منو
سبد خرید

سیاحتنامه فیثاغورث در ایران

سیاحتنامه فیثاغورث در ایران
درحال حاضر موجود نمی باشد
سیاحتنامه فیثاغورث در ایران
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 130808 - 117/1
  • وزن: 0.40kg
  • UPC: 70
0 ریال

سیاحتنامه فیثاغورث

نویسنده: فیثاغورث
مترجم: یوسف اعتصامی
ناشر: دنیای کتاب
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 163
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1363 - دوره چاپ: 2

کمیاب - کیفیت : درحد نو _ نو ؛ جلد پشتی کمی خاک گرفتگی دارد

 

مروری بر کتاب 

فیثاغورث در کتاب سیاحت نامه خود به وصف راهها، مزارع، رودخانه ها، کوهها و شهرها و آبادانیهای ایران پرداخته است. بعدها مورخان و جغرافیدان های دیگر مانند گزنفون و بطلمیوس و بسیاری دیگر فعالیت های وی را تکمیل کرده اند و سپس پایه و اساس تاریخ نویسی به این صورت شکل گرفته است.

تمدنی که از قلمرو امپراتوریهای بزرگ ایران بوده، از رودخانه هالیس یا قزل ایرماق در ترکیه و کشورهای شرق مدیترانه و شمال آفریقا تا رود سند را در برمی گرفتند. 

... در سیاحت نامه فیثاغورت در وصف کورش آمده است:

 در شوش باغ های باصفا که از چرخاب های بزرگ آبیاری می شود بر قصر احاطه کرده ...در یکی از این باغها کشتزاری است که کورش باید بیل برداشته چارمین بخش از یک ساعت را در آنجا کشاورز باشد.درباره کورش گوید:  در این بوستان خود کورش بزرگ به یاد می آورد که انسان است و در حوائج مانند عموم مردم یکسان...

در یکی از مراسم کورش تفضل کرد و با تنی چند از روستائیان برخوان بنشست و چنین گفت: من همتای شمایم ما توشه و زاد خود وابسته به شما وام داریم. پایداری دولت از دسترنج شماست اما شما بی جنب و جوش ما خویشتن داری نتوانید کرد و بر جای استوار نتوانید بود. همواره مانند برادر یگانه و مهربان زندگی کنیم...

یک گزارش از مراسم میترائی در ایران موجود است که فیثاغورس (569-500 پ.م) در بازدید از ایران نقل می کند؛با بیان این گزارش برخی از مراسم مهرپستی و تفکرات مذهبی ایران هخامنشی برای ما روشن خواهد شد.

"زرتشت: فیثاغورس گوش کن، اگرچه مرا بعضی سخنان از موافقت باز می دارد، اما از دعوت تو به جشن شگرف دریغ نمی کنم، اگر اقوام بیگانه در حین مقایسه بین این جشن با جشن های خود بخواهند کیفیت آنرا صورت دیگر بیاورند تو گواه ما خواهی بود، تا سه روز برای دیدن آیین مقدس میترا مهیا باش، این جشن تو را خرسند خواهد داشت، من در آنجا وضعیت آینده یا افتران آفتاب را و ارتفاع یا عبور آنرا از برج حمل بر برج ثور که نشان تازگی طبیعت است تقدیس می کنم. دخمه ی میترا نماینده ی گیتی است، اشیای آنجا در فواصل ثابته از یکدیگر نهاده شده رموز عناصر را به تو عرضه می کند.

بیرون شهر در مدخل غاری حاضر شدم، از غرابت تعین این محل برای پاسداشتن جشن درخشنده ترین ستارگان (خورشید) متعجب بودم؛ با تنی چند از تماشاچیان به درون رفتم، آنقدر اعمال و شعایر و مراتب ستایش از پیش چشمم گذشت که حافظه ی درستکار من توانایی بیان آن را ندارد، واقفان اسرار دیدم پیرامون چشمه ی آب روان بدن را می شستند و پاکیزگی روان و خرد را از ایزدان درخواست می کردند؛ زرتشت وظایف پیشوایی مذهب را بجا می آورد و علامت زروال ناپذیر بر سینه ی حضار می گذاشت.

از حصول غروری در این اشخاص به وجود می آمد. هر یک نانی خوردند و ظرف آب آشامیدند، این نشانه ی بعثت یا رمز ورود به حیات جدید بود، چنانکه خورشید در سال نور را به جهان و جهانیان می گشود، همین را در سرود و دعاهای خود می خواندند، یک نفر روحانی زیر دست که او را کلاغ مقدس می نامیدند تاجی آویخته به نوک تیغ به آنان تقدیم می کرد، نپذیرفتند و به لحن خاص گفتند: مهر تاج من است. در عمق دخمه ی مرموز به تشخیص نماینده ی مهر موفق شدم، این مجسمه نبود، جوانی بود دلیر و زیبا بر گاو نشسته بود و شمشیر به دست گرفته اشارتی مخصوص به آفرینش."

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات