کتاب با عشق در حوالی فاجعه فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب شعر انتشارات پاژنگ

با عشق در حوالی فاجعه

نویسنده: حسین منزوی
ناشر: پاژنگ
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 206
اندازه کتاب: خشتی - سال انتشار: 1371 - دوره چاپ: 1

کمیاب - کیفیت : درحد نو

 

مروری بر کتاب

 

 

مجموعه غزل

بردم ز سر هوای رهایی به بند دوست 
یارب!رهایی ام ندهی از کمند دوست 

میلی به آفتاب ندارم که ذره ام 
جاکرده خوش به سایه سرو بلند دوست 

منصور وار بر سر آنم که عشق را 
اوجی دهم دوباره که باشد خورند دوست 

تا خرمنم بسوزد و خاکسترم کند 
دل بسته ام به صاعقه ی خوش گزند دوست ...

******************

چرا صبحِ مرا، زندانیِ پیراهنت داری؟
تو که خورشید را، چون خونِ جاری در تنت داری

دو سار از چشم‌هایِ تو به یکدیگر نشان دادند
دو مُرغِ سینه سُرخی را که در پیراهنت داری

لبت را غُنچه کن، بُرده به سویَم با نفس‌هایت
همه گُل‌برگ‌هایی را که رویِ ناخُنت داری

نسیمم من. کمند انداز می‌آیم به سویت باز
اگر صد بار صد دیوار، گِردِ گُلشنت داری

اگر یک می‌دهی، صد می‌ستانی از من، این‌گونه است
اگر گلشن شنیدن، پاسُخِ گُل گفتنت داری

برایم با مُژه، پیراهن بختی بدوز، اکنون
تو که تارِ نخ از گیسویِ خود، در سوزنت داری

شبی صحرایی و سوزان، تمامم را بر افروزان
از آن تب‌ها که خود در طبعِ چون آویشنت داری

نه از من، تا به خاکستر، تو نیز از عشق می‌سوزی
اگر از آذرخشم، آتشی در خرمنت داری

همه دنیایِ من، عشق است و دُنیایِ عزیزم را
اگر ویران کُنی، خونِ مرا، بر گردنت داری.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

با عشق در حوالی فاجعه

  • ناشر: پاژنگ
  • کد کتاب: 85851 - 111/3
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: حسین منزوی, شعر فارسی, غرل, کتاب با عشق در حوالی فاجعه