كاربران محترم و فرهيخته آی كتاب با توجه به عدم برگزاری نمايشگاه بين المللي كتاب به دليل شيوع بيماری كوويد 19 و استقبال شما عزیزان كد 139902 با تخفيف شش درصد ( اضافي بر تخفيفات اعمال شده در سايت ) تا پايان تیرماه تقدیم می گردد. لطفا جهت استفاده ، کد فوق را در بخش مربوطه وارد و سپس کلید اعمال کوپن را کلیک نمایید .
بابا نظر ؛ خاطرات شفاهی شهید محمدحسن نظرنژاد

بابا نظر

نویسنده: محمدحسن نظرنژاد
ناشر: سوره مهر
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 520
اندازه کتاب: رقعی سلفون روکشدار - سال انتشار: 1388 - دوره چاپ: 10

 

مروری بر کتاب

خاطرات شفاهی شهید محمدحسن نظرنژاد

یک‏دفعه دیدم یکی از تانک‌های عراقی از آن‏ طرف بالا آمد و شلیک کرد. گلوله‏اش به زیر پایم خورد. دو سه‏ متری روی هوا چرخیدم و به زمین خوردم. سرم سنگین شد. اول حس کردم سرم از بدنم جدا شده است، منتهی چون گرم هستم، متوجه نیستم! غبار عجیبی هم پیچیده بود.

بی‌سیمچی من که اسمش جاجرم بود، صدایش بلند شد و گفت: حاجی شهید نشده. بچه‏ها، بروید جلو. حاجی یک مقداری خراش برداشته. الان بلند می‏شود و می‏آید. یک وقت دیدم آقای صادقی و مسئول تخریب گردان کنارم ایستاده‏اند. من تکان خوردم و بلند شدم. آقای کفاش به شدت می‏خندید. گریه هم می‏کرد.

پرسیدم: چرا این‏جوری هستی؟ گفت: حاج‏آقا نظرنژاد، شما لختی! نگاه کردم و دیدم موج انفجار همه لباس‌هایم را کنده‌است. فقط یک‌تکه از پارچه شلوار و مقداری از پارچه شورتم باقی‏مانده بود. چشم و گوش چپم آسیب دیده بودند.ماهیچه دستم را ترکش برده بود. قسمت‌های زیادی از بدنم، ضربه کاری خورده بود، ولی چون قوی و تنومند بودم، متوجه نبودم. خودم را تکان دادم تا بتوانم بهتر روی زمین بایستم. آقای کفاش، پیژامه سفید و گشادی را که داشت، به من داد تا بپوشم ...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

بابا نظر ؛ خاطرات شفاهی شهید محمدحسن نظرنژاد

  • ناشر: سوره مهر
  • کد کتاب: 91421 - 1/3
  • موجودی: در انبار
  • 550,000ریال
  • 470,000ریال

برچسب ها: محمدحسن نظرنژاد, ادبیات دفاع مقدس, جنگ ایران و عراق, خاطرات, کتاب بابا نظر