منو
سبد خرید

دیوان ناصرخسرو

دیوان ناصرخسرو
دیوان ناصرخسرو
-20 %
دیوان ناصرخسرو
دیوان ناصرخسرو
دیوان ناصرخسرو
  • موجودی: موجود
  • مدل: 151097 - 39/2
  • وزن: 1.00kg
1,000,000 ریال
1,250,000 ریال

دیوان ناصر خسرو

نویسنده: ناصر خسرو قبادیانی
مقدمه : حسن تقی زاده
ناشر: نگاه
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 542
اندازه کتاب: وزیری سلفون - سال انتشار: 1384 - دوره چاپ: 4

کیفیت : نو ؛ کتاب مهر دارد.

 

مروری بر کتاب 

ناصر خسرو (۳۹۴ - ۴۸۱ ه.ق) از شاعران بزرگ فارسی زبان، حکیم و جهانگرد ایرانی و از مبلغان مذهب اسماعیلی بود. وی بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفه یونانی و حساب و طب و موسیقی و نجوم و فلسفه و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است. ناصر خسرو به همراه حافظ و رودکی جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشته‌است. وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کرده‌است.

ناصر خسرو از ابتدای جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و قرآن را از بر کرد. در دربار پادشاهان و امیران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی ادیب و فاضل به کار دبیری اشتغال ورزید و بعد از شکست غزنویان از سلجوقیان، ناصر خسرو به مرو و به دربار سلیمان چغری بیک، برادر طغرل سلجوقی رفت و در آنجا نیز با عزت و اکرام به حرفه دبیری خود ادامه داد و به دلیل اقامت طولانی در این شهر به ناصرخسرو مروزی شهرت یافت.

نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیره‌سری را
بری دان از افعال چرخ برین را
نشاید ز دانا نکوهش بری را
همی تا کند پیشه، عادت همی کن
جهان مر جفا را، تو مر صابری را
تو با هوش و رای از نکو محضران چون
همی برنگیری نکو محضری را؟
درخت ترنج از بر و برگ رنگین
حکایت کند کله قیصری را
سپیدار مانده‌است بی‌هیچ چیزی
ازیرا که بگزید او کم بری را
اگر تو از آموختن‌سر بتابی
نجوید سر تو همی سروری را
بسوزند چوب درختان بی‌بر
سزا خود همین است مر بی‌بری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
نگر نشمری، ای برادر، گزافه
به دانش دبیری و نه شاعری را
اگر شاعری را تو پیشه گرفتی
یکی نیز بگرفت خنیاگری را
به علم و به گوهر کنی مدحت آن را
که مایه است مر جهل و بد گوهری را
پسنده است با زهد عمار و بوذر
کند مدح محمود مر عنصری را؟
من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی در لفظ دری را
کسی را برد سجده دانا که یزدان
گزیده‌ستش از خلق مر رهبری را
نبیند که پیشش همی نظم و نثرم
چو دیبا کند کاغذ دفتری را؟

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات