ساز و آهنگ باستان یا تاریخ موسیقی

ساز و آهنگ باستان یا تاریخ موسیقی

نویسنده: محمدحسین قریب
مقدمه : روح الله‌ خا‌لقی‌

ناشر: فرهنگ و هنر
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 43
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1362 - دوره چاپ: 2

کیفیت: در حد نو 

 

مروری بر کتاب

شمس العلماء محمد حسين قريب، ضمن رساله‌اي كه در پيرامون تاريخ موسيقي ايران نوشته است، چنين اظهار- نظر مي‌كند:

«از ايرانيان، قبل از اسلام، نام باربد و نكيسا و سركش در شاهنامه فردوسي و خمسه نظامي مذكور است، اگرچه بسياري از حكايات اين دو كتاب نوازنده به افسانه مي‌ماند، ليكن چون سي لحن باربدي در كتاب برهان قاطع و غير آن از كتب لغت و در قصايد و منظومات شعراي مذكور و در عهد فردوسي و منوچهري و نظامي و قرنها بعد از آنهم معمول بوده و معروف است كه باربد از صد لحن معلومات خود، سي لحن انتخاب كرده و هريك را به مناسبت چيزهاي عمده عصر خود تسميه نموده، معلوم مي‌شود كه افسانه محض نيست و همچو استاد ماهر و حاذقي در آن دوره به تكميل و تنقيح اين صنعت كوشيده و در قرن اوليه اسلام چون از زمان پرويز مدت زيادي نگذشته بود، مطالب و اصطلاحات الحان در محفوظات ايرانيان باقي بود و در عصر بني مروان، موقعي براي اظهار آن يافتند و سي لحن باربدي از بين نرفت.

حكيم نظامي گويد:

ز صد دستان كه او را بود دمسازگزيده كرد سي لحن خوش‌آواز
چو ياد از گنج بادآورد راندي‌ز هر بادي لبش گنجي فشاندي
چو تخت طاق‌ديسي، ساز كردي‌بهشت از باغها در باز كردي
هر آن شب كو گرفتي راه (شبديز)شدندي جمله آفاق شب‌خيز
چو زخمه راندي از كين سياوش‌پر از حزن سياوشان شدي
گوش چو كردي كين ايرج را سرآغازجهان را كين ايرج نوشدي
باز چو كردي (باغ شيرين) را شكربار درخت تار را شيرين شدي

شمس العلما، ضمن معرفي سران فن موسيقي در بين اعراب و ايرانيان از معلم ثاني ابو نصر فارابي سخن مي‌گويد و مي‌نويسد كه او «سازي اختراع كرد و نام او قانون نهاد، گويند در مجلس سيف الدوله از پادشاهان آل حمدان، چند پاره چوب از كيسه كه همراه داشت درآورده با يكديگر تركيب نموده شروع به نواختن كرد، تمام حاضران به خنده درآمدند، پس راه بگردانيد و به لحن ديگر همه را به گريه درآورد و با لحن سوم تمام حضار را خواب كرد و بيرون رفت. فرضا كه اين قصه افسانه هم باشد، استادي فارابي مسلم و تصانيف وي موجود است ...

شيخ الرئيس ابو علي سينا در علم و عمل موسيقي، ماهر بود و يك رساله از كتاب شفا در علم موسيقي است، ديگر استاد رودكي كه خواندن شعر و نواي بربط وي، امير نصر بن احمد ساماني را چنان به هيجان آورد كه موزه در پاي ناكرده، از هرات برنشست و به جانب بخارا روان شد. ديگر محمد بربطي در فن موسيقي استادي ماهر و از ندماء مجلس سلطان مسعود غزنوي بوده- ذو اللسانين تاج الدين اصفهاني كتابي در علم ايقاعات (ضرب) تصنيف كرده كه خاقاني در وصف آن كتاب گويد:
بينمت موزون و منظوم و مقفا زان تو را
دستيار خويش سازد زهره در خنياگري

تاج اصفاهان لسان الدهر بو الفتح آنكه هست‌در عجم چون عنصري و در عرب چون بحتري ديگر خواجه محمد كنك، كه در علم و عمل ممتاز بوده ... پس از اينها، صفي الدين عبد المؤمن است كه معاصر مستعصم بود ... ساز و نواز و غنا باوجود تمام مشكلاتي كه وجود داشت به تدريج ترقي و پيشرفت نمود؛ چنان‌كه اسحق بن ابراهيم موصلي، علاوه بر تخصص و مهارت در موسيقي، به علوم ديانتي نيز كاملا آگاه بوده و در احوال او نوشته‌اند، كه خليفه بارها گفتي اگر اسحق به اين فن معروف نبود، منصب قضاوت به وي ارزاني داشتمي.

سپس نويسنده از اشعار فردوسي و نظامي، شواهدي مي‌آورد و نشان مي‌دهد كه از ديرباز در ايران استفاده از آلات متنوع موسيقي معمول بوده است.

ز آواز ابريشم و بانك ناي
‌سمن عارضان، پيش كاوس بپاي
فردوسي

در آن مجلس كه عيش آغاز كردند
به يك‌جا چنگ و بربط ساز كردند
نواي هردوان از بربط و چنگ‌
به هم برساخته چون بوي با رنگ
نظامي

... در بزم ملوك و اكابر خواننده با يكي از ذوات النفخ و همچنين يكي از ذوات الاوتار و يكي از ادوات ايقاع با رقص مجتمع بوده و گاهي بر اين زيادت تقارن مي‌نمودند و زنگ را كه سنج گويند و نيز قسم بزرگ آن‌كه هريك بر دستي گيرند يا كوچك آن‌كه به انگشتان بسته شود، بدان منضم مي‌نمودند.

مؤلف، در فصل دهم از رساله خود به بيان اسامي و اوصاف بعضي از آلات موسيقي مي‌پردازد؛ از جمله از انواع ذوات النفخ (كه به مدد حنجره و دميدن از آنها صدايي دل‌انگيز به گوش مي‌رسد) يازده نوع ذكر مي‌كنند:
1- ناي سفيد
2- ناي منصف
3- سيه‌ناي (قره‌ني)
4- سورنا (سرنا)
5- بلبان
6- ناي چاور
7- نفير
8- باق
9- موسيقار
10- چنجيق
11- ارغنون.

و اما ذوات الاوتار كه داراي زه و تار است عبارتند از: عود جديد كامل (داراي ده وتر) عود قديم (كه بر آن چهار وتر باشد)، ششتاي، طرب‌رود، طنبور، شرونيان، طنبور تركي، روح‌افزاي، قويوز رومي، اوران، ناي طنبور، رباب مغني، چنگ، آكري، قانون، كمانچه، غژك و غيره.

در كتب مقاصد الالحان، تأليف عبد القادر بن غيبي حافظ مراغي نيز به آلات موسيقي در قرون وسطا اشاره شده است:
«در اسامي آلات و مراتب آنها: و آنها بر سه قسم‌اند، به قول بعضي چهار، اول، حلوق انساني (مقصود صوت انسان است كه از حنجره بيرون مي‌آيد) ثاني، آلات ذوات النفخ (سازهاي بادي) ثالث، آلات ذوات الاوتار (سازهاي سيمي و زهي) رابع، كاسات (ساز- هاي ضربي) و طاسات و الواح، اما مكمل آنها حلوق انساني است و از آلات خارجه، آلات ذوات الاوتار است و بر آن ده وتر (سيم يا زه) مسدود است، چنان‌كه هردو وتر را بر يك آهنگ سازند. پس آنها را حكم پنج وتر باشد، اگر خواهند ده وتر را به ده آهنگ سازند، ممكن است و ما اينجا اسامي بعضي آلات را ذكر كنيم:
اما آلات ذوات الاوتار مقيد است (سازهائيست كه انگشتان دست چپ براي ايجاد اصوات مختلف در روي سيمها گذارده مي‌شود) عود قديم، عود كامل، طرب الفتح، شش تاء، طرب‌رود، كمانچه، غژك، طنبور شروانيان، طنبور تركيه، روح‌افزاي، قوپوز اوزان، ناي طنبور، رباب، هور خان، يكتاي عرب، ترنتاي رومي، تحفة العود، شدرعو، شهرود، هيپا.

اما آلات ذوات الاوتار: مطلقات (از اين سازها براي هر صدايي يك سيم است و انگشتان دست چپ روي سيمها گذارده مي‌شود) چنگ، اكري، قانون، ساز مرصع، غايبي يا توغان، ساز دولاب؛ اما آلات ذوات النفخ و آن هم بر دو قسم است. اما قسم اول مقيدات:
ناي سفيد، زمر سيه‌ناي، ناي بلبلان، ناي چاور، سرنا، بورغوا، باق، نفير، ناي خيك.- اما مطلقات ذوات النفخ: موسيقا، جنجيق، ارغوان، اما كاسات و طاسات و الواح هم از مطلقات‌اند.

اما مقيدات آنها باشند كه دساتين (يعني پرده) آنها را با تأمل (انگشتان) فروگيرند، مانند:
عودين و طرب الفتح و شش‌تاي و طنبورين و غيره اينها، اما مطلقات آنها بر آن اوتار زيادت بسته باشند و به هر نغمه وتري را مخصوص گردانند، چنان‌كه از وتر واحد يك نغمه مستنطق گردد، مثلا اگر خواهند استخراج دايره عشاق از آن كنند، هشت وتر را به هشت نغمه عشاق بايد ساختن ... 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

ساز و آهنگ باستان یا تاریخ موسیقی

  • 200,000ریال

برچسب ها: محمدحسین قریب, روح الله‌ خا‌لقی‌, موسیقی, موسیقی ایرانی, تاریخ موسیقی, موسیقی سنتی, آلات موسیقی, کتاب ساز و آهنگ باستان یا تاریخ موسیقی