کتاب شاهنامه برای دریافت صله سروده نشده است فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب ادبیات انتشارات دانشگاه مشهد

شاهنامه برای دریافت صله سروده نشده است

نويسنده: احمدعلی رجائی
ناشر: دانشگاه مشهد
زبان كتاب: فارسي 
تعداد صفحه: 40
اندازه كتاب: وزیری - سال انتشار: 1346 - دوره چاپ: 1 

کمیاب - کیفیت : درحد نو

 

مروری بر کتاب

از مجله دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد شماره 4 سال سوم

فردوسی برای خویش رسالتی تاریخی قائل بود ؛ تصمیم گرفت مجمع شاعران را به همه شهرت هایش ، کامروانی های جوانی را با همه لذت هایش ، دربار امیران و شاهان را با همه نعمت هایش به یک سو نهد ، ثروت و نیروی جوانی و نقد حیات خود را نثار ایران کند و به کاری دست زند که تنها از عاشقان ساخته است .اندک اندک چین ها ، آینه رخسارش را فرو گرفتند ، موی سیاه رو به سپیدی نهاد ، دست و پای از کار فرو ماند و گوش ناشنوایی آغاز نهاد ، ملک ، ویران و مال تباه و حال ، پریشان شد اما او همچنان بر عهد خویش استوار بود .

نخست باید دانست که تهمت عظیم سرودن شاهنامه برای پول از کجا پایه و مایه گرفته است و آن پایه خود تا چه حد استوار و قابل اعتماد و استناد است و تا آنجا که نگارنده آگاه است همه اقوال به کتاب "مجمع النوادر" مشهور به "چهار مقاله" عروضی سمرقندی بر می گردد . چهار مقاله با آنکه از نظر عبارت زیباست دارای خطاهای بسیار است ، خواه از نظر افرادی که در داستان ها نام آنان به میان می آید و خواه از نظر محل و تاریخ وقوع حوادث . نظامی عروضی در حکایتی از فردوسی می نویسد (خلاصه) : " فردوسی در آن دیه شوکتی تمام داشت چنان که به دخل آن ضیاع از امثال خود بی نیار بود و از عقب یک دختر بیش نداشت و شاهنامه به نظم همی کرد و همه امید او آن بود که از صله آن کتاب جهاز آن دختر بسازد . "

چگونه است مردی توانگر و صاحب شوکت نتواند جهیز تنها دختر خود را فراهم کند تا ناچار شود بیست و پنج سال شاهنامه را بسراید به امید اینکه احتمالا صله ای از ان عاید شود و آن را صرف جهاز دختر سازد؟ وانگهی دختر را در جوانی شوهر دهند نه در هنگام پیری و کدام پدر است که ثروت موجود را برای عزیزترین کس خویش خرج نکند و صله موهوم محتمل را که بیست و پنج یا سی سال بعد بدست می آید جهیز دختر خود قرار دهد . اشکال و تناقض دیگر دیگر در آن است که اگر فردوسی قصد داشت برای جهیز دختر خود یا هر مصرف دیگر از راه شاعری پول و مال فراهم آورد اصولا نباید نامی از شاهنامه ببرد زیرا کالایی نبود که باب بازار زمان باشد . روزگار ، روزگار غلبه تازیان و ترکان بود و موفق و مقرب آن کس که به تازی بنویسد و بسراید درحالیکه شاهنامه سراپا وصف برتری ایرانیان و ذم ترکان و تازیان بود و فردوسی سرودن آن را نه برای مال بلکه برای ایجاد جنبشی در قوم ایرانی ، وجهه همت خوبش ساخت و تازیان را اهرمن چهرگان مارخوار و بی نام و ننگان زاغ سار نامید ، سخنی که هیچ کس در روزگار فردوسی جرات تفوه بدان را نداشت .

فردوسی از همه شاعران برتر بود اما مناعت طبع و علو همتش اجازه نمی داد و احتیاجی هم نداشت که چون "فرخی" ندیمی و مطربی را با شاعری درآمیزد.برعکس حتا فردوسی حاضر نبود که تحقیر محمود را به قول تاریخ سیستان درباره رستم ، تنها بخاطر اینکه یک پهلوان افسانه ای ایرانی است بپذیرد : " و حدیث رستم بر آن جمله است که ابوالقاسم فردوسی شاهنامه به شعر کرد و بر نام سلطان محمود کرد و چندین روز همی برخواند . محمود گفت « همه شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست » ابوالقاسم گفت « زندگانی خداوند دراز باید . ندانم اندر سپاه او چند مرد چون رستم باشد اما این دانم که خدای تعالی خویشتن را هیچ بنده چون رستم دیگر نیافرید » این بگفت و زمین بوسه کرد و رفت "

اکنون دو مطلب دیگر برجای می ماند ، نخست اثبات این نکته که شاهنامه پیش از قدرت یافتن و سلطنت محمود به پایان رسیده و ربطی به او یا صله محتمل از جانب او نداشته است ؛ دوم نشان دادن اینکه تقدیم کتاب به محمود چرا و چگونه صورت گرفته و مدایح او کی در شاهنامه داخل شده ؟پدر محمود در سال 387 هجری در گذشت و او وصیت کرده بود فرزند دیگرش اسماعیل جانشین وی باشد . محمود به این وصیت وقعی نگذارد و با اسماعیل برادر خود مخالفت کرد و سرانجام در سال 388 هجری بر او غلبه کرد و در سال 389 هجری مستقلا فرمانروا گردید . درحالیکه سرودن نسخه اول شاهنامه در سال 384 هجری تمام شده یود .

سرآمد کنون قصه یزدگرد
به ماه سفندارمذ روز ارد

ز هجرت شده سیصد از روزگار
چو هشتاد و چار از برش برشمار

ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار
به نام جهان داور کردگار

با تصریحی که خود فردوسی در اشعار مذکور کرده است در 65 یا 66 سالگی آنگاه که همه ثروت و جوانی خود را در راه زنده کردن افتخار ایران فدا ساخته است به فکر می افتد که شاهنامه را به نام محمود کند و این تاریخ تقریبا برابر است با سال 394 یا 395 هجری . در این تصمیم فردوسی عوامل معنوی و مادی هردو موثر بوده است :

نویسندگان اگر کتابشان را به شاه تقدیم نمی کردند با فقدان سرمایه و وسایل انتشار ممکن بود اثرشان نیز با آنان بمیرد . کتابی به عظمت شاهنامه را هیچ دستگاهی جز دستگاه شاهی قادر نبود در نسخه های متعدد بنویساند و منتشر سازد . عامل مادی یعنی مساله تهیدستی و نیاز هم در این امر دخالت بسیار داشت .بنابر آنچه گذشت فردوسی از حدود سال 395 هجری در صدد این تجدید نظر در شاهنامه برمی آید و هرجا مقتضی می بیند و غالبا در آغاز دوره های پادشاهی چند بیتی در ستایش محمود می گنجاند .

به نظر من فردوسی با سرودن پنجاه هزار بیت بلند به هدف خویش رسیده است . او بیش از پنجاه هزار سرباز شکست ناپذیر در اختیار هر ایرانی گذارده و هرکس شاهنامه می خواند این نیروی جاویدان را پشت سر خویش احساس می کند . ما ایرانیان از دین عظیمی که از جهات مختلف به فردوسی داریم سهم بسیار ناچیزی را ادا کرده ایم و از این بابت شرمساریم . جوانان ما به درستی فردوسی را نمی شناسند ، تنها اندکی در کتاب های دبستانی و دبیرستانی با بیتی چند از او آشنا می شوند بی انکه عظمت روحی و ارزش هنری قهرمان وطن خود را چنان که باید دریابند .

کتاب شاهنامه گران و سخت یاب است حال آنکه باید با چاپ های روشن و ذکر معانی واژه ها و اشعار دشوار در جزوه های کم حجم ، داستان داستان می بایست به قیمت تمام شده بین جوانان و خواهندگان توزیع گردد . بزرگان ادب به جای توصیف خارجی موضوع به تجزیه و تحلیل آن بپردازند و نکته های دشوار و تاریک آن را از سویی و ارزش های آن را از سوی دیگر روشن سازند .

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

شاهنامه برای دریافت صله سروده نشده است

  • 0ریال

برچسب ها: حکیم ابوالقاسم فردوسی, احمدعلی رجائی, شعر فارسی, تاریخ ادبیات فارسی, فردوسی, نقد شعر, مقالات ادبی, شاهنامه, , اساطیر ایران, شعر حماسی, کتاب های نایاب, کتاب شاهنامه برای دریافت صله سروده نشده است