منو
سبد خرید

دیوان اشعار سیدرضی الدین آرتیمانی

دیوان اشعار سیدرضی الدین آرتیمانی
موجود نمی باشد
دیوان اشعار سیدرضی الدین آرتیمانی
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • مدل: 50877 - 78/3
  • وزن: 0.50kg
  • UPC: 16
0 ریال

دیوان اشعار سیدرضی الدین آرتیمانی

نویسنده: سیدرضی الدین آرتیمانی 
مصحح: سیدوحید سمنانی
ناشر: سنایی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 270
اندازه کتاب: وزیری گالینگور روکشدار - سال انتشار: 1389 - دوره چاپ: 1 

مروری بر کتاب 

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان بدنیا آمد. میر رضی در سال ۱۰۳۷هجری قمری (۱۰۰۵ش)دیده از جهان فرو بست او را در محل خانقاهش بخاک سپردند. آرامگاه او در تویسرکان قرار دارد.

رضی یکی از عُرفایی است که تا بحال در مورد شخصیت والایش کمتر در بین عموم صحبت یا سخنی رانده شده است. وی در مکتب عرفان دارای منزلتی است است که از اشعار او خصوصاٌ ساقینامهْ وی بر می آید . نام او سید محمد و تخلصش «رضی» و تولدش را در نیمهْ دوم قرن دهم هجری در قریهْ آرتیمان که یکی از توابع شهر تویسرکان است واقع در استان همدان می‌باشد آورده اند وی در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد واز شاگردان «میر» مرشد بُروجردی گردید رضی بعلت شایستگی و افری که داشت زود مورد توجه شاه عباس ماضی که معاصر وی بوده است قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد وبهمین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد و ثمرهْ این ازدواج یکی ابراهیم ادهم است که فرزند ارشد اوست وی نیز مقامی علمی و ادبی و عرفانی داشته است .

کلمهْ «میر» از آن جهت به رضی اطلاق شده است که مدتی جزء میرزایان شاه عباس بوده است در بستان السیاحه بدین مضمون آمده است که عارف ربانی «سید رضی آرتیمانی که در زمان شاه عباس ماضی صاحب دیوان و ساقینامه مشهور است از قریهْ آرتیمان اما اولاد وی اکنون از جد خویش نصیب و بهره نبرده اند . رضا قلیخان هدایت در مورد رضی چنین نوشته است : سیدی است صاحب ذوق و حال عرفانی با افضال در معارف الهیه مسلم آفاق و در مدارج حقانیه در عالم طاق معاصر شاه عباس صفوی و والد میرزا ابراهیم متخلص به ادهم است وی که از رِندان مست و عارفان پاکدل و صوفیان صافی دل است علوم نقلی و عقلی او را چون حجابی می بیند که انسان را به خود متوجه می سازد و از عشق به معشوق یکتا باز میدارد و در ساقینامه خود که سرشار از مفاهیم عرفانی است .

رضی پس از درگذشت سالیانی از عمر شریف خود را دوباره عزم وطن خویش مینماید و به زادگاه خود بر می گردد و در همان جا جان به جان آفرین میدهد و به حقیقت هستی و جانان نائل میآید آرامگاه ابدی رضی در «همینه» واقع شده که نام محلی است از محلات تویسرکان واقع است.

الهی به مستان میخانه ات
به عقل آفرینان دیوانه ات

الهی به آنانکه در تو گُمند
نهان از دل و دیده مردمند

به دریاکش لُجّه کبریا
که آمد به شأنش فرود إنّما

به دُرّی که عرش است او را صدف
به ساقیّ کوثر ، به شاه نجف

به نور دل صبح خیزان عشق
ز شادی به اندُه گریزان عشق

به آن دل پرستان بی پا و سر
به شادی فروشان بی شور و شر

به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل

به مستان افتاده در پای خُم
به مخمور با مرگ در اشتُلم

به شام غریبان به جام صبوح
کز ایشانْست شام سحر را فتوح

کز آن خوبرو چشم بد دور باد
غلط دور گفتم که خود کور باد

که خاکم گِل از آب انگور کن
سراپای من آتش طور کن

خدا را به جان خراباتیان
کزین تهمتِ مستی ام وارهان

به میخانه وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده

که از کثرت خلق تنگ آمدم
به هر سو شدم سر به سنگ آمدم...

 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.