منو
سبد خرید

بهترین کاسب قرن

بهترین کاسب قرن
درحال حاضر موجود نمی باشد
بهترین کاسب قرن
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 89667 - 112/1
  • وزن: 0.30kg
  • UPC: 14
0 ریال

بهترین کاسب قرن

نویسنده: علی عابدنهاوندی
ناشر:  سبحان
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 256
اندازه کتاب: رقعی لب برگشته - سال انتشار: 1385 - دوره چاپ: 5


مروری بر کتاب 

خاطرات مرحوم حاج مرشد چلویی طاب ثراه

از جمله عباد مخلص خداوند سبحان ، عارف حکیم مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به « مرشد چلویی» و متخلص به (ساعی) است.کسی که به افق نبوت و ولایت دسترسی پیدا کرد.از آنجاییکه ایشان به نصیحت مشتریان خود و دیگران میپرداختند به مرشد و به دلیل داشتن مغازه چلوکبابی به چلویی معروف بودند.
نوه ایشان نقل می کند :
بعد از فوتش یکی از دوستان وی به من گفت:
مرشد به من فرموده بود:
« من سلمان زمان و اولیای خدا بودم که مردم مرا نشناختند».
ایشان می گفت :
«بهترین مردم، کسی است که به دیگران آزار نرساند. وقتی تو با کسی کاری نداشته باشی، مطمئن باش کسی با تو کاری ندارد. هرچه بدی به انسان می رسد، از نفس بد خود اوست».

مغازه ی حاج مرشد در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران که بازار نجار ها بود،قرار داشت و ایشان تا زمان حیات در همانجا ماند.جناب مرشد در جلوي آشپزخانه ی مغازه ی خود می ایستاد و گفته بود تا کارکنان مغازه كساني كه مي خواهند غذا بيرون ببرند را به گونه ای هدايت كنند تا از نزد او بگذرند.

بيشتر كساني كه غذا بيرون مي بردند، بچه ها و نوجواناني بودند كه براي كارفرمايان وصاحبان مغازه هاي بازار غذا مي گرفتند و مي بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند. مرحوم مرشد كودكي كه با ظرف غذا در دست، نزد او مي آمد قدری پلوی زعفراني روی باديه او مي ريخت و ظرف را كامل مي كرد و بعد تكه كباب يا لقمه گوشت يا اگر تمام شده بود، ته ديگي زعفرانی داخل روغن می كرد و دهان آن پسربچه يا نوجوان مي گذاشت مي گفت:
اين اطفال خودشان مي آيند در مغازه و بوی غذاها را استشمام می كنند و دلشان می خواهد و بدين طريق من از همان غذايي كه می برند به آنها می چشانم تا اگر استادشان به آنها نداد، لااقل چشيده باشند.

در مغازه ی ایشان دو تابلو به چشم می خورد که اولی بیتی بود بدین شرح:
ساعتی در خود نگر تا کیستی؟ از کجایی،وز چه جایی،چیستی؟
و تابلویی دیگر روی دخل مغازه قرار داشت که همان جمله ی معروف و کم نظیر جناب رشد بود:"نسیه و وجه دستی داده می شود،حتی به جنابعالی به قدر قوه" که بسیاری از مردم از این موضوع و مفاد این جمله استفاده کرده،غذای رایگان میخوردند و می رفتند و حتی وجه دستی هم می گرفتند!
اغلب مردمی که نداشتند،یا رند بودند و میخواستند پول ندهند؛از این موضوع استفاده می کردند و غذای مجانی میخوردند.

جناب مرشد فرموده بود:حضرت نبی اکرم (ص) و حضرت امیر المومنین علی (ع) مرا به خاطر این تابلو،این اعلان و این عمل صدق،تحسین فرموده اند.ایشان یکبار در خواب دیدند که پیامبر (ص) به همراه حضرت علی (ع) به مغازه ی ایشان آمده و به تابلوی مذکور نگاه می کنند و لبخند میزنند.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات