حریم ؛ متن کامل

حریم

نویسنده: ویلیام فاکنر
مترجم: فرهاد غبرائی
ناشر: نیلوفر
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 317
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1372 - دوره چاپ: 2

 

مروری بر کتاب

ویلیام کاتبرت فاکنر ‏ (۱۸۹۷ – ۱۹۶۲) رمان‌نویس آمریکایی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات می باشدفاکنر در سال ۱۸۹۷ میلادی در نیو آلبانی، میسیسیپی به دنیا آمد. در ۱۹۰۲ خانواده‌اش به آکسفورد، مرکز دانشگاهی میسی‌سیپی، نقل مکان کرد. مطالعات در مورد فاکنر در ۱۹۴۶ به صورت جدی توسط ملکم کاوی آغاز شد. در ۱۹۴۹ جایزه نوبل ادبیات به او داده شد و خطابهٔ مشهور خود را در آنجا خواند. بعداً نیز جایزه پولیتزر را برای کتاب شهر در سال ۱۹۵۷ دریافت نمود.او در ۶ ژوئیه ۱۹۶۲، سه هفته بعد از آنکه از اسب افتاد، بر اثر سکته قلبی در بیهالیا، میسیسیپی در گذشت.

... بعد تا نفس می کشیدم صدای وست ذرت بلند می شد . نمی فهمم چطور روی این جور تخت ها می خوابند . ولی شاید به عادت است . شاید هم شب ها از خستگی چیزی نمی فهمند .چون تا نفس می کشیدم صدا بلند می شد ، حتی وقتی که فقط روی تخت نشسته بودم . نمی فهمیدم چطور فقط با نفس کشیدنم صدا بلند می شود . آنوقت می نشستم و تا جایی که می شد بی حرکت می نشستم ..ولی باز هم صدا بلند میشد . شاید دلیلش این است که نفس پایین می رود . صدای مرد ها را می شنیدم که روی ایوان عرق می خوردند . این فکر به سرم افتاد که می توانم جای تکیه ی سرشان را روی دیوار ببینم و به خودم می گفتم : " حالا این یکی دارد از کوزه می خورد . حالا آن یکی . " درست مثل گودی توی بالش بعد از بلند شدن از تخت ،متوجه هستید ؟

آونوقت فکر خنده داری به سرم زد . وقتی آدم بترسد از این جور فکر ها به سرش می زند . با پاهایم نگاه می کردم و سعی می کردم مجسم کنم که پسرم . داشتم فکر می کردم کاش پسر بودم و آنوقت سعی کردم با فکر کردن پسر بشوم . می دانید که چطور از این کارها می کنند . مثل وقتی که توی کلاس جواب مسئله ای را بدانی و به معلمت نگاه کنی و با تمام وجودت پیش خودت بگویی: "صدام کن . صدام کن . صدام کن ." یاد حرفی افتاده که به بچه ها می زنند . بهشان می گویند آرنجت را ببوس . من هم سعی کردم ببوسم . در واقع هم بوسیدم . یعنی این قدر ترسیده بودم . از خودم میپرسیدم که آیا می فهمم کی اتفاق می افتد یا نه . منظورم قبل از نگاه کردنم است . و فکر می کردم که پسر شده م و می روم بیرون و نشان می دهم . متوجه هستید ... کبریتی را روشن می کنم و می گویم نگاه کنید . دیدید؟؟ حالا دست از سرم بردارید .. آنوقت می توانم برگردم توی تخت . آنوقت پیش خودم می گفتم برمیگردم به تخت و دوباره می خوابم . چون خوابم می آمد .آنقدر خوابم می آمد که نمی توانستم چشم هایم را باز نگه دارم .

بعد چشم هایم را محکم بستم و گفتم حالا شد . حالا هستم . به پاهایم نگاه می کردم و به تمام کارهایی که برایشان انجام داده بودم فکر می کردم . فکر می کردم که آنها را به چه رقص ها که نبرده بودم . عین همین ، مثل دیوانه ها . فکر می کردم که چه کارها برایشان نکرده م .و حالا مرا کشانده ند اینجا . فکر میکردم بهتر است دعا کنم تا پسر بشوم و دعا کردم و بعد بی حرکت نشستم و صبر کردم . بعد فکر کردم که شاید بفهمم تغییر کرده م یانه و حاضر می شدم که نگاه کنم . بعد فکر می کردم شاید برای نگاه کردن زود باشد . و اگر زود نگاه کنم ممکن است همه چیز ضایع بشود و آنوقت ممکن نباشد . آنوقت شروع کردم به شمردن . به خودم گفتم اول تا پنجاه می شمرم ،بعد فکر کردم هنوز زود است و بهتر است دوباره تا پنجاه بشمرم . بعد فکر کردم اگر به موقع نگاه نکنم ممکن است کار از کار بگذرد .

بعد به فکر افتادم خودم را به طریقی ببندم . یکی از همکلاسی هایم که تعطیلاتش را رفته بود خارج ،یکجور کمربند آهنی توی موزه ها دیده بود که شاه یا چیزی مثل این وقتی مجبور بود به راه دور برود به کمر ملکه می بست ، فکر کردم کاش این وسیله را داشتم به خاطر همین بلند شدم و بارانی را پوشیدم . قمقمه کنارش آویزان بود ، آن را هم برداشتم و گذاشتمش توی ...

برای نخستین بار در سال 1931 در آمریکا به چاپ رسید داستان چهارچوب جنایی و معمایی داره . گودوین به همراه همکارانش در خانه ای در میان جنگل مشروب می سازند و آن را به اهالی به صورت قاچاق می فروشند . بن بو وکیلی است که با همسرش به هم زده و طی راه خود به خانه سابق والدینش یک روز مهمان گودوین می شود . از سوی دیگر تمپل نیز دختر جوان و محصلی است که روزی با پسری قرار ملاقات دارد و پسر از او می خواهد سر راه به خانه گودوین بروند و مقداری مشروب بخرند اما در آن جا مست می کند و تمپل مجبور می شود همراه او شب را در آنجا ماندگار شود . پاپای یکی از کارمندان گودوین است که قصد تجاوز به تمپل را دارد و تامی کارمند دیگری است که سعی می کند جلوی او را بگیرد و ...

داستان چهارچوب جنایی و معمایی داره . گودوین به همراه همکارانش در خانه ای در میان جنگل مشروب می سازند و آن را به اهالی به صورت قاچاق می فروشند . بن بو وکیلی است که با همسرش به هم زده و طی راه خود به خانه سابق والدینش یک روز مهمان گودوین می شود . از سوی دیگر تمپل نیز دختر جوان و محصلی است که روزی با پسری قرار ملاقات دارد و پسر از او می خواهد سر راه به خانه گودوین بروند و مقداری مشروب بخرند اما در آن جا مست می کند و تمپل مجبور می شود همراه او شب را در آنجا ماندگار شود . پاپای یکی از کارمندان گودوین است که قصد تجاوز به تمپل را دارد و تامی کارمند دیگری است که سعی می کند جلوی او را بگیرد و …

این کتاب به عنوان یکی از کتاب‌های جنجالی و پر سر و صدای فاکنر به شمار می‌رود و موضوع حول محور تجاوز و قتل نوشته شده است.نقدهای خوبی بر این کتاب نوشته شد و کتاب فروش خوبی هم کرد اما فاکنر خود معتقد بوده است که این کتاب از جمله کتاب‌های ضعیف اش می‌باشد که صرفاً برای عامه پسند بودن و کسب درامد نوشته شده است.این موضوع میان محققان و دوستان فاکنر مورد بحث است. وقایع این کتاب نیز همانند همه کتاب‌های فاکنر در سرزمین خیالی یوکناپاتافا رخ می‌دهد.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

حریم ؛ متن کامل

  • ناشر: نیلوفر
  • کد کتاب: 88956 - 115/6
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: ویلیام فاکنر, فرهاد غبرائی, داستان های امریکایی, داستان های کلاسیک, کتاب حریم