کتاب دیوان شکیب اصفهانی فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب شعر انتشارات بهار

دیوان شکیب اصفهانی

نویسنده: محمدرضا شکیب اصفهانی
به کوشش : جلال الدین همائی

ناشر: بهار
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 362
اندازه کتاب: وزیری گالینگور - سال انتشار: 1342 دوره چاپ: 1 

کمیاب  - کیفیت : درحد نو

 

مروری بر کتاب

قصائد، غزلیات و رباعیات

اسمش ميرزا محمد علي،تحصيل كمالات متداوله نموده،خطّ شكسته را خوب مي نوشته،از شعراي اواسط قاجاريّه است.از دیوانش پیداست که از همان اوان زندگی، به شعر و معارف ادبی، دلبستگی تام داشته است و حافظه و حضور ذهن کم نظیرش باعث آمده تا با استماع سروده های شاعران معروف سبک عراقی و بازگشت، به مطالعة دواوین آنها بپردازد و بعضی از آن آثار را به ذهن بسپارد. به نظر می رسد با وجود این انس دائم و نیز حضور پیوسته در بعضی انجمن های شعر زمان، بیشترین توفیق او از مصاحبت و ارادت به سه سرایندة مشهور سدة اخیر، نصیب او شده باشد. نخستین ایشان سینای کرونی است که به سبب مصاحبتش در انجمن شیدا، شکیب به وی علاقة فراوان پیدا کرد و در فوتش ماده تاریخی سرود.

دو دیگر رجبعلی گلزار است که شکیب در اوان زندگی اش و شاگردی او در پیشة قلمزنی اشتغال داشت و تا آخر عمر، نیز بدین کار مشغول بود. او بعدها خوش نشین مغازة عباسعلی آرام در چهارباغ شد. این دکان کتابفروشی و قلمزنی را یکجا گرد آورده بود. حضور شکیب در آنجا باعث شد که شاعران آن روزگار به آنجا دل ببندند و آن را یکی از دو سه پاتوق ادبی اصفهان سازند.

اگر کسی نیز طالب بود سروده ای تازه به محک نقد صریح و بی پروا ببرد از زبان تیز او حذر نمی کرد تا نکته یابی های ژرف او را تحفه ببرد. سوم محمدحسین صغیر اصفهانی(1312-1390ق) است که شکیب رفاقتش با وی در اواخر زندگی اش اتفاق افتاد. ارادت شکیب به خاندان رسالت و ولایت و گرایش او به معرفت، باعث شد که از بیست و هشت سالگی دست تولّا به ذوالریاستین شیرازی ملقب به مونسعلی شاه نعمت اللهی دهد و همین نکته حضور او را در محافل ذکر عرفانی مستمر ساخت.

شکیب تا آخر عمر، عیسی وش، نقد تجرد را از کف ننهاد و با خواهرش در منزل شخصی خود، واقع در خیابان مدرّس اصفهانی زیست. او در پاره ای از عمر که دورة افول صنایع دستی بود و رونق پیش را نداشت- مانند دیگر اهل هنر- به عسرت زیست.

تا به یاد چشم مست او زنم پیمانه ای
چون سبو افتاده ام در گوشه ی میخانه ای

من ز هجران سوزم و پروانه در عین وصال
هر کسی سوزد به نوعی در غم جانانه ای

بهر خال روی او ، دل شد اسیر موی او
آری اندر دام افتد مرغ بهر دانه ای

گرد شمع روی جانان هر که بی پروا نسوخت
بهر جانبازی ندارد همت پروانه ای

دولت دیدار او را روز و شب جویم ز دل
تا مگر آن گنج یابم گوشه ی میخانه ای

چند می ترسانیم از حلقه ی زلفش شکیب
کی غم از زنجیر دارد همچو من دیوانه ای

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

دیوان شکیب اصفهانی

  • ناشر: بهار
  • کد کتاب: 86767 - 117/1
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: محمدرضا شکیب اصفهانی, جلال الدین همائی, شکیب اصفهانی, شعر فارسی, تاریخ ادبیات ایران, کتب نفیس, کتاب های نایاب, کتاب دیوان دیوان شکیب اصفهانی

google-site-verification: google3f7c2c2bf3754fb6.html