منو
سبد خرید

دگرگونی اجتماعی و فیلم های سینمایی در ایران ؛ جامعه شناسی فیلم های عامه پسند ایرانی 1309 - 1357

دگرگونی اجتماعی و فیلم های سینمایی در ایران ؛ جامعه شناسی فیلم های عامه پسند ایرانی 1309 - 1357
-10 %
دگرگونی اجتماعی و فیلم های سینمایی در ایران ؛ جامعه شناسی فیلم های عامه پسند ایرانی 1309 - 1357
  • موجودی: موجود
  • مدل: 41680
  • وزن: 0.60kg
  • SKU: 54839
315,000 ریال
350,000 ریال

دگرگونی اجتماعی و فیلم های سینمایی در ایران ؛ جامعه شناسی فیلم های عامه پسند ایرانی 1309 - 1357

نویسنده: پرویز اجلالی
ناشر: آگاه
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 430
اندازه کتاب: وزیری - سال انتشار: 1395 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب 

تأثیر برنامه‌های اقتصادی ـ اجتماعیِ دورانِ حدوداٌَّّّ پنجاه سالۀ پهلوی بر فرهنگ جامعۀ ایرانی و به طور مشخص بر فیلم‌های سینمایی عامه‌پسندِ به نمایش در آمده در این دوران و بازتاب این برنامه‌ها در فیلم‌های سینمای عامه پسند ایرانی موضوع بررسی این کتاب است. نویسنده وجه غالب و بارز این دوران را مدرنیزاسیون (امروزی شدن) اقتصادی ـ صنعتی و به تبع آن اجرای برنامه‌ها و اقداماتی می‌داند که هدف‌شان «مدرنیزاسیونِ فرهنگی» جامعۀ ایران بوده است.

نویسنده از خلال بررسی این فیلم‌ها نشان می‌دهد که تلاش طراحان و مجریان این برنامه‌های «تجدد طلب» در جامعه‌ای عمیقاَ «سنت گرا» منجر به بروز تضادهای سیاسی، و اقتصادی ـ اجتماعی و بحران‌های سیاسی ـ فرهنگی ـ اخلاقی شده است.

کتاب به منظور فراهم آوردن مقدمات لازم برای بررسی محتوای فیلم‌ها و شناخت بستری که تولید و عرضه و مصرف فیلم در آن صورت می‌گرفته سه هدف برای خود قائل شده: تشریح و توصیف و بررسی وضعیت سه عنصر اصلی سازنده نهادِ اجتماعیِ فیلم سازی ــ یعنی فیلم‌های سینمایی، تولیدکنندگان، و عرضه‌کنندگان فیلم در ایران از سال ۱۳۰۹ تا ۱۳۵۷؛ تحلیل محتوای فیلم‌های سینمایی ایرانی به منظور برقرار کردن پیوند میان محتوای فیلم‌های داستانی تولید شده و به نمایش عمومی درآمده ایرانی با جامعه معاصر ایران؛ و استفاده از مضامین فیلم‌های عامه پسند سینمای ایران به منزله شاخص فرهنگ و به منظور مشاهده و ارزشیابی فرایندهای امروزی شدن (مدرنیزاسیون)، ارزیابی‌ای که آن را برای فهم رابطۀ محتوای فیلم‌ها با واقعیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ِجامعه هم‌روزگارشان ضروری می‌شمارد. از همین رو یازده مضمون عمدۀ فیلم های عامه پسند ایرانی را شناسایی و احصا کرده است.

نویسنده بنا بر تحلیل اجتماعی ـ تاریخی‌اش که در فصل نخست کتاب به تفصیل آن را توضیح داده است دو مضمون «جوانمرد و دختر بی‌پناه» و مضمون «تحرک اجتماعی» را به منزلۀ عمده‌ترین و پایدارترین مضامین اجتماعی تأثیر پذیرفته از دگرگونی های اجتماعی ـ فرهنگی جامعه برگزیده و بازتاب آن‌ها را در فیلم‌های عامه پسند در دو فصل مجزا تحلیل و بررسی کرده است.

نویسنده پنج موج عمده را نیز در فیلم های سینمایی در دوران پیش از وقوع انقلاب تشخیص داده که به ترتیب عبارت است از «موج ولگرد یا مردِ جوان گمراه شده»؛ «موج گنج قارون یا تحرک اجتماعی علی بی‌غم»؛ «موج قیصر یا انتقام عصیانگرانۀ فردی»؛ «موج خاطر خواه یا عشق مرد محترم و زن رسوا»؛ و «موج فرجام تلخ دو دلداده» که عمرشان بین ۳ تا ۵ سال بوده است. حداکثر تسلط یک موج بر اکران مربوط به «موج قیصر» (۱۳۴۸ تا ۱۳۵۳) و حداقل زمان رواج یک موج به دو موج «گنج قارون» و «خاطر خواه» (هر یک سه سال) تعلق داشته است. گونه (ژانر)های عمده هم گونه‌های کُمدی و روستایی و عشایری است.

در فصل نخست فرایند مدرنیزاسیون دوره بندی و ابعاد مختلف اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی ـ فرهنگی آن در قالب طرح‌ها و برنامه‌ها و اقدامات دولتی بررسی شده است. در فصل دوم تأثیرپذیری فیلم‌سازان از تحولات جامعه و واکنش نهادهایی که در امر تولید و توزیع فیلم دخیل‌اند (صنعت سینما) به این تأثیرات و نیز کنش و تأثیرگذاری عوامل مختلف دست‌اندر‌کار این صنعت بر محصولات سینمایی بررسی شده است. در فصل سوم که «جهان فیلم‌های ایرانی» نام دارد مضامین و موج‌هایی که بر سینمای ایران در این سال‌ها حاکم بوده دسته‌بندی و تعریف شده‌اند و فیلم‌هایی که در ذیل این مضامین و موج‌ها تولید شده‌اند دسته‌بندی و به شکل جداولی عرضه شده‌اند. این سه فصل بخش اول کتاب را تشکیل داده‌اند.

بخش دوم کتاب که شامل فصل‌های چهارم و پنجم و ششم است به تحلیل محتوا و مضمون فیلم‌های این دوره با نگاهی ساختاری یا کلان‌نگر اختصاص یافته است. هدف از اتخاذ این روش درک معنا و محتوا و کارکرد فیلم‌هاست در متن نظام اجتماعی و فرایند تطور جامعه. نویسنده به این منظور در فصل پنجم فیلم‌هایی را که با مضمون «جوانمرد و دختر بی‌پناه» ساخته شده‌اند و نشانگر یکی از عمیق‌ترین نگرش‌های سنتی در جامعۀ آن روز ایران‌اند در بستر تاریخی ـ فرهنگی ـ اجتماعی‌شان بررسی کرده است و بازتاب این نگرش‌های سنتی فرهنگی را در فیلم‌هایی که با این مضمون ساخته شده‌اند نشان داده است و بدین ترتیب به درک و تبیین جامعه‌شناسانۀ این مضمون دست زده است. در فصل ششم مضامین دیگر با همین روش اما به اختصار بررسی شده است.

نویسنده در بخش سوم کتاب که در برگیرندۀ فصل‌های هفتم و هشتم است کوشیده با روش «تحلیل شاخص‌های فرهنگی» به واسطۀ تحلیل فیلم به شناخت فرهنگ جامعه در این دوران دست یازد. در فصل هشتم که فصل پایانی کتاب است نویسنده به تحلیل فیلم‌هایی پرداخته که موضوع‌شان اختلاف طبقاتی و تحرک (صعودی) اجتماعی است. در این فصل وی با مشاهده و تحلیل تغییرات رخ داده در محتوای فیلم به مشاهدۀ دگرگونی فرهنگی دست زده است.

در واقع می‌توان گفت که کل تحقیقات دقیق و گستردۀ کتاب زمینه‌سازی برای عرضه تحلیل مضمون‌های فیلم‌هایی است که دو شاخص عمدۀ آن مضمون «جوانمرد و دختر بی‌پناه» (فصل پنجم) و «تحرک اجتماعی» (فصل هشتم) است.

نویسنده در «پایان سخن»اش به ما می‌گوید: «... میان دگرگونی و پیوستگی‌های اجتماعی و مضامین و محتوای فیلم‌های ایرانی نوعی توازی و همبستگی وجود داشته است ... و فیلم های ایرانی در دورۀ مطالعۀ ما هم بازتابندۀ برخی ویژگی‌های پایدار جامعۀ ایرانی بوده‌اند و هم منعکس‌کنندۀ دگرگونی‌های اجتماعی واقع شده در دوره‌های اخیر.» همچنین بر آن است که «فیلم‌های عامه پسند فارسی در آن سال‌ها، با وجود سطحی بودن و ابتذال‌شان، ناخودآگاه یا خودآگاه، برخی خصوصیات پایدار و کهن فرهنگ ملی ما را منعکس می‌کرده‌اند. ... [و] ... بر خلاف تصور غلطی که ممکن است برخی تحلیل‌گران سطحی داشته باشند فیلم‌های فارسی چندان در خدمت تجددطلبی و توسعۀ مورد نظر رژیم پهلوی نبودند. برعکس، این فیلم‌ها به سبک سطحی خودشان بسیار سنت‌گرا بودند، و در مقابل فرنگی‌مآبی و حتی تجدد طلبی موضع داشتند و این موضع کاملاً با نگرش مخاطبان و هواداران اصلی این فیلم‌ها، یعنی طبقۀ متوسط سنتی، سازگاری داشت.» نویسنده با دقت در محتوای فیلم‌ها نمونه‌هایی از دگرگون شدن نگرش مردم به جنبه‌های مختلف زندگی اجتماعی را می بیند و تبیین می‌کند و با مقایسۀ تحول این گرایش‌ها در سه دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نتیجه می‌گیرد که : « در شرایط رشد اقتصادی ملایم‌تر و مشکلات اجتماعی کمتر (دهه ۱۳۳۰) فرآیند امروزی شدن فرهنگ با شتاب بیشتری به وقوع می‌پیوندد تا در شرایط رشد اقتصادی سریع اما همراه با بحران‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی (دهه ۱۳۵۰).»

از نگاهی دیگر نویسنده سینمای عامه پسند دورۀ مورد مطالعه را «اساساَ غیرسیاسی و حتی غیراجتماعی» می شمارد که «عملاَ در خدمت غیرسیاسی نگه داشتن مردم بوده است.» و نیز این که « با وجود عدم صراحت سیاسی، سینمای عامه پسند ایران تا اواخر دهۀ ۱۳۴۰ غالباَ دارای نگرشی محافظه کار بود که از نظام طبقاتی، سیاسی و فرهنگی موجود، آگاه و ناآگاه، دفاع می کرد و تلویحاَ در خدمت حفظ و استمرار آن بود.» همچنین نویسنده برآن است که برای مثال فیلم‌های مضمون «جوانمرد و دختر بی‌پناه» که از دهۀ ۱۳۳۰ رونق می‌یابند « آشکارا ضد تیپ تحصیلکرده و طبقۀ متوسط جدید هستند و کارکرد سیاسی‌شان تکمیل انزوای روشنفکرانی است که با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تار و مار شده‌اند.» به باور نویسنده آثار «رشد نامتوازن» اقتصادی ـ اجتماعی در اواخر دهۀ ۱۳۳۰ و کل دهۀ ۱۳۴۰ در «موج گنج قارون» متبلور می شود که «حول موضوع شکافِ طبقاتی و تحرکِ طبقاتیِ صعودی ساخته شده بودند ... و این وضع ادامه می یابد تا اواخر دهۀ ۱۳۴۰ که با پیدایش «موج قیصر» و مضمون «انتقام عصیان گرانۀ فردی» ...گروهی از فیلم های فارسی خودآگاه یا نا خودآگاه نگرشی معترض و رادیکال نسبت به جامعه پیدا کردند. ...

درآغاز، فیلم‌های این مضمون حول محور انتقام‌جویی فردی از متجاوزی منفرد می‌گشت. اما به تدریج در طول دهۀ ۱۳۵۰ هر چه بیشتر از انتقام‌جویی فردی فاصله می‌گرفت و جنبۀ اجتماعی آن بیشتر می‌شد و از قیصر (۱۳۴۸) که به سادگی داستان انتقام‌جویی فردی از متجاوز بود به بلوچ (۱۳۵۱) که در آن موضوع تجاوز ابعاد اجتماعی یافته ... و در مرحلۀ بعد این انتقام‌جویی جنبۀ طغیان فردی علیه استثمار و نظام سیاسی پیدا می‌کند ( تنگسیر ۱۳۵۲ و گوزن ها ۱۳۵۴) و در تکامل یافته‌ترین شکل خود صورت طغیانی دسته جمعی بر علیه ستم و استثمار طبقاتی به خود گرفت ( سفر سنگ ۱۳۵۷ )» که به باور نویسنده «در واقع پیش‌بینی انقلابی بود که به زودی به واقعیت پیوست.»

نویسنده برخی از فیلم‌های دهۀ ۱۳۵۰ را نیز «بیانگر بحران‌های اخلاقی، سیاسی، و فرهنگی جوانان طبقۀ متوسط شهری و گاه حتی طبقات پایین» می‌داند که در دو مضمون «تنهایی و شکست ضد قهرمان» و «فرجام تلخ دو دلداه» تبلور می‌یابند و «جای مضمون انتقام فردی را گرفتند و به تدریج قهرمان کمال طلب موج قیصر که بازماندۀ لوطی‌های محل بود جای خود را به ضد قهرمان داد که هیچ شکوه و برجستگی اخلاقی نداشت ... بن‌بستی که قهرمان این فیلم‌ها با آن رو به رو بود همان بن‌بستی بود که نسل جوان با آن رو به رو بود و علاوه بر بحران اخلاقی و فرهنگی پیش گفته، ریشه در دیکتاتوری رژیم شاه هم داشت. این بن‌بست پوچی و بی‌فایدگی به شرکت جوانان در انقلاب ۱۳۵۷ انجامید.»

دگرگونی اجتماعی و فیلم‌های سینمایی در ایران نمونه‌ای است در خور توجه از پژوهش در حوزۀ جامعه‌شناسی فرهنگ که با دقت نظر و ادغام متناسب تحقیق نظری و عملی نتایجی روشن و ملموس در اختیار خوانندگان و پژوهشگران قرار می‌دهد و ضمن بررسی تاریخ اجتماعی ایران در دورۀ پهلوی، وضعیت و موقعیت نهاد فیلم‌سازی را در ایران آن دوران به خوبی نشان داده و نقش و رابطۀ متقابل این دو را با تحولات فرهنگی ـ سیاسی بیان کرده است.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.