تپه های سبز آفریقا

تپه های سبز آفریقا

نویسنده: ارنست همینگوی
مترجم: رضا قیصریه
ناشر: کتاب خورشید
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 296
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1397 - دوره چاپ: 4

 

مروری بر کتاب

نشسته بودیم توی کمین گاهی که شکارچیان « واندر اوبو » کنار نمک لیس با شاخ و برگ درختان ساخته بودند که صدای کامیون را شنیدیم. اول خیلی دور بود و کسی نمی دانست چه صدایی است. بعد صدا برید و ما خداخدا کردیم چیزی نباشد، یا فقط باد باشد. بعد کم کم نزدیک تر شد، و دیگر حرف نداشت، بلند تر و بلند تر، تا با سروصدای گوش خراش و بلند انفجارهای نامنظم از پشت سر ما رد شد و رفت تا از جاده بالا برود.

یکی از دو ردیاب، که اطواری بود، از سر جاش پا شد.
گفت: «تمام شد.»
دستم را روی دهانم گذاشتم و بهش اشاره کردم سرش را بدزدد.
بازگفت: «تمام شد.» و دست هاش را از هم باز کرد. هیچ وقت ازش خوشم نمی آمد و حالا کمتر ازش خوشم می آمد.

زیر لبی گفتم: «بعداً.» مکولا سرش را تکان داد. کله تاس و سیاهش را نگاه کردم و او صورتش را کمی چرخاند، جوری که من موهای باریک چینی وارش را که کنار لبش بود دیدم.

گفت: «خوب نیست، هاپانا موئوزوری. »
بهش گفتم: «یک کمی صبر کن.» باز سرش را پایین برد تا از بالای شاخه های خشک پیدا نباشد و ما توی گرد و خاک آن گودال نشستیم، از بس که تاریک بود مگسک جلوی تفنگم را نمی توانستم ببینم، اما چیز دیگری نیامد. ردیاب اطواری بی صبر و قرار بود. کمی قبل از آن که هوا تاریک شود، زیر لبی به مکولا گفت که حالا برای شکار دیر است.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

تپه های سبز آفریقا

  • 280,000ریال
  • 250,000ریال

برچسب ها: ارنست همینگوی, رضا قیصریه, داستان های امریکایی, کتاب تپه های سبز آفریقا