کتاب باغ بهشت ؛ نسیم شمال فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب شعر انتشارات

باغ بهشت

نویسنده: اشرف الدین حسینی نسیم شمال
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 80
اندازه کتاب: جیبی - سال انتشار: 1355 - دوره چاپ:

کمیاب - کیفیت : خوب ؛ سه صفحه کتاب چسب خوردگی دارد

 

مروری بر کتاب

از منتخبات کتاب باغ بهشت اشرف الدین حسینی است

سیداشرف الدین قزوینی، معروف به گیلانی، فرزند سید احمد حسینی قزوینی، به سال ۱۲۸۷ هجری قمری در قزوین به دنیا آمده و شش ماه بوده که یتیم مانده و در یتیمی ملک و مال و خانه اش را غصب کرده اند و او دچار فقر و تنگدستی شده است. در جوانی به عتبات رفته و چندی در کربلا و نجف زیسته و بعد سور میهن پرستی او را به ایران کشیده است. سید به قزوین آمده و از آنجا در بیست و دو سالگی به تبریز رفته و با پیری روشن ضمیر آشنا شده است. دوره تحصیلات مقدماتی را در تبریز گذرانده و هیئت و جغرافیا و صرف و نحو و منطق و هندسه و علوم متداول دیگر را آموخته و چندی بعد به گیلان آمده و در رشت اقامت گزیده و از رشتیان نوازش ها و مهربانی ها دیه و نخستین شعرهای خود را همانجا سروده است.

سید اشرف در سال ۱۳۲۵ هجری قمری روزنامه ادبی و فکاهی کوچکی به نام «نسیم شمال» در رشت منتشر کرد که تا انحلال مشروطه دایر بود. در سال ۱۳۲۶ که مجلس بمباران و روزنامه ها و انجمن ها برچیده شده، نسیم شمال نیز متوقف گشت و در سال ۱۳۲۷ پس از فتح تهران دوباره انتشار یافت. سید اشرف الدین در سال ۱۳۳۳ به تهران آمد و روزنامه نسیم شمال را در تهران دایر کرد.

سیداشرف محبوبترین و معروفترین شاعر ملی عهد انقلاب مشروطه است. وی اشعار فکاهی و انتقادی خود را هر هفته در روزنامه اش چاپ میکرد و به دست مردم می داد. هنگامی که روزنامه فروشان دوره گرد فریاد را سر می دادند و روزنامه را اعلان می کردند، مردم از زن و مرد و پیر جوان و باسواد و بی سواد هجوم می آوردند و روزنامه را دست به دست میگرداندند. در قهوه خانه ها، در سرگذرها و در جاهایی که مردم گرد می آمدند، باسوادها برای بی سوادها می خواندند و مردم حلقه می زدند و روی خاک می نشستند و گوش میداند. نام این روزنامه به اندازه ای بر سرزبان ها بود که همه جا سیداشرف الدین را آقای «نسیم شمال» صدا میزدند.

می شود دنیا بکام اهل ایران ای نسیم
می نماید شادمانی هرمسلمان ای نیسم 

آفتاب معرفت گردد درخشان ای نسیم 
آفتاب معرفت گردد درخشان ای نسیم ...

گرانی قند:
یا شیخ چرا قامت تریاک کمان است چون قند گران است
وافور چرا دور ز ما در‌بدران است چون قند گران است
وافورکشان شیره بقال چو دیدند فی‌الفور خریدند
گویی به مثل روغن زرد همدان است چون قند گران است . . .

ما ملت ایران:
ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
ما باک نداریم ز دشنام و ملامت ما میل نداریم به آثار سلامت
گر باده نباشد سر وافور سلامت از نام گذشتیم همه مایل ننگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
گاه از غم مشروطه به صد رنج و ملالیم لاغر ز فراق وُکلا همچو هلالیم
یک‌روز همه قنبر و یک‌روز بلالیم شب فکر شرابیم سحر ما لب بنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
اسباب ترّقی همه گردید مهیا پرواز نمودند جوانان به ثریا
گردید روان کشتی علم از تک دریا ما غرق به دریای جهالت چو نهنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
یارب ز چه گردید چنین حال مسلمان بهر چه گذشتند ز اسلام و ز قرآن
خوبان همه تصدیق نمودند به قرآن ما بوالهوسان تابع قانون فرنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم
از زهد و تقدس زده صد طعنه به سلمان داریم جمیعاً هوس حوری و غلمان
نه گبر و نه ترسا نه یهود و نه مسلمان نه رومی رومیم و نه هم زنگی زنگیم
افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

باغ بهشت ؛ نسیم شمال

  • کد کتاب: 86070 - 15/1
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: اشرف الدین حسینی, شعر فارسی, شعر طنز, نسیم شمال, کتاب باغ بهشت ؛ نسیم شمال