منو
سبد خرید

شرح حال ابوسعید ابوالخیر

شرح حال ابوسعید ابوالخیر
درحال حاضر موجود نمی باشد
شرح حال ابوسعید ابوالخیر
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 42713 - md 4/2
  • وزن: 0.50kg
  • UPC: 9.8
0 ریال

شرح حال ابوسعید ابوالخیر

نویسنده: کیوان ورجاوند - کیوان قزوینی - نورالدین چهاردهی
ناشر: فتحی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 150
اندازه کتاب: وزیری - سال انتشار: 1371 - دوره چاپ: 1 

کمیاب یا دست دوم - کیفیت : درحد نو

 

مروری بر کتاب 

به همراه وضعیت صحن شاه نعمت الله ولی از منضمات کتاب صالحیه

ابوسعید فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم معروف به "ابوسعید ابوالخیر"، یکی از بزرگان عرفان در قرن4 و 5 هجری است. او در روز یکشنبه اول محرم سال 357 هجری قمری در ناحیه‌ای بین ابیورد و سرخس به نام "میهنه" به دنیا آمد.
پدرش عطار (داروفروش) بود  و به دلیل علاقه به عرفان و تصوف، به درویشان میهنه عشق و ارادتی خاص داشت و به مجالس آنها رفت و آمد می‌کرد. گاه پیش می‌آمد که پدر، ابوسعید را با خود به این مجالس می‌برد و می‌توان گفت مهمترین دلیل ابتلاء ابوسعید به شناخت حقیقت و عرفان، حضور در این مجالس بود.
ابوسیعد در مسیر شناخت حقیقت پیر و مراد بسیار داشت، ریاضت و سختی‌های فراوان کشید و از محضر بزرگانی چون ابوالقاسم بشر یاسین، لقمان سرخسی، شیخ ابوالعباس قصاب و... استفاده کرد و با اکثر عرفای عصر خود از جمله ابوالحسن خرقانی دوستی و مراودت داشت.
بر طبق روایات بسیاری ابوسعید، دیداری هم با حکیم نامدار ایرانی –ابوعلی سینا- داشته و حتی نامه‌هایی هم بین آنها رّد و بدل شده است.
قسمت اعظم و مهم زندگی ابوسعید در نیشابور و زادگاهش میهنه سپری شد و سرانجام  در روز پنجشنبه چهارم شعبان 440 هجری در همان جا درگذشت و قبرش در طول قرون متمادی زیارتگاه ارادتمندان اوست.

روش و طریقت ابوسعید در شناخت حقیقت و ذات حق تعالی، روش شور، بسط و وجد بود. در نهایت آرامش و تسامح با خلق زندگی می‌کرد و معتقد بود که عرفان و تصوف تجربه کردنی است نه گفتنی و وصف کردنی.
عرفان و طریقه او آمیخته با شعر و سماع و شور و سرور است. از آنجا که در مجالس خود از اشعار فارسی و عربی بسیاری استفاده می‌کرد، این باور اشتباه جا افتاده بود که او یک عارفِ شاعر بوده و این اشعار را به او نسبت می‌دهند، در حالیکه تمامی این اشعار به شاعران قبل از او اختصاص داشته و شیخ تنها در صورت لزوم از آنها استفاده می کرده است.


با این حال، مجموعه رباعیاتی به جا مانده که آن را به ابوسعید ابوالخیر منسوب کرده‌اند و اگرچه شاعر آنها پیر مهینه نیست، اما در نهایت ذکاوت و هوشمندی، افکار و تعالیم خود را به وسیله این اشعار به شاگردانش انتقال می‌داد.


گفتم: چشمم، گفت: به راهش می دار                 گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می دار
گفتم: که دلم، گفت: چه داری در دل؟                   گفتم: غم تو، گفت نگاهش می دار


حکایات بسیاری از شرح حال و زندگی او به جا مانده که اکثر آنها توسط نوه‌اش"محمد بن منوّر" در قرن 6 هجری، در کتابی با عنوان "اسرار التوحید فی مقامات ابوسعید ابوالخیر" جمع آوری شده است. همچنین کتاب دیگری با عنوان " حالات و سخنان شیخ ابوسعید ابوالخیر" وجود دارد که توسط یکی دیگر از اقوام او گرد آوری شده است....

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات