منو
سبد خرید

زمین و زمان

زمین و زمان
درحال حاضر موجود نمی باشد
زمین و زمان
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 125805 - 110/8
  • وزن: 0.40kg
  • UPC: 50
0 ریال

زمین و زمان

نویسنده: نادر نادرپور
ناشر: شرکت کتاب
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 150
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1996 - دوره چاپ: 1 

 

مروری بر کتاب 

دهمین مجموعه شعر

کتاب حاوی 32 قطعه شعر می باشد.نادرنادرپور (روز شانزدهم خردادماه 1308 ه.ش) در تهران به‌دنيا آمد. دورانِ دبستان و دبيرستان را در شهر زادگاهش سپرى كرد. او به سال 1328 براى تكميل معلومات خود، در زبان و ادبيات فرانسه به اين كشور رفت و سه سال بعد به تهران برگشت.در همين دوران علاقه‌ى خود را از دوران نوجوانى و جوانى به شعر و سياست پنهان نمى‌كرد. مثل بسيارى از شاعران و نويسندگانِ آن ايّام به عضويّت سازمان جوانان حزب توده درآمد. اما او هم مثل فريدون توللى و نصرت رحمانى و اخوان ثالث و احمد شاملو و آل احمد از سياستِ حزبى روى برگرداند و به شعر و شاعرى پرداخت.

جوی بزرگ دهکده ی زادگاه من
کز کوچه های خاکی و خاموش می گذشت
آبی به روشنایی باران داشت
وز لابلای توده ی انبوه خار و سنگ
خندان و نغمه خوان
سیری بسان باد بهاران داشت
در عمق آفتابی او : رنگ ریگ ها
 با طیف های نیلی و نارنجی و کبود
نقشی به دلربایی فرش آفریده بود
جوی بزرگ دهکده ی زادگاه من
در نور نقره فام سحرگهان
عکس کبوتران مهاجر را
از پشت شاخ و برگ سپیداران
بر سطح موجدار درخشانش
مانند
طرح پارچه جان می داد
در روزهای تیره ی بی باران
تصویر گیسوان دست حنا بسته ی چنار
یا : عکس دام شیشه ای عنکبوت را
با قطره های شبنم شفاف صبحدم
بر بال های زبر و درخشنده ی مگس
در لابلای سبزی انبوه شاخسار
بر لوح پاک خویش نشان می داد
وان جاری زلال در آغوش تنگ او
همواره از دو سو
 با پونه های وحشی و با ریشه های پیر
آمیزی مدام و ملایم داشت
در حفره های خاک فرو می رفت
در لایه های سنگ نهان می شد
وانگه دوباره سوی زمین های دوردست
آرام و بی شتاب روان می شد
جوی بزرگ دهکده ی زادگاه من
پنداشتی که جوی زمان بود
کز
لابلای خاطره های عزیز عمر
با رنگ های نیلی و نارنجی و کبود
سنگین تر و غلیظ تر از جوی انگبین
در گلشن بهشت
راهی به سوی وادی آینده می گشود
اکنون همان زلال که آب است یا زمان
در جوی های محکم سیمانی
از سرزمین غربت ما : سالخوردگان
چون برق می گریزد و چون باد می
رود
زیرا که راه او
از لابلای توده ی سنگ و گیاه نیست
میلش به هیچ خاطره در طول راه نیست
او ، پشت هیچ ریشه توقف نمی کند
یا پیش هیچ پونه نمی ماند
وز هیچ برگ مرده نمی ترسد
اینجا : زمان و خاطره بیگانه از همند
وز یکدگر بسان شب و روز می رمند
آری، درین دیار
در غربتی به وسعت اندوه و انتظار
ما ، با زمان به سوی فنا کوچ می کنیم
بی هیچ اشتیاق
بی هیچ یادگار

فهرست

در قلب این اقلیم بی تاریخ
 هراس
پله ی شصتم
درخت ها و من
زمزمه ای در شب
زمین و زمان
زورق بی سرنشین
سفری از انجام به آغاز
شب آمریکایی
شب و شهر
صدای پا
عکس فوری
عنکبوت و اندیشه
کاخ کاغذین
و...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات