کتاب بادبادک باز ؛ متن کامل فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب رمان انتشارات مروارید

بادبادک باز

نویسنده: خالد حسینی
مترجم: - پریسا سلیمان زاده
ناشر: مروارید
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 450
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1384 - دوره چاپ: 2

کیفیت : نو ؛ گوشه صفحه اول پاره شده است

 

مروری بر کتاب

1- ایزابل آلنده :
« اثری شگفت انگیز ... این داستان از جنس آن داستان های فراموش نشدنی است که تا سالها با شما خواهد ماند .

این رمان استثنایی تمام درونمایه های مهم ادبیات و زندگی را در بر می گیرد :
عشق، افتخار ، گناه ، ترس ، رستگاری ...

این کتاب برایم چنان تاثیر گذار بود که تا مدتها هرچیزی که بعد از آن می خواندم بی روح به نظرم می رسید . »

رمان «بادبادک باز» داستان دو پسر بچه‌ای است که در کنار هم در کابل، پایتخت افغانستان بزرگ می‌شوند.زمان شروع رمان یکی از روزهای زمستان 1975است.

حکایت زندگی دو پسر بی مادر که در کابل روزگار می‌گذرانند و کشور در آستانه یورش ارتش شوروی قرار دارد. امیر و حسن به رغم اختلاف طبقاتی که دارند با هم بازی می کنند . آنها در مسابقات سالانه بادبادک بازی شرکت می‌کنند و امیر در یکی از مسابقات به حسن کلک می‌زند و همین کلک سرآغاز خیانتی است که در طول داستان مثل زنجیره ای گسترده می‌شود.

این رمان زمانیکه برای اولین بار در سال 2003 با جلد گالینگور منتشر شد،فروش متوسطی کرد ولی یک سال بعد نسخه جلد شومیزی آن با استقبال بسیار زیاد خوانندگان روبرو شد.

«بادبادک‌ باز» با تیراژ چهار میلیون نسخه بیش از 103 هفته صدرنشین فهرست پرفروشترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت. این رمان تاکنون در بیش از 34 کشور جهان منتشر شده است.

«خالد حسینی» متولد سال 1965، فرزند یکی از دیپلمات های سابق افغانستان است که در سال 1980 به ایالات متحده رفت و همراه با خانواده‌اش در کالیفرنیا سکونت گزید.

رمان «بادبادک باز»، نخستین رمان افغانستان است که به زبان انگلیسی منتشر و بلافاصله با استقبال روبه رو شده است.

ایزابل آلنده رمان نویس و داستان سرای شیلیایی درباره رمان او گفته است: رمان حسینی از آن دست آثاری است که خواننده نمی‌تواند از آن دل بکند. رمانی با ساخت تو در تو و لایه های پنهان.

آنچه امروز هستم زمانی شدم که دوازده ساله بودم؛ در هوایی بسیار ابری و دلگیر روزی از روزهای زمستان 1975.آن لحظه را دقیقا به یاد دارم.
من در پس دیوار گلی در حال فرو ریختن کز کرده بودم و زیرچشمی داخل کوچه نزدیک نهر یخ بسته را می پاییدم.
آن حادثه بیست و شش سال پیش روی داد.
به هرحال، به نظر من اینکه می گویند گذشته را می توان مدفون کرد، اشتباه است؛ چون گذشته همیشه در تکاپوی پدیدار شدن است.
به گذشته که می نگرم احساس می کنم در طول این بیست و شش سال، همیشه در حال دزدانه نگریستن به آن کوچه خلوت و متروک بوده ام.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

بادبادک باز

  • ناشر: مروارید
  • کد کتاب: 84834 - 100/7
  • موجودی: در انبار
  • 490,000ریال
  • 390,000ریال

برچسب ها: خالد حسینی, پریسا سلیمان زاده, داستان های افغانی, داستان های امریکایی, کتاب بادبادک باز