کاربران گرامی ؛
با توجه به اطلاعیه ستاد مبارزه با کرونا و تعطیلی ناشران ، کتاب هایی که در انبار شرکت موجود می باشد ( کتاب هایی که در کدشان علامت ممیز { / } وجود دارد )، به ترتیب تحویل پست خواهد شد و کتاب هایی که می بایست از انبار ناشران بدستمان برسد پس از شروع فعالیت مجدد ناشران ارسال خواهد شد
شاد و تندرست باشید
روضه قاسم

روضه قاسم

نویسنده: امیر حسن چهل تن
ناشر: فرهنگ نشر نو
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 184
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1362 - دوره چاپ: 1 

کمیاب - کیفیت : درحد نو
 

مروری بر کتاب 

عمه بلقیس با تردستی تمام ، با نوک انگشتانش سبزیهای یک قد را از توی سبد دستچین می کند و میگذارد روی تخته و با کارد خردشان می کند.  نمیدانم والله شما را کجا دیده ام همه اش توی این فکرم به چشمم خیلی آشنایید. نمیدانم شاگرد مدرسه معرفت بودید... شاید کوچه عشقی می نشستید.ها ؟.... دیدید گفتم . آخر من میگویم . دختر نجم الملوک هستید ... ما شا الله.

انگار پر کشید.صدا مثل صدای دوش حمام ٬ شیرین بود. مثل اینکه همه ی آدمها داشتند زیر صدا  غسل می کردند. صدا ٬ صدای قاسم بود و صدای دایی حسین.به پسر حاج اکبر هم گفتم اما او صدا را نمی شنید.دیگر صدای دسته نمی آمد ٬ صدای سنج نبود ٬ صدای قاری هم نبود ؛ فقط صدای قاسم بود و صدای  دایی حسین. صدا می پیچید ٬ دور و نزدیک می شد.مثل عرق روی پیشانی هامان نشست؛ مثل دستی مهربان ٬ جمعیت را توی مشتش گرفت و بعد طبقی نور شد.

همه ی دستها دراز شد طرف طبق و رشته های باریک نور گل دستها.و بعد صداهای دیگر و طبقه ای دیگر نور.خیلی های دیگر هم مثل قاسم و دایی حسین صدایشان می آمد.کسانی که حتما یک روز مثل قاسم و دایی حسین گم شده اند و دانستم که خیلی از آدم های بزرگ ممکن است یک روزی گم بشوند.دلم می خواهد وقتی بزرگ شدم گم بشوم ٬ درست مثل قاسم توی دانشگاه گم بشوم و اسمم را مثل اسم قاسم روی همه ی دیوارهای دانشگاه  علم و صنعت بنویسند.
 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

روضه قاسم

  • 0ریال

برچسب ها: امیر حسن چهل تن, داستان های فارسی, کتاب روضه قاسم