منو
سبد خرید

داستان پداگوژیکی ؛ دو جلدی

داستان پداگوژیکی ؛ دو جلدی
موجود نمی باشد
داستان پداگوژیکی ؛ دو جلدی
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • مدل: 108898 - 108/3
  • وزن: 1.00kg
  • UPC: 70
0 ریال

داستان پداگوژیکی

نویسنده: آ. ماکارنکو
مترجم: گامایون
ناشر: بنگاه نشریات پروگرس
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 590
اندازه کتاب: رقعی گالینگور روکشدار - سال انتشار: 1973 - دوره چاپ: 1 

کمیاب  - کیفیت : درحد نو ؛ لبه های روکش کتاب کمی زدگی دارد

 

مروری بر کتاب  

چه کسی می توانست با این درجه به طرزی غیرقابل شناختن صدها کودک را که زندگی با چنین وضعی قساوت بار وتحقیرآمیز مچاله شان کرده بود تغییر دهد ؟ آنتون سمیونویچ ماکارنکو بدون تردید آموزگاری پراستعداد است . پروفسور سمیونویچ ماکارنکو مشهورترین چهرهء روسی در حوزهء تعلیم و تربیت و یکی از دانشمندان‌ و صاحب نظران مطرح جهان معاصر در این زمینه است.او که به عنوان‌ نظریه‌پرداز تربیتی شوروی‌ کمونیستی مطرح بود،در سال‌ 1888 متولد شد و در طول عمر پربار خود آثار متعدد و قابل توجهی‌ از خود بر جای گذاشت.

ماکارنکو در سال 1939 چشم از جهان فرو بست.بزرگ‌ترین ویژگی شخصیتی ماکارنکو، حضور میدانی و عملی او در حوزهء تعلیم و تربیت و دور شدن از فضای خاص آکادمیک‌ و نظری است.او در کتاب‌های گوناگونی‌ مانند«راه زندگی»،«آموزش زندگی»،و «کتابی برای پدران و مادران»با همین دیدگاه‌ به مصادیق کاملا عینی در فرایند تربیتی و آموزشی خاصی که منجر به تحولات‌ قابل توجهی در افراد تحت آموزش او شد، اشاره می‌کند.این کتاب مشهورترین اثر مارکارنکو و شاید خواندنی‌ترین آن‌ها است.

او خود درباره این اثر به ماکسیم گورکی گفته‌ است:«داستان پدا گوژیکی گرامی‌ترین کار و اثر من است.»این کتاب که به تجربه‌های‌ عملی او در ادارهء یک کانون اصلاح و تربیت‌ اختصاص دارد،نخستین‌بار در سال 1973 با کمی تلخیص توسط بنگاه نشریات‌ پروگرس در دو جلد منتشر شد....بعدها معلوم شد که دفاع از این جوانه‌های اولیه جریانی چنان دشوار و بینهایت طولانی و مشقت‌بار است که اگر من از اول می‌دانستم شاید می‌ترسیدیم و از مبارزه رو برمی‌گرداندم. حسن مطلب در این بود که من همیشه خود را در آستانه پیروزی می‌دیدم، برای داشتن چنین روحیه‌ای انسان باید خوش‌بینی اطلاح‌ناپذیر باشد. 

قاعده بسیار مهم، قدغن بودن هرگونه امتیازی برای فرمانده بود. فرمانده هرگز چیزی اضافی دریافت نمی‌کرد و هیچ‌گاه از کار معاف نمی‌شد.نمی‌دانم چرا در ادبیات ما و در میان روشن‌فکران ما سیمای اطفال بی‌سرپرست به صورت یک قهرمان درآمده است. بی‌سرپرست قبل از هر چیز گویا فیلسوفست و ضمنا بسیار تیزهوش و آنارشیست و مخرب و دشمن تمام اسلوب‌های اخلاقیست… و یک استراتژی کامل برای فعالیت دزدی و نظم مقررات داخلی دارند… سیمای بی‌سرپرست که بدون اینها هم زیب و زینت داشت بعدها بیشتر از اینها به وسیله آثار زاهدمنشانه‌ی تنگ‌نظران (روسی و خارجی) به زیب و زیور آراسته شد. تمام بی‌سرپرست‌ها دزدند، می‌خوارند، فاسقند، کوکائینیدند، سفیلیتیک هستند… اما در واقع در زندگی چنین چیزهایی وجود نداشت....

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.