. 

بار دیگر، «الهام»، از سوى عشق و «قوه نظرى»، از سوى عقل، به رسولى به سرزمین مقابل مى‌روند و گفت‌وگوهاى رمزى صورت مى‌گیرد. سرانجام عقل و اصحابش به استحکام قلاع که رمز طاعات، عبادات و تزهد است، مى‌پردازند و آماده نبرد مى‌شوند و عشق، لشکر معشوق را روانه مملکت عقل مى‌کند. 
«حُسن»، دروازه نظر را و «نغمه»، سرحد صماخ را مى‌گیرد. جنگ پیش مى‌رود و «خیال» مقاومت مى‌کند. عقل درمى‌یابد که تاب مقاومت نیست، لکن امیدوار است که به نیروى زهد و صبر بر آنان غلبه یابد. سرانجام مقاومت‌ها فرومى‌ریزد. عقل با اصحاب مشورت مى‌کند. خیال، هم‌چنان بر تقبیح اعمال پیروان عشق و پایدارى در برابر آنان اصرار مى‌ورزد. «وهم»، معتقد است که پایدارى بیهوده است و به شکست مى‌انجامد و باید به استقبال لشکر عشق رفت. عقل، سخت مى‌رنجد و او را سرزنش مى‌کند و به خلوت خویش رفته، با «حدس» که از مقربان اوست، به مشورت مى‌پردازد. «حدس» مى‌گوید: چنین مى‌نماید که سلطنت عشق، بى‌توفیق ربانى و تأیید الهى نیست. 

ناگهان از سرحد صماخ، آوازه برمى‌آید که یکى از پیشروان قوشون نغمه، وهم را به نیرنگ و افسون جذب کرده و برده است. وهم از طرف عشق نواخته مى‌شود. «وجد» و «درد»، مأمور حمله به سرحدات عقل مى‌شوند و اوضاع مملکت او را از هم مى‌پاشند. عقل چون لشکر خود را شکست‌خورده مى‌بیند، شمشیر و کفن در دست، به آستان عشق پناه مى‌برد و عذر تقصیر مى‌خواهد. آفتاب طلعت معشوقى از برج خیال عاشق طالع مى‌گردد. عقل، معزول و قضاى جزئیات امور به وهم واگذار مى‌شود و همه اعیان و وجوه، در تحت حکم او درمى‌آیند. وهم، منصب و جاه مى‌یابد، لکن قواعد مملکت وجود عاشق، روزبه‌روز، به انحطاط مى‌رود و نظم امور از هم مى‌پاشد. «کرم»، مأمور مى‌شود که بر جرایم عقل قلم عفو کشد و بدو وزارت بخشد. عقل به رتق و فتق امور مى‌پردازد. 
اهالى مملکت وجود عاشق، همگى در رضایت و شادى به سر مى‌برند. «خیال»، «وهم»، «نظر»، «ذاکره»، «حس»، «بصر»، «سمع»، «لسان»، «شم» و «لمس»، هر یک به امور دل‌خواه خویش مى‌پردازند. پس از چندى، میان قواى مختلف وجود عاشق، مناظره درمى‌گیرد. وهم، با عقل و قوه نظر و خیال درمى‌افتد و سامعه، با باصره به جدال برمى‌خیزد. هر یک از آنان در صدد اثبات فضل خویشند و دلایلى که مى‌آورند در حقیقت بیان مسائل و مباحث مطروحه در عرفان است که صورت تمثیلى یافته است. 

چون بارگاه حضرت معشوقى آلوده به مناظرات و مجادلات مى‌شود، فرمان مى‌آید که فراشان عزت، گرد اکوان و تعینات را از بارگاه کبریا بروبند. درد، حزن و اشتیاق لشکر مى‌کشند و آتش در مملکت وجود عاشق و تعینات کونى او مى‌زنند و همگى را بر خاک خوارى مى‌نشانند تا موانع کمال انسانى از میان برداشته شود. پس از این فقر و فنا، همگى عنان اختیار به خدمت معشوق مى‌سپارند. 
در آن میان، عقل که در گذشته نیز با تنزه و تقدس نسبتى داشت، از دیگران ممتاز مى‌شود و در خلوت معشوق راه مى‌یابد. وقتى که آوازه این امتیاز در عالم مى‌افتد، غمازى واشیان و ملامت لاحیان در میان مى‌آید و موجب ناز معشوقى و نیاز عاشقى مى‌گردد. 
غیرت معشوقى، بقیه‌اى را که از وجود عاشق مانده است، غارت و به‌کلى متلاشى مى‌سازد؛ در نتیجه، عاشق از درکات بُعد و غیبت، به درجات مقاربت و مخاطبت ترقى مى‌کند و معشوق، صبر و اصحابش را مانند قناعت، توکل، ورع، شکر و رضا، به یارى او مى‌فرستد. 

مصحح کتاب، خانم دکتر اکرم جودى نعمتى، کتاب «عقل و عشق یا مناظرات خمس» را بر اساس ده نسخه خطى مربوط به سده‌هاى مختلف، تصحیح و همراه با مقدمه‌اى سودمند و افزودن واژه‌نامه و فهارس فنى منتشر کرده است. وى در مقدمه، توضیحات سودمندى را در باره شرح حال و منزلت علمى صائن الدین، على بن محمد ترکه اصفهانى و چگونگى تصحیح کتاب «عقل و عشق یا مناظرات خمس» و نسخه‌هاى مورد استفاده و هم‌چنین گزارش جامع و گویایى از مباحث مطرح در کتاب ذکر کرده است. 
ایشان، بخش «تعلیقات و توضیحات» را به آخر کتاب افزوده است که شامل مواردى مانند ترجمه آیات و روایات و عبارات عربى و توضیح معانى لغات و شرح حوادث تاریخى و تعیین نام شاعران ابیات مورد استفاده مؤلف است. موارد انتقادى در این تعلیقات و توضیحات نادر است، مانند انتقاد مصحح بر نظر مؤلف در باره تأثیر ظهور اسلام در افزایش تعداد حروف الفباى عربى...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات