منو
سبد خرید

شادکامان کاخ مرمر ؛ دو جلدی

شادکامان کاخ مرمر ؛ دو جلدی
درحال حاضر موجود نمی باشد
شادکامان کاخ مرمر ؛ دو جلدی
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 125362 - 110/5
  • وزن: 2.00kg
  • UPC: 105=120
0 ریال

شادکامان کاخ مرمر

نویسنده: خسرو معتضد
ناشر: دور دنیا
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 1160
اندازه کتاب: وزیری گالینگور روکشدار - سال انتشار: 1378 - دوره چاپ: 2

کمیاب  - کیفیت : درحد نو
 

مروری بر کتاب 

سراب جانشین پسر

میرسپاسی یا سید احمد لیستر، سرمایه‌دار و ثروتمند معروف ایران در زمان پهلوی بود. او را که زمانی راننده احمد شاه و رضا خان بود، می‌توان از معروفترین رانندگان و مکانیک‌های ایران دانست که از رانندگی و تعمیرکاری فنی به ثروت و موقعیت مهمی رسید .دلیل دیگر نام‌آوری وی ماجرای قتل پسر بزرگترش به‌دست پسر دیگرش بود.

در ابتدای سده بیستم ترسایی، هنگامی که خودرو تازه به ایران راه یافته بود، رانندگان شأن و جایگاه والایی داشتند و موقعیتی مثل خلبانان امروز و یا حتی بالاتر برای خود قائل بودند.یکی از آنها، احمد میرسپاسی است که ابتدا راننده وثوق‌الدوله (حسن وثوق) بود، بعداً راننده احمد شاه شد و بعد از مدتی - در آغاز دهه ۱۳۰۰ ه‍.ش. - راننده رضاخان سردار سپه.

نویسنده بیشتر جلد اول کتاب را به فرامرز لیستر اختصاص داده‌است که گزارش مفصل‌تری از وی و کارهایش را در اختیار خواننده قرار می‌دهد. البته فرامرز در طی همهٔ این سال‌ها نسبت به قتل‌های خود و کنجکاوی دیگران در این‌باره و اطلاعاتی که نزدیکان و اعضای خانواده‌اش احیاناً در اختیار دیگران می‌گذاشته‌اند، حساس بوده‌است و در این راه از تهدید هم دریغ نمی‌ورزیده‌است و با وجود پافشاری خسرو معتضد، حاضر به مصاحبه و گفتگو با او ـ برای کتابش ـ نشده‌است...

در تاریخ معاصر ایران، یکی از آشکار‌ترین نقش‌آفرینی لمپن‌ها در جریان کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، در سقوط دکتر محمد مصدق و سرکوب نهضت ملی ایران، است؛ آن‌ها همچنین در غارت‌کردن و به‌آتش‌کشیدن روزنامه‌هایی چون باختر امروز، به‌سوی آینده، حاجی‌بابا و غیره نیز کار کرده‌اند . طیب حاج‌رضایی و شعبان جعـفـری، معروف به «شعبون بی‌مخ»، از شناخته‌شده‌ترین سردسته‌های گروه‌های لمپن در آن زمان بوده‌اند. همچنین می‌توان از احمد عشقی، رمضون‌یخی، اسدالله کچل، بچه‌های سنگلج و گلوبندک به‌عنوان دیگر گروه‌های لمپن اسم برد.

وقتی افراد نام‌برده و خیلی‌های دیگر به خانه مصدق حمله کرده و آنجا را به آتش کشیده بودند، دکتر مصدق و چند نفر از دوستانش برای فرار به پشت‌بام چند خانه دورتر رفته بودند و از دور منظره را می‌دیدند. مصدق آنجا می‌گوید که « آن‌ها خانه مرا آتش نزدند، آن‌ها ایران را آتش زدند.»...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات