منو
سبد خرید

دریای معرفت ؛ از بایزید بسطامی تا نجم دایه

دریای معرفت ؛ از بایزید بسطامی تا نجم دایه
درحال حاضر موجود نمی باشد
دریای معرفت ؛ از بایزید بسطامی تا نجم دایه
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 34241
  • وزن: 0.40kg
  • SKU: 49114
  • UPC: 24
0 ریال

دریای معرفت ؛ از بایزید بسطامی تا نجم دایه

نویسنده: نصرالله پورجوادی
ناشر: هرمس
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 209
اندازه کتاب: رقعی گالینگور روکشدار - سال انتشار: 1394 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب

مهم‌ترین مساله‌ای که حکمت ذوقی طریقه‌های باطنی و صوفیانه را از دین‌داری عامه و حتی زاهدان و عابدان جدا می‌سازد معرفت است. دین برای مؤمنان متشرع آیین درست زیستن در دنیاست، به منظور رسیدن به ثواب و نجات یافتن از عذاب در آخرت. حتی زهاد و عبّادی هم که زندگی خود را وقف عبادت و پرستش خداوند کرده‌اند دین‌داری را به دلیل ترس از عذاب دوزخ، از یک سو و شوق رفتن به بهشت، از سوی دیگر، اختیار کرده‌اند. اما منظور اهل سلوک و طریقه‌های باطنی و صوفیانه از دین‌داری رسیدن به توحید از راه معرفت است. به همین دلیل است که این طریقه‌ها را طریقه‌های عرفانی نیز می‌خوانند. و به همین دلیل است که بر تفسیر ابن‌عباس از آیه زیر تأکید می‌ورزند. ابن‌عباس در تفسیر آیه‌ای که می‌فرماید: «و ما خلقنا الجن و الانس الا لیعبدون» (الذاریات: 56)، می‌گوید: ای لیعرفون، یعنی منظور از عبادت چیزی جز معرفت نیست. خدا انسان را آفرید فقط برای این‌که می‌خواست شناخته شود

صوفیان یا اهل طریقت و عرفان به دنبال اثبات هستی خداوند نیستند. اقامه دلیل برای هستی خداوند کار متکلمان و فلاسفه است. برای اهل طریقت بحث در هستی خداوند گستاخی است. برای ایشان مساله فقط بر سر شناخت حق تعالی است. اصلاً وجود خداوند در معرفت اوست، چه وجود «یافت» است و همه کوشش اهل سلوک و عرفان برای رسیدن به «یافت» است، یافتی که گاه از آن به‌عنوان کشف و شهود یاد می‌کنند و گاه به‌عنوان معرفت،‌ معرفتی که در آن عارف و معروف یکی می‌شوند، یا به تعبیر عارف غرق در معروف می‌گردد و در آن هلاک می‌شود. پس چیزی که می‌ماند معروف است. اوست که خود را می‌یابد.

استان بایزید و معرفت استغراقی او نقطه آغاز کتاب حاضر است. بایزید فقط به فرق میان شناخت ساحلی که «علم» خوانده می‌شود و شناخت استغراقی که «معرفت» خوانده می‌شود اشاره کرده است. صوفیان دیگر سعی کرده‌اند درباره ماهیت آن معرفت که در هنگام فنا دست می‌دهد نیز توضیح دهند. در فصول دیگر این کتاب من سعی کرده‌ام سخنان صوفیان دیگر را درباره معرفتی که در درون دریا دست می‌دهد توضیح دهم، دریایی که می‌توان آن را دریای هستی نامید، هرچند که کمال معرفت در این دریا با نیستی همراه است،‌ نیستی خودی موهوم و هستی یا بقای خودی حقیقی، نیستی «من» و هستی یا بقای «او».»

خامی بدایت عشق در واقع همان ابتدای وصال است. مرحله‌ایست که عاشق به معشوق رسیده و او را مشاهده می‌کند. عارف در دریا هنوز زنده است. در این مرحله عاشقی هست و معشوقی. عاشق قائم به هستی خویش است. ولی دویی عاشق و معشوق کمال عشق و حقیقت وصال نیست. عاشق برای این‌که به حقیقت وصال برسد باید از خود بُرسد، یعنی وجودش منتفی شود. پس از این‌که از خودی خود دست شست و قائم به وجود معشوق شد، آن وقت در عشق پخته می‌شود. عاشق وقتی قائم به وجود معشوق شد دیری نمی‌پاید و سپس آنچه می‌ماند عشق است و بس.

این مرحله را با سوختن پروانه در آتش بهتر می‌توان شرح داد. پروانه وقتی خود را به آتش می‌زند برای چند لحظه آتش می‌گیرد و وجودش عین آتش می‌شود. در این حالت پروانه قائم به وجود آتش است. به تعبیر غزالی،‌ وجود پروانه هیزم آتش عشق شده است. وقتی از پروانه چیزی جز خاکستر نماند آنچه می‌ماند فقط آتش است. غزالی رفتن عاشق از خودی خود به خودی معشوق را «فنا» می‌خواند و آن را با استفاده از تمثیل پروانه و آتش بدین صورت بیان می‌کند. اینجا بود که فنا قبله بقا آید و مرد محرم شود به طواف کعبه قدس و پروانه‌وار از سر حد بقا به فنا پیوندد، و این در علم نگنجد الّا از راه مثالی.»

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات