منو
سبد خرید

با من به شهر نو بیائید ؛ دو جلدی

با من به شهر نو بیائید ؛ دو جلدی
با من به شهر نو بیائید ؛ دو جلدی
درحال حاضر موجود نمی باشد
با من به شهر نو بیائید ؛ دو جلدی
با من به شهر نو بیائید ؛ دو جلدی
با من به شهر نو بیائید ؛ دو جلدی
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 108182 - 111/3
  • وزن: 1.00kg
  • UPC: 250
0 ریال

با من به شهر نو بیائید

نویسنده: هدایت الله حکیم الهی
ناشر: شرکت سهامی چاپ
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 345
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1326 - دوره چاپ: 3

کمیاب- کیفیت : درحد نو ؛ جلد کتاب بدون روکش می باشد

 

مروری بر کتاب

مصور

قلعه شهر نو نام محله منطقه سرخ در تهران بود. در این محله مجموعه‌ای از روسپی‌خانه‌ها و میخانه‌ها قرار داشت و خیابان‌های مهم آن عبارت بودند از خیابان حاج عبدالمحمود، خیابان قوام دفتر، خیابان راه‌پیما و خیابان جمشید. این محله با نام‌های «شهرنو»، «قلعه شهرنو»، «قلعه زاهدی»، «قلعه»، «قلعه خاموشان»، محلهٔ جمشید، محلهٔ قجرها و گمرک شناخته می‌شد و زنان آن را «ساکنان محله غم» نیز می‌گفتند.

...در اوایل حکومت رضاشاه فردی که به نام زال ممد شهرت یافته بود با آوردن برخی زنان از جاهای دور و نزدیک، این محله را به کانون روسپی‌گری تبدیل کرد. در آن زمان، رضاشاه در صدد جمع‌آوری روسپی‌ها برآمد و قسمتی از قلعه تخریب شد و قلعه محله‌ای از شهر شد. شخصی به نام ارباب جمشید هزینه احداث ده‌ها خانه به منظور اسکان زنان بی سرپرست را قبول کرد و به منظور تأمین مخارج آنان چند باب مغازه نیز در این منطقه احداث کرد و محله رسماً به عنوان «محله جمشید» نامگذاری شد. احداث خانه‌های جدید و آسفالت دو خیابان جدید باعث شد که محله جمشید به اسم «شهر نو» معروف گردد...

درباره "شهرنو"، محله تن‌فروشان شهر تهران در سال‌های پیش از انقلاب، گزارش تحقیقی چندانی منتشر نشده است.
اگرچه برخی از روزنامه‌نگاران نیز به طور پراکنده در این زمینه نوشته‌اند، اما بیشتر مطالب منتشرشده، قالب پاورقی دارد و شمارشان نیز کم نیست. "زن روز" یا "جوانان"، از جمله نشریاتی بودند که چنین پاورقی‌هایی را منتشر می‌کردند؛ پاورقی‌‌هایی که گاه در زیر عنوان آن تاکید می‌شد: بر اساس یک داستان واقعی.

در مقایسه اما سینمای ایران سهم بیشتری در توجه به این موضوع دارد؛ به طوری که یکی از تم‌های تکرارشونده سینمای پیش از انقلاب ایران، در کنار "لات جوانمرد و نجات‌دهنده"، زن تن‌فروش و درمانده و مقروض بود. به همین واسطه، افکار عمومی، اطلاعات خوبی در زمینه "پااندازها" و "زنان تن‌فروش" داشت که اغلب فریب‌خوردگانی فقیر، شهرستانی و معتاد بودند.

در میان این‌همه اما می‌توان از سه اثر _به عنوان_ نمونه یاد کرد که موفق شده‌اند اندوه و رنج زنان تن‌فروش را با بیانی هنری مطرح کنند: رمان "طوطی" نوشته زکریا هاشمی، مجموعه عکس‌های کاوه گلستان و فیلم "قلعه" ساخته کامران شیردل. این سه اثر که فضای زندگی تن‌فروشان را به دقت به تصویر کشیده‌اند، با یکدیگر ارتباطی هم ساختاری و هم معنایی دارند.

هر سه اثر تقریباً در یک دوره تهیه شده‌اند؛ رمان طوطی سال ۱۳۴۷، فیلم" قلعه" سال ۱۳۴۵ و مجموعه عکس‌های قلعه طی سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶. بعدها وقتی فیلمبرداری فیلم "قلعه" توسط وزارت فرهنگ و هنر متوقف می‌شود، کامران شیردل از عکس‌های کاوه گلستان برای تدوین فیلمش بهره می‌برد...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات