منو
سبد خرید

رزا لوکزامبورگ

رزا لوکزامبورگ
رزا لوکزامبورگ
  • موجودی: موجود
  • مدل: 127480 - 113/3
  • وزن: 1.50kg
1,500,000 ریال

رزا لوکزامبورگ

نویسنده: پیتر نتل
مترجم: عبدالحسین شریفیان
ناشر: نگاه
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 1007
اندازه کتاب: رقعی سلفون - سال انتشار: 1394 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب 

گوشه ای از تاریخ سوسیالیسم در اروپا

روزا لوکزامبورگ؛ ۱۸۷۰ - ۱۹۱۹، انقلابی و لیدر سوسیالیست و کمونیست آلمانی و لهستانی‌تبار بود او از مهم‌ترین چهره‌های سوسیالیستی در آغاز قرن بیستم بود. او از اصلی‌ترین بنیان‌گذاران حزب سوسیال دموکرات پادشاهی لهستان و اتحادیه اسپارتاکیست (بعدها:حزب کمونیست آلمان) بود.

به سال ۱۹۱۹ در پی یک شورش ناموفق، توسط دولت آلمان دست‌گیر و به هم‌راه دیگر رهبران حزب کمونیست آلمان از جمله کارل لیبکنِشت، تیرباران شد. لوکزامبورگ و لیبکنشت از چهره‌های محبوب نزد اکثر سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها هستند.

نویسنده کتاب «روزا لوکزامبورگ» پیتر نتل بر این نیت بوده که در این اثر در پرتو زندگی رزا جنبش چپ و دوران او را نیز باسازی کند. پس از به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در سال 1917 در روسیه به نظر می‌آمد که رزا به چیزی که زندگیش را وقف آن کرده بود رسیده است ، اما آیا چنین بود؟ رزا از برخی جهات چهره‌ای منحصر به فرد است ، وی را نه تنها باید نیای کمونیسم اروپایی و تا حدی شوروی دانست ، بلکه وی از کسانی بود که بارها از لنین انتقاد کرد و هم، بستری مهیا کرد که سوسیالیستهای راستگرا با بهره‌گیری از سخنان وی بلشویک‌ها رابکوبند، به همین جهت منازعه و درگیری بر سر آثارش هنوز ادامه دارد.

رزا لوکزامبورگ با تأکید بر رابطه‌ی غیر قابل اجتناب بین استثمار اقتصادی و آگاهی طبقاتی پرولتاریایی، مارکسیستی کامل و تمام عیار بود. و عبارت خرده بورژوا را برای نیروهای متزلزل در کنار جنبش سوسیالیستی به کار می‌برد. و شگفت آنکه نظریات رزا با موجی از استقبال و البته تحلیل و تأویل جدید روبرو شده‌است . هدف ارائه این اثر به نظر نویسنده‌اش این بوده که زندگی ، عقاید و دیدگاه های این زن در اختیار شنونده‌های بیشتری قرار گیرد.

احتمالا توفیق منحصر به فرد و بسیار برجسته و نمایان لنین همان مقابله وى با سقوط سوسیالیستى سال ۱۹۱۴ بود. وى آن را به صورت یک آغاز سازنده مى‌دید، نه همچون پایانى غم‌انگیز. لنین در این اندیشه تنها بود. این امر به وى محبوبیت زیادى نمى‌بخشد، امّا بى‌تردید به وى بزرگى و والایى مى‌دهد. او هرگز ناچار نبود به پشت سر بنگرد، چه آنگاه که اندوهگین بود، و چه به گاه خشم.

هنگامى که زندگى‌نامه رُزا لوکزامبورگ را، که متن حاضر خلاصه شده آن است، مى‌نوشتم، بر این نیّت بودم که تاریخ یک شخصیّت، یک جنبش و یک عصر را بازسازى کنم. از ۱۹۱۷ جنبشى مارکسیستى، که وى زندگى‌اش را وقف آن کرد، به قدرت رسیده و از نظر قدرت به یک پدیده مبدل شده است و در نتیجه بخش بزرگى از دنیاى توسعه یافته و در حال توسعه شده است ـ گر چه شکل و ایدئولوژى آن‌چنان تغییر یافته که تقریبآ قابل شناسایى نیست.

در حقیقت آن پیوندى که ممکن است و آن (اگر پیوندى باشد) باشد که در سراسر گیتى به نام وى عمل مى‌کنند، یا مى‌نویسند یا تنها فریاد مى‌کشند و نیز میان خود به ستیز و مشاجره مى‌پردازند، اینک به صورت مشغله فکرى درآمده است. در این امر، داشتن دانشنامه دکترا الزامى است. این پرسش که رُزا لوکزامبورگ چه ارتباطى مى‌تواند با این اوضاع داشته باشد، مرا ناگزیر تحت تأثیر قرار داد و این پرسش را سه سال پیش با یک نفى واقعى و اثبات اخلاقى پاسخ گفتم. حتى هنوز هم مى‌پندارم آن را واقعآ دست‌کم گرفته و کم‌بها پنداشته‌ام.

کمونیسمى را که ما امروز مى‌شناسیم شکل‌هاى گوناگون زیادى دارد. آن سیستم یا شکل یکنواخت و کاملا متحجر استالینى که مسکو تحمیل کرده است به جنبش چند مرکزى تبدیل شده است. به‌زودى هر کشورکمونیستى تعبیر و تفسیر خود از کمونیسم را خواهد داشت، یا مدعى خواهد بود که دارد. در کشورهایى که احزاب کمونیست قدرت را در دست ندارند ادعا مى‌کنند که آن‌ها، با توجه به شرایط و مقتضیات هر جامعه، مختارند که در امور سیاسى مستقلا تصمیم بگیرند. با وجود این، تمامى این جنبش‌ها در برخى موارد با هم وجه اشتراک دارند، و دقیقآ همین موارد یا عناصر «مشترک»اند که به نوبه خود با پنداریا اندیشه انقلابى رُزا لوکزامبورگ تفاوتى فاحش دارند. تقریبآ تمامى جنبش‌هاى کمونیستى کنونى (شاید به استثناى کوبا) علاقه شدید به مسایل و فرم‌هاى تشکیلاتى نشان مى‌دهند. چون هیچ جنبش کمونیستى نتوانسته است در کشورهاى بسیار پیش‌رفته صنعتى خودبسنده به قدرت برسد، آن دموکراسى توده‌اى که رُزا لوکزامبورگ به‌عنوان نیروى اصلى انقلاب سوسیالیستى پیش‌بینى کرده بود، جاى خود را به گروه انقلابیون خوب سازمان‌یافته‌اى داد که از سوى و یا دست‌کم به نام توده‌ها عمل مى‌نمایند.

اینان در کشورهاى نسبتآ عقب‌افتاده یا غیر صنعتى قدرت را در دست گرفته‌اند. حتى در کشور چین، که به خوبى مى‌توان گفت که انقلاب از حداکثر مشارکت توده‌ها در فرایند براندازى رژیم پیشین برخوردار بوده است و ارتش، با تأکیدى که بر رعایت انضباط و نبرد مسلّحانه مى‌کند، نقش اساسى را ایفا کرده است. برداشت نخستین روس‌ها از گروهى نخبه از انقلابیون که در طبقه کارگر شهرى ریشه دوانده و استوار شده‌اند، جایش را به شکل‌هاى بسیار متفاوت اجتماعى و استراتژیکى انقلاب داده است، که از یک جنبش مقاومت نظامی‌ـسیاسى در برابر امپریالیسم با رنگ تند ملّى گرایانه در ویتنام گرفته تا دستجات مسلّح پارتیزانى در کوبا و آمریکاى لاتین را در برمى‌گیرد.

بین اینان و بلشویک‌ها اختلافات بزرگى ـ که بسیارى از آن‌ها جنبه تئوریکى دارند ـ وجود دارد؛ همه اینان و بلشویک‌ها، با انقلاب دموکراتیک توده‌اى رادیکالى که رُزا لوکزامبورگ در نظر داشته و منادى‌اش بوده است ،اختلاف فاحش‌ترى دارند. مسئله ایجاد یا رهبرى انقلاب است. موضوع دموکراسى مسئله پیچیده‌اى است؛ بى‌تردید این جنبش‌هاى نوین، هر قدر هم دموکراتیک باشند، اساسآ با آن «نوع» دموکراسى اشتراکى در فرایند انقلابى مورد توجه و نظر رُزا لوکزامبورگ تفاوت دارند.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات