كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 كد 139902 با تخفيف پنج درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان خرداد ماه جاری تقديم مي گردد.
شاه اسماعیل صفوی ؛ مرشد سرخ کلاهان

شاه اسماعیل صفوی ؛ مرشد سرخ کلاهان

نویسنده: محمداحمد پناهی سمنانی
ناشر: کتاب نمونه
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 316
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1371 - دوره چاپ: 1 

کمیاب  - کیفیت : عالی
 

مروری بر کتاب 

اسماعیل، تنها یک سال بود که به همراه هفت مرید و صوفی فدایی خود از روستای لاهیجان خارج شده و برای رسیدن به حکومت آرمانی خود به سوی تبریز حرکت می‌کرد. ۱۴ سال بیشتر نداشت که با دیدن رؤیایی تصمیم به قیامی مذهبی-تصوفی گرفت. در کتاب عالم آرای صفوی آمده است: «... دید جمعی آمدند و پسری در حدود سن ۱۴ سالگی بود، جوان سرخ موی، سفید روی، میش چشمی و تاج سرخ در سر او و او را آوردند آن جوان سلام داده دست بر سینه نهاده ایستاد. آن شهریار گفت:‌ ای اسماعیل حال وقت آن شد که خروج کنی. گفت: امر از آن حضرت است. آن شهریار فرمود: پیش بیا، پیش آمده کمرش را گرفته، سه مرتبه کند و او را بر زمین گذاشت و کمرش را با دست مبارک بست و تاج را بر سرش گذاشت و... شمشیری آن حضرت طلبید از ملازمان خود و به دست مبارک خود بر کمرش بست و گفت: برو که تو را رخصت است.»
 
قیام اسماعیل به همراه مریدان و پیروان آنان بر اساس همین رویا شکل گرفت و به بزرگ‌ترین قیام شیعیان در ایران تبدیل شد. در آن زمان کشور ایران کشوری مسلمان و سنی‌نشین بود؛ و شیعیان از بیم جان به انزوا فرو رفته بودند و در اینگونه جامعه‌ای همراه ساختن مردم با عقاید شیعه اثنی‌عشری کاری بس دشوار بود؛ به گفته حمدالله مستوفی در نزههالقلوب، شیعیان ایران در آن زمان محدود به شهرهای قم، سبزوار، کاشان، اردستان، شهرری و روستاهای ساوه می‌شدند. تاریخ همواره مبین این بوده است که قیام اقلیت برای پیروزی دست به خشونت و خونریزی می‌زند. اسماعیل جوان و پیروان او هم از این امر مستثنی نبودند. با اعلام خروج اسماعیل به نام ائمه‌اطهار برخی ایلات که به تشیع رغبت و علاقه‌ای داشتند، بدون خشونت به او پیوستند و همین حضور و افزایش ناگهانی که حامیان را تا مرز ۳ هزار نفر رسانده بود، امکان خشونت صوفیان صفوی را دو چندان کرد.

اسماعیل به نام اسلام و مذهب تشیع به هر شهر که وارد می‌شد مردم را وادار به پذیرش عقاید خود می‌کرد و چون در میان صوفیان صفوی هیچ خواستی بالا‌تر از خواست مرشد کامل نیست در راه این الزام و اجبار، مریدان اسماعیل از هیچ عملی فروگذار نمی‌کردند. نمونه‌های این الزام و اجبار در تاریخ این دوره بسیار به چشم می‌خورد. در‌‌ همان کتاب عالم آرای صفوی، نویسنده گمنام آن در توصیف رفتار این گروه نوشته است: «علیخان سلطان چابک ترکمان را با یارانش دست بسته نزد او آوردند.

اسماعیل گفت: ‌ای علیخان سلطان من تو را سپهسالار خود می‌کنم به شرطی که بگویی: علی ولی الله. او چون سنی بود، قبول نکرد. اسماعیل دستور داد از هر خانه‌ای یک پشته بیاورند... هر کدام که شهادت می‌گفتند ملازم خود می‌کرد و هرکس نمی‌گفت، او را در آتش می‌انداخت و می‌سوزاند. دستور داد علیخان سلطان را نیز در آتش بیندازند.»

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

شاه اسماعیل صفوی ؛ مرشد سرخ کلاهان

  • ناشر: کتاب نمونه
  • کد کتاب: 56262 - 111/1
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: شاه اسماعیل صفوی, محمداحمد پناهی سمنانی, صفویه, تاریخ صفوی, تاریخ اجتماعی ایران, داستان های تاریخی, کتاب شاه اسماعیل صفوی ؛ مرشد سرخ کلاهان