منو
سبد خرید

تاریخ شنیداری ایران ؛ گفتگو با دکتر شاپور بختیار

تاریخ شنیداری ایران ؛ گفتگو با دکتر شاپور بختیار
درحال حاضر موجود نمی باشد
تاریخ شنیداری ایران ؛ گفتگو با دکتر شاپور بختیار
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 1482 - 31/4
  • وزن: 0.30kg
0 ریال

تاریخ شنیداری ایران ؛ گفتگو با دکتر شاپور بختیار

نویسنده: غلامحسین مراقبی
ناشر: دانشگاه تهران
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 136

اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1382 - دوره چاپ: 1 

 

مروری بر کتاب 

نام آوران بختیاری بر خلاف نامشان که می باست« بخت» « یار» شان باشد، جز در درنگ هایی تاریخی که او جگیری را شتابناک می آغازیدند، بشترینشان به سرانجامی شوم و تلخ گرفتارمی آمدند ،گویی ایستایشان بر کرسی های قدرت بر آن بوده تا شرنگ سرنگونی شان آماده شود و آنگاه به هنگام فروغلتیدن، تلخ و شور بخت جام نگون ساری را سر می کشیدند و شوم بختی یارشان می شد...

زندگانی سیاسی شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر نظام شاهنشاهی در ایران با سرنوشت تاریخی ما گره خورده است. کودکی‌اش در میان ایل، نوجوانی و جوانی‌اش در بیروت و پاریس، مبارزه سیاسی‌اش در حزب ایران و جبهه ملی تا رویارویی‌اش با محمدرضاشاه و آیت‌الله خمینی، هر یک نشان از گذشته‌ای دارد که بر زمانه ما اثری ماندگار بر جای نهاده است.

در پرداختن به زندگانی سیاسی بختیار، پذیرش مقام نخست‌وزیری توسط او در آستانه انقلاب جایگاه ویژه‌ای دارد. دلیل این تصمیم را تا آنجا که به شخصیت و ویژگی‌های فردی‌اش مربوط می‌شود، بسیاری منتسب بر جاه‌طلبی‌اش دانسته‌اند. بختیار اما جاه‌طلبی را «موتور مرد سیاسی» می‌دانست. پس ضرورتی نمی‌دید تا چنین خصوصیتی را نفی کند و یا فراتر از آن نادرست بخواند. با این همه، دلیل اصلی تصمیمش را برای پذیرفتن مسئولیت در آن شرایط بحرانی، نگرانی فزاینده‌اش از آینده‌ای دانسته است که ایران را تهدید می‌کرد. او سال‌ها پیش از آن که به رویارویی با آیت‌الله خمینی برخیزد، شجاعت و صراحت را عاملی مهم در زندگانی سیاسی می‌دانست و می‌گفت: «عیب کار این جا است که برخی افراد در تمام مراحل عمر در پی یک وضعیت اجتماعی راحت و آسوده‌ای هستند و در عین حال جنت‌مکانی را بر تمام شقوق زندگی ترجیح می‌دهند... به هر صورت هر کشوری به اشخاص متقی و وطن‌پرست نیاز دارد. ولی این اشخاص متقی و وطن‌پرست این کشتی را به ساحل نخواهند رسانید. یک تعداد افراد قوی و با اراده لازم است».

...بختیار از روزگاری که پا به عرصه سیاست گذاشت، به سبب توانمندی‌های فردی و خانوادگی، از این امکان برخوردار بود تا با گذشتن از عقایدش، بر آنچه جاه‌طلبی سیاسی نامیده می‌شود، واقعیت بخشد. خویشاوندی‌اش با ثریا اسفندیاری، همسر دوم شاه و با تیمور بختیار، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، هر یک امتیازی بود که می‌توانست راه صعودش را به قله شهرت و قدرت هموار سازد. اما به خاطر ارزش‌هایی که به آنها پایبند بود، از همه این‏ها روی برتافت.

او در نخستین روزهای پس از سقوط کابینه مصدق در مرداد ماه 1332، پیشنهاد عضویت در کابینه زاهدی را نپذیرفت و در آستانه انقلاب که کسب قدرت را از سوی جبهه ملی در دسترس می‌دید، به رغم همه اختلافاتش با اللّهیار صالح، او را نامزد مقام نخست‌وزیری خواند. بختیار در فرصتی دیگر، از هیچ کوششی برای نخست‌وزیری کریم سنجابی فروگذار نکرد و هنگامی که نام غلامحسین صدیقی برای کسب این مقام بر سر زبان‏ها افتاد، از او با شاه به نیکی سخن گفت.

تا این که سرانجام، آنجا که هستی میهنش را دست‌خوش خطر دید، به سان رهبری بی‌باک پا به میدان نهاد و با شجاعتی که از اعتماد به نفس و تبار ایلیاتی‌اش برمی‌خاست، همچون «مرغ توفان» به پیشواز نبردی بی‌سرانجام شتافت. بختیار در اوج ناآرامی ها، روزگاری که توده و فرهیختگان مردم، رمز آسایش و امنیت خود را در یافتن پاسخ‌های صریح و آسان بر پرسش‌های دشوار و پیچیده جست‌وجو می‌کردند، از هیچ تلاشی در سخن گفتن با آنان از آنچه آگاهی و خرد می‌دانست، فروگذار نکرد».

 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات