منو
سبد خرید

تاکیدی بر یگانگی شخصیت ذوالقرنین و کوروش

تاکیدی بر یگانگی شخصیت ذوالقرنین و کوروش
تاکیدی بر یگانگی شخصیت ذوالقرنین و کوروش
  • موجودی: موجود
  • مدل: 124539 - 108/3
  • وزن: 0.30kg
180,000 ریال

تاکیدی بر یگانگی شخصیت ذوالقرنین و کوروش

نویسنده: محمدکاظم توانگرزمین
ناشر: نوید شیراز
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 136
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1387 - دوره چاپ: 3

 

مروری بر کتاب

نویسنده این کتاب بر آن است نشان دهد  کوروش  بنیانگذار هخامنشیان همان  ذوالقرنین  است که در قرآن از او سخن رفته است . همان گونه كه از گزارش گزنفون و هرودوت استفاده مى شود، رفتار كوروش با ملل مغلوب و توده مردم و حتى با دشمن مغلوب، آنان كه با او سر عناد نداشتند، بسيار انسانى و پسنديده بوده است; رفتارى كه در ميان نوع فرمانروايان فاتح آن روزگار، بى نظير بوده است، به طورى كه حتى بيگانگان حاكميت او را برخود، بر حاكميت فرمانروايان بومى و هموطن خويش ترجيح مى دادند. براساس گزارش هرودوت، در ماجراى فتح بابل دستور رسمى كوروش اين بوده است كه احدى از سربازان حق ندارد كسى را كه سلاح خود را بر زمين گذاشته بكشد يا به او تعرض كند.

مردم بابل به استقبال و تماشاى كوروش و ارتش او آمدند و توده مردم اصلا حرارت جنگ را لمس نكردند. كوروش يك امپراطورى را فتح كرد، ولى توده مردم احساس نكردند كه قدرت جابه جا شد، بلكه احساس كردند كه اوضاع بهتر شد، چرا كه پادشاه بابل (نبونيد) شرايط دشوار و غيرقابل تحمّلى را براى مردمش فراهم كرده و مخصوصاً با جابه جا كردن مجسّمه خدايان شهرها كه توهينى آشكار و زجرآور به مردم محسوب مى شد، موجب نارضايتى شديد ملت خود را فراهم كرده بود، در حالى كه كوروش پادشاهى عدالت گستر و دلسوز و مهربان بود كه به عقايد و مقدّسات آنان احترام مى گذاشت و به آنان آزادى عقيده بخشيد.كوروش با نبونيد، پادشاه مغلوب بابل نيز محترمانه رفتار كرد و به منظور تسلاّى خاطر او، براى فرزندش، بَلشَصَر كه به دليل مقاومت در جنگ كشته شده بود، مجلس گراميداشت برگزار كرد.

رفتار كوروش با يكى ديگر از پادشاهان پر كبر و غرور آن عصر كه مغلوب كوروش شد نيز نشانه ديگرى از شخصيت ممتاز و طبع بلند و خصال نيك انسانى اوست; شخصيتى كه در ميان فرمانروايان آن عصر، بى نظير بوده است. ماجرا از اين قرار بود كه در پى غلبه كوروش بر آستياگ، پادشاه ماد و تصرّف قلمرو پهناور كشور ماد، قلمرو تحت حاكميت كوروش تا قلب آسياى صغير توسعه يافت و با دولت «ليديه» به مركزيّت شهر «سارد» در شرق درياى اژه و مرمره هم مرز شد.

در اين حال، كِرِزوس، پادشاه ليديّه به عنوان يك اقدام پيش گيرانه در برابر حمله احتمالى كوروش، ضمن تماس با نبونيد، پادشاه بابل و آمازيس، پادشاه و فرعون مصر، اتحاديه سه گانه اى را بر ضد كوروش ترتيب داد و خود را آماده حمله پيش گيرانه بر ضد كوروش نمود. گرچه پادشاهان بابل و مصر نيز پشتيبان كرزوس بودند، اما فتنه گر اصلى و نوك پيكان تهاجم به قلمرو كوروش، كِرزوس بود. كرزوس با تداركات نظامى گسترده از منطقه مرزى قلمرو خود، رود هاليس كه رود قزل ايرماق كنونى و در حدود آنكاراى فعلى باشد، لشكرهايش را به منطقه كاپادوكيه و شرق آنكارا و شرق رود هاليس آورد و اين منطقه را غارت كرد...

در فصل اول، ابتدا مولف از چگونگی آغاز بحث ذوالقرنین در اسلام  سخن به میان می‌آورد ;سپس با استفاده از تفسیر المیزان مقایسه‌ای میان شخصیت ذوالقرنین و کوروش به دست می‌دهد .
در فصل دوم موضوع ذوالقرنین از منظر تورات و ارتباط آن با قوم یهود بررسی می‌شود .
فصل سوم مطالبی است درباره نقش برجسته‌ای که به صورت یک انسان بالدار با تاجی مخصوص و دو شاخ غیرعادی بر سر حکاکی شده است .
فصل چهارم به شرح مختصری از زندگی کوروش و بررسی عملکرد نظامی و رفتار اخلاقی و مذهبی او اختصاص یافته است .

نویسنده در فصل پنجم، با معرفی سرزمین‌های فتح شده کوروش و اقوام مهاجم در این سرزمین‌ها، می‌کوشد اقوام مهاجم را با اقوام یاجوج و ماجوج  مقایسه کند .
در فصل ششم، نگارنده تلاش کرده با بررسی واژه کوروش و نظریاتی که در این باب مطرح شده، یگانگی شخصیت ذوالقرنین و کوروش را اثبات نماید.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات