کتاب سمنان دیار وارستگان فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب تاریخ و جغرافیای ایران انتشارات کومش

سمنان دیار وارستگان

نویسنده: عبدالرفیع حقیقت
ناشر: کومش
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 495
اندازه کتاب: وزیری گالینگور - سال انتشار: 1382 - دوره چاپ: 1

کیفیت : درحد نو

مروری بر کتاب

مصور - نگاهی به زندگی مشاهیر ادبی ؛ فرهنگی و تاریخی سمنان

این کتاب که به مناسبت شصتمین سال تاسیس جمعیت سمنانیان مقیم مرکز و دهمین سال انجمن قومی‌های مقیم تهران تالیف شده حاوی مطالبی درباره تاریخچه شهر سمنان و معرفی مشاهیر این دیار در طول تاریخ شامل عرفا، شعرا، نویسندگان، علما و...است.بسیاری از مطالب با نمونه‌های شعری همراه است، ضمن این که سروده‌های شاعران سمنانی نیز بخشی از مطالب را تشکیل می‌دهد .پیشینه تاریخی سمنان، نهضت مشروطه در سمنان، تاریخچه تاسیس جمعیت سمنانیان و چند تشکل فرهنگی سمنانیان مطالب دیگر کتاب هستند که با عکس‌هایی از برخی مشاهیر و افراد همراه است.

....در استان سمنان شخصیت‌ها و مفاخر بزرگ فرهنگی، دینی و عرفانی برجسته‌ای به دنیا آمده و پرورش یافته‌اند. مفاخر بزرگی مانند بایزید بسطامی عارف بزرگ، شیخ ابوالحسن خرقانی، شیخ علاءالدوله سمنانی، فروغی بسطامی، منوچهری دامغانی، ابن یمین فریومدی، یغمای جندقی، حاج ملا‌علی حکیم الهی سمنانی،و... بسیاری از شعرا و بزرگان علم و ادب که در ایران از شهرت خاصی برخوردارند همه از این دیار برخاسته و در این سامان زیسته اند و در عالم عرفان و علم وادب می درخشند....

شیخ ابوالحسن خرقانی

شيخ ابو الحسن علي بن جعفر بن سلمان خرقاني (يا علي بن احمد ) عارف بزرگ قرن چهارم هجري از چهره‌هاي بسيار درخشان عرفان اسلامي است. وي در سال 351يا 352هجري در قصبه خرقان از توابع بسطام متولد شد پدر وي از دهقانان خرقان بود .شيخ در آغاز زندگي به تحصيل علوم دين همت گماشت و در آن سرآمد ديگران شد و سپس به طريقت تصوف تمايل كرد و با مجاهدت به مقام شايان دست يافت البته با اهل علم و مدرسه و طبقات فقها ارتباط نداشته است با اين همه دوري از علم اهل مدرسه هم سبب نشد كه هرگز در تصوري كه وي از حق داشته است تعصبهاي عاميانه اهل مذاهب و كشمكشهاي بي حاصل مربوط به خوارج و شيعه و سني راه پيدا كند و وراي الله چيز ديگري ذهن حق جوي او را مشغول دارد .

مشهور است كه خرقه ارشاد و طريقت را مانند عارف معروف معاصر خود ابو سعيد ابو الخير از شيخ   ابو العباس احمد بن محمد عبدالكريم قصاب آملي دريافت داشته است .در حكايت آمده است كه شيخ ابوسعيد ابوالخير عارف مشهور و شيخ الرئيس ابو علي سينا  فيلسوف نامي و ناصر خسرو قبادياني از شعراي برجسته به خرقان رفته و با وي مصاحبت‌هائي داشته اند و مقام معنوي وي را ستوده اند .گويندسلطان محمود غزنوي به ديدار شيخ شتافته و از محضر وي كسب فيض نموده است .

شيخ فريد الدين عطار نيشابوري ملاقات با ابو علي سينا را با شيخ اينگونه تشريح مي كند: "نقل است كه بو علي سينا به آوازه شيخ عزم خرقان كرد ،چون به وثاق شيخ آمد شيخ به هيزم رفته بود پرسيد كه شيخ كجاست ؟ زنش گفت آن زنديق كذاب را چه كني ؟همچنين بسيار جفا گفت شيخ را كه زنش منكر او بودي ،حالش چه بودي ! بوعلي عزم صحرا كرد تا شيخ بيند ،شيخ را ديد كه همي آمد وخرواري درمنه بر شيري نهاده ،بوعلي از دست برفت گفت شيخا اين چه حالتست؟گفت آري تا ما بار چنان ماده گرگي نكشيم (يعني زن) شيري چنين بار ما نكشد پس به وثاق باز آمد ، بوعلي سينا نشست و سخن آغاز كرد و بسي گفت و شيخ پاره اي گل در آب كرده بود تا ديواري عمارت كند  دلش بگرفت برخاست و گفت مرا معذور دار كه اين ديوار عمارت بايد كرد و بر سر ديوار شد ناگاه تبر از دستش بيافتاد بوعلي برخاست تا آن تبر را به دستش باز دهد پيش از آنكه بو علي بدانجا رسد آن تبر برخاست و به دست شيخ باز شد بوعلي يكبارگي از دست برفت تصديقي عظيم بدين حد پيشش پديد آمد تا بعد از آن به طريقت فلسفه كشيد."

گويند مجلس شيخ چنان با هيبت بود كه ابو سعيد ابوالخير شيخ بزرگ وقتي به مجلس او رفت در حضور وي ساكت ماند چون شيخ از وي پرسيد كه چرا سخن نمي گويد با ادب جواب داد : دو ترجمان براي يك مطلب لازم نيست .در مورد ارتباط معنوي بايزيد بسطامي عارف قرن دوم و سوم هجري با شيخ ابو الحسن كه از وفات بايزيد تا تولد شيخ ابوالحسن خرقاني 352-351 هجري يكصد و هفده يا هجده سال فاصله است مطالب زيادي در آثار نويسندگان و محققان بويژه عارفان قرنهاي بعد آمده است كه قابل توجه و تامل مي باشد  بديهي است اينگونه ارتباطات مؤيد بقاي روح و استمرار و انتقال هويت و معنويت پنهان از چشم ظاهر بين بشري و فهم ضعيف و محدود ما بندرت قادر به درك جلوه هائي از آن مي باشد .بعدها در صوفيه حكايتي نقل مي شد كه بموجب آن بايزيد ظهور ابوالحسن را پيش بيني كرده بود.

 نقل است كه شيخ بايزيد هر سال يك نوبت به زيارت دهستان شدي به سر ريگ كه قبور شهدا آنجاست چون بر خرقان گذر كردي باستادي و نفس بركشيدي مريدان از وي سؤال كردند كه شيخ ما هيچ نمي شنويم گفت :‌‌ آري از اين ديه دزدان بوي مردي مي شنوم مردي بود نام او علي و كنيت او    ابو الحسن  به درجه از من پيش بود بار عيال كشد و كشت كند  و درخت نشاند.

خرقاني يك ستايشگر بايزيد بود هر چند وي را نديده بود اما خاطره او را با شوق فراوان تحسين مي كرد در واقع خرقان قريه اي بود در جبال بسطام و اين نكته نشان مي دهد كه ابو الحسن چگونه در برابر با يزيد نوعي انتساب و ارتباط معنوي احساس مي كرد .

چنانكه  از نور العلوم بر مي آيد : وقتي در مقابل قبر با يزيد يك اشارت عيني از وي در خواست كه بنشيند و بعبارت ديگر به ارشاد طالبان پردازد وي عذر آورد كه امي است و قرآن نمي داند ابو الحسن با صد و اند سال فاصله زماني با ابا يزيد از نيروي روحاني وي بهره مي جست و چون بر خلاف رسوم خانقاهي شايع در زمان خود تحت تربيت مشايخ روزگار نبوده از ادعاي رهبري نيز گريزان بود خود به تنهائي و تفكر و تزكيه خويشتن به مقام عالي در تاريخ تصوف رسيده است از مجذوبان بوده و راه سلوك وي اويسي است و از اين لحاظ مثل بايزيد بود بعبارتي ارتباط معنوي شيخ با اين پير طريقت در تجربه افراد است و شيخ ابوالحسن سير معنوي خود را در تفرد شيخ مي بيند .

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

سمنان دیار وارستگان

  • ناشر: کومش
  • کد کتاب: 97201 - 72/6
  • موجودی: در انبار
  • 550,000ریال

برچسب ها: عبدالرفیع حقیقت, مشاهیر سمنان, تاریخ فرهنگی ایران, سمنان, جغرافیای تاریخی سمنان, جغرافیای تاریخی ایران, کتاب سمنان دیار وارستگان